رقابت و اختلاف
اختلاف امتی رحمه
قال رسول الله (ص): «اختلاف أمتی رحمه» «یعنی وجود اختلاف در میان امت من رحمت است»
چرا پیامبر (ص) میگویند اختلاف امتی رحمه؟ به نظر میرسد چون در امت پیامبر مخصوصاً در عصر غیبت فرد معصوم وجود ندارد
لذا اشتباهات زیادی ممکن است اتفاق بیفتد؛ لذا وجود اختلاف باعث میشود تا این اشتباهات رفو شوند و مردمی که از عملکرد کسی ناراضی هستند به فرد یا گروه مقابل بپیوندند و این امر باعث دوام حقیقت و اصالت است. به گزارش مهدی پارسا خبرنگار ماهین نیوز، پرداخت 25 میلیون دلار به دانشگاه آزاد باعث بروز اختلاف در کشور شد؛ شاید مخالفان وموافقان، هر دو راست میگفتند، اما هر یک از دیدگاه جداگانه و کارشناسی شده؛ مثلاً کسانی که موافق این پرداخت بودند میگفتند که دانشگاه آزاد متعلق به یک گروه یا یک فرد و یا حتی یک طیف و جریان نیست بلکه دانشگاه آزاد اسلامی مانند همه ارگانها مولود انقلاب بوده و با آن رشد کرده است و باید باز هم رشد کند زیرا هر روستا و شهر دورافتادهای ابتدا مجهز به دانشگاه آزاد میشود سپس دانشگاه پیام نور یا دانشگاههای دیگر به دنبال آن میآیند. برعکس دیدگاه دیگری میگوید این دانشگاه تیول یک فرد خاص است که چندان هم در روند فتنهی سال 88 بیگناه نبود حتی برخی از سران آن با سکوت خود فتنه را تأیید کرده و میکنند؛ لذا هرگونه پرداخت به آنان یعنی تقویت مبانی فتنه. به خصوص اینکه یکی از همین آقازادهها با همین دلارها به انگلیس رفته و دوران دکترای خود را میگذراند. در سال «جهاد اقتصادی» نمیتوان نهادها را با افراد یکی دانست. ممکن است افرادی با اعمال نفوذ اموال دانشگاه آزاد را به نام خود کرده باشند و یا با تصرف در آن موجبات سوءاستفادهی خود و خانوادهشان را فراهم کرده باشند ولی دلیل نمیشود این همه دانشجو و فارغالتحصیل و این همه واحدهای فعال دانشگاه را با یک چوب برانیم. لذا میبینیم که در اینجا اختلاف واقعی لازم است، زیرا اگر تفکر یکسویه حاکم شود یعنی دانشگاه آزاد و تمام جوانب آن 100 درصد تأیید و یا 100 درصد تکذیب شود به نفع مردم، جامعه و انقلاب نخواهد بود. در حالی که به گزارش «توفان جزیره» اختلاف بر سر جزایر ایرانی سالهاست که ادامه دارد. وی به شوخی میگوید: بارها به من گفتهاند تو خودت را جلو بینداز و بگو جزیره منم تا شاید اعراب تو را گروگان بگیرند و دست از سر ایران بردارند. وی همچنین در گزارش خود اختلاف مهم زمان فعلی را بر سر اشخاص میداند. عزل یک وزیر و عدم قبول استعفای او از سوی دیگری باعث ایجاد اختلافاتی در جامعه شده، اما این هم به تقویت مبانی عقیدتی مردم کمک کرد. زیرا بسیاری از مردم برخلاق رسانههای دشمن در مقابل این اختلاف سکوت کردند و چیزی نگفتند، زیرا میدانستند به زودی موضوع حل میشود و دشمن هر روز از روز پیش خوارتر و ذلیلتر میشود، اما آرامش جامعه را میتوان به صورت ذیل توضیح داد:
وحدت یا کثرت
هر 2 لازمهی جامعه است چه در زمان و مکان و عقاید، اما مهم این است هر وحدتی به کثرت میرسد و هر کثرتی به وحدت. مانند نور که در عین حال که دارای ذات واحد است ولی اگر منشوری در مقابل آن قرار گیرد ما شاهد رنگینکمان خواهیم شد. همانقدر که سفیدی و شفافی نور زیبا و درخشنده است، رنگینکمان آن نیز زیبا و دوستداشتنی و تعجببرانگیز است. این واقعه را در فلسفه به «تشکیک نور» یا «مراتب نور» تعبیر میکنند و جواب آن دسته افرادی است که به وحدت وجود معتقدند. بر اساس آیات قرانی همه چیز از خداست و به سوی او باز میگردد یعنی ابتدا و انتهای هر چیز وحدت است، اما به ارادهی همین وجود واحد کثرت نیز آفریده شده است به طوری که خداوند میفرماید هر چه خوبی است از سوی من است و هر چه بدی است از سوی خودتان است یعنی اینجا یک خودی در مقابل خدا عرض اندام میکند. البته اشکالی ندارد که عرض اندام کند زیرا خدا خود آن را به وجود آورده مانند شیطان که در زمان آفرینش انسان در مقابل خدا اظهار وجود کرد. خداوند او را نابود نکرد بلکه از خود دور کرد (لعنته الی یوم القیامه) آن هم نه برای همیشه بلکه تا «یوم یبعثون.» لذا وقتی همه به سوی خدا باز میگردند دیگر وحدت کامل است و جایی برای کثرت نیست. همین امر در مسایل اقتصادی اگر بیان شود «هذا من فضل ربی» یعنی همهی نعمتها و برکات از آن خداست بعد به دست بشر داده میشود تا با فکر خود بد و خوب آن را اداره کند.
چون انسان دارای اختیار است پس میتواند در 2 جهت مخالف حرکت کند. حتی اگر فکر انسان به جهت مخالف هم نرسد شیطان ظاهر میشود و او را راهنمایی میکند تا راه باز شود. اما پس از اعمال نظریات همه میفهمند که آن راهی که شیطان نشان داده، درست نبوده و برخلاف وحدت وجود بوده است. شیطان هم مسؤولیت قبول نمیکند مانند سنگ استنجا انسان را دور میاندازد و میگوید: «من حرفی زدم تو چرا گوش دادی!» این است که تکثر و کثرتگرایی برای رشد بشر لازم است تا بشر به حکم «تعرفالاشیا باضدادها» همه خوبیها و بدیها را بشناسد تا حرجی بر او نباشد. امروزه در بعد سیاسی هم همین است. اگر همه یک رأی باشند درست است که همسو میشوند ولی معنای دیگر آن استبداد است. حتی دین هم اجباری نیست «لا اکراه فیالدین.» حالا اگر همه یک جور فکر کنند و یکدست عمل کنند اگر قبل از کثرت باشد قابل قبول نیست ولی بعد از کثرت قابل قبول است. یعنی بعد از تجربهی راههای مختلف به راه واحد برسند این راه واحد استبدادی نیست بلکه انتخابی و اختیاری است و لذا خداوند سن بلوغ را برای همین قرار داده تا شخص در سن بلوغ حتی ذات احدیت را هم تکذیب یا تشکیک کند، اما نباید در این تکذیب و یا تشکیک برای همیشه بماند. این کثرت برای وحدت فکری پختهی بعدی است ولی اگر در همین مرحله بماند رشد فکری ناقصی داشته است.