ساماندهی گردشگری (با محوریت ایران بزرگ)
به گزارش فرشته توکلی خبرنگار مناقصهمزایده، ایرانیان در همه جا حضور دارند و شاید برخلاف مردم دیگر به گردش بسیار علاقه دارند، اما همیشه مورد غفلت قرار میگیرند. با اینکه ایرانیان نسبت به سایر ملل گردشگر بیشتری دارند، اما کشورهای میزبان آنان را تحقیر میکنند در سفارتخانههای اروپایی همیشه مملو از ایرانیان ثروتمندی است که مایلند به آنجا بروند گرچه ویزا برای آمریکا صادر نمیشود ولی کسی نمیتواند منکر وجود ایرانی کوچک در لس آنجلس یا حتی محله هارلم نیویورک شود. در هندوستان، ژاپن و غیره هم همینطور است در کشورهای همسایه که اصلاً میگویند ایرانیها آنقدر زیادند که باید دنبال عرب یا ترک اصیل گشت!
همچنین به گزارش امیرعباس احمدی کیسومی با عنایت به اینکه اغلب آثار تاریخی کشورهای دنیا مربوط به دوران تمدن اسلامی و اغلب با زبان فارسی است لذا کشش و علاقه ایرانیان برای حفظ این حدود و ثغور ولو به صورت حضور موقت یا نیمه وقت بسیار زیاد است برای تأمین این نیاز روانی لازم است که دولت زمینهایی در این کشورها تدارک ببیند که ترجیحاً محل این آثار باشند. مثلاً در کشورهای ترکیه یا دبی و پاکستان لازم نیست زیاد دنبال زمین یا جا گشت زیرا ایرانیان ثروتمند و مقیم و یا حتی ایران دوستان بسیار زیادند. کافی است از آنان زمین درخواست شود با جان و دل میپذیرند. به گزارش مجتبی ملک عباسی، خبرنگار ماهیننیوز ایران حتی زمین بسیار بزرگی در برزیل نزدیک استادیوم اصلی آن خریداری کرده تا برای تمرینات ورزشی ایرانیان آماده شود و صاحب آن یک ایرانی به نام کریمی است. وی که عضو فعال خانهی ورزشکاران است برای جذب کمکهای مردمی ورزشکاران نامی را به رستوران لوکس طلایی دعوت کرد و موضوع را با آنان در میان گذاشت. لذا چه در جنبههای ورزشی فرهنگی و چه در جنبههای اقتصادی ما نیاز به مکانی برای استقرار ایرانیان داریم که میتواند حتی توسط سفارت خریداری شود تا مانند زمین سفارتخانه جزو خاک ایران محسوب شود مانند باغ قلهک در تهران که انگلیس مدعی آن است. برای ساماندهی آن در سال «جهاد اقتصادی» طرح زیر ارایه میشود: زمین برای ایرانیان از کاروانسرا تا هتل 5 ستاره: لازم است ایران در تمامی کشورها مکانی عمومی داشته باشد که سادهترین شکل آن یک کاروانسراست لذا باید مانند دوران صفویه نهضت کاروانسراسازی در گیرد و 198 عدد کاروانسرا به تعداد کشورها احداث شود. در کشورهایی که این امر کفایت کند آن را کشورهای درجه 4 میخوانیم. اما اگر کشوری این امر برایش کم بود یعنی ایرانیان بیشتری بودند برای آنان حسینیه ساخته شود و با کاروانسرای موجود هماهنگ شود تعداد حسینیهها میتواند دهها برابر 198 باشد چرا که میتواند در شهرهای بزرگ تأسیس شود در حالی که کاروانسراها فقط در پایتخت بوده است. این کشورها درجه 3 منظور خواهد شد. در کشورهای درجه 2 ایران در پایتخت دارای مهمانسرا، حسینیه و زمین بازی میشود و در شهرهای بزرگ مهمانسرا و زمین بازی و در شهرهای متوسط فقط دارای مهمانسرا اما در کشورهای درجه یک ایران دارای همه امکانات از قبیل بازار مخصوص ایرانیان هتل مخصوص ورزشگاه درمانگاه، بیمارستان و مدرسه خواهد شد.
به همین نسبت نیز امکانات گردشگری در داخل نیز باید توسعه یابد. بر اساس آخرین آمار امسال در ایام نوروز بالغ بر 180 میلیون تا 200 میلیون سفر ثبت شده است: 200 میلیون سفر در نوروز 90 (جامعهی گردشگری). مطابق جدیدترین آمار سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، ایرانیان تنها در نیمی از تعطیلات نوروز حدود 95 میلیون سفر انجام دادهاند.
شهباز یزدانی، رییس ستاد تسهیلات سفرهای کشور در اینباره به فارس گفته است: «بر اساس آخرین آمار جمعآوری شده از استانها تا پایان هفتمین روز از نوروز 94 میلیون و 640 هزار نفر سفر به ثبت رسیده است. در مدت زمان مشابه در سال گذشته نیز 77 میلیون و 790 هزار نفر سفر به ثبت رسیده بود که با مقایسه این آمار 7/27 درصد رشد در سفرهای انجام شده به چشم میخورد.»
و همه میدانند که این تنها بخشی از سفرهایی است که ثبت میشود یعنی رانندهها لیست میدهند یا هواپیمایی آمار میدهد یا راهآهن اعلام میکند شاید برابر همین رقم سفر قاچاق، مخفی یا بدون ثبت انجام میشود. مثلاً در خود تهران فقط با مترو روزانه 3 میلیون نفر سفر میکند. ثبت 3 میلیون سفر در روز، در دسترس مترو است.
(مترو متروی تهران- گروه شهری): مدیرعامل شرکت بهرهبرداری متروی تهران و حومه اعلام کرد تعداد جابهجایی مسافران مترو اکنون به حدود 2 میلیون نفر در روز رسیده است و لذا باید برای همه آنها ساماندهی مرتب و منظمی داشت با الگوی گردشگری خارجی و یا حتی الگوی دهه 1350 نمیتوان به این همه تقاضا جواب داد. لازم است الگوها علاوه بر اینکه گذشتهنگر نباشند بلکه حالنگر نیز نباشند و به آینده بیندیشند. میگویند خیابان مولوی را زمان رضاخان آلمانها ساختند. رضاخان اعتراض کرد که چرا این همه پهن ساخته شده و خودش رفت و شاهرضا (خیابان انقلاب) را باریک شروع کرد و میبینیم بعد از قریب صد سال خیابان مولوی جوابگوست ولی خیابان انقلاب به یک معضل ترافیکی تبدیل شده است. اکنون نیز در اغلب برنامههای گردشگری فقط اصول و موازینی که در دهه 1350 که جشنهای شاهنشاهی ایجاد شده بود رعایت میشود. بزرگترین خیانت این طرح آن است که طراحان و نویسندگان و گویندگان را در باستانگرایی صرف اسیر میکند حال اگر این باستانگرایی مثلاً برای یک نشریه امرداد باشد بسیار ممکن است زیبنده هم باشد چرا که بالاخره جایی باید به این موضوع بپردازد اما اگر همه کشور باستانگرایی علم روز و صناعات و فنآوری جایگاه خود را از دست میدهد و به قول شاعر: «گیرم پدر تو بود فاضل از فضل پدر ترا چه حاصل؟» همین امر باعث میشود تا اتوبوس شهری یا مترو همچنان اسیر پول خرد باشد تاخوگرافها همه یا برداشته شوند یا دستکاری شوند تاکسیمترها کیلویی چندی بشوند و قس علیهذا...