رقابت و اختلاف
اختلاف امتی رحمه
قال رسول الله (ص): «اختلاف أمتی رحمه» «یعنی وجود اختلاف در میان امت من رحمت است»
چرا پیامبر (ص) میگویند اختلاف امتی رحمه؟ به نظر میرسد چون در امت پیامبر مخصوصاً در عصر غیبت فرد معصوم وجود ندارد
لذا اشتباهات زیادی ممکن است اتفاق بیفتد؛ لذا وجود اختلاف باعث میشود تا این اشتباهات رفو شوند و مردمی که از عملکرد کسی ناراضی هستند به فرد یا گروه مقابل بپیوندند و این امر باعث دوام حقیقت و اصالت است. به گزارش مهدی پارسا خبرنگار ماهین نیوز، پرداخت 25 میلیون دلار به دانشگاه آزاد باعث بروز اختلاف در کشور شد؛ شاید مخالفان وموافقان، هر دو راست میگفتند، اما هر یک از دیدگاه جداگانه و کارشناسی شده؛ مثلاً کسانی که موافق این پرداخت بودند میگفتند که دانشگاه آزاد متعلق به یک گروه یا یک فرد و یا حتی یک طیف و جریان نیست بلکه دانشگاه آزاد اسلامی مانند همه ارگانها مولود انقلاب بوده و با آن رشد کرده است و باید باز هم رشد کند زیرا هر روستا و شهر دورافتادهای ابتدا مجهز به دانشگاه آزاد میشود سپس دانشگاه پیام نور یا دانشگاههای دیگر به دنبال آن میآیند. برعکس دیدگاه دیگری میگوید این دانشگاه تیول یک فرد خاص است که چندان هم در روند فتنهی سال 88 بیگناه نبود حتی برخی از سران آن با سکوت خود فتنه را تأیید کرده و میکنند؛ لذا هرگونه پرداخت به آنان یعنی تقویت مبانی فتنه. به خصوص اینکه یکی از همین آقازادهها با همین دلارها به انگلیس رفته و دوران دکترای خود را میگذراند. در سال «جهاد اقتصادی» نمیتوان نهادها را با افراد یکی دانست. ممکن است افرادی با اعمال نفوذ اموال دانشگاه آزاد را به نام خود کرده باشند و یا با تصرف در آن موجبات سوءاستفادهی خود و خانوادهشان را فراهم کرده باشند ولی دلیل نمیشود این همه دانشجو و فارغالتحصیل و این همه واحدهای فعال دانشگاه را با یک چوب برانیم. لذا میبینیم که در اینجا اختلاف واقعی لازم است، زیرا اگر تفکر یکسویه حاکم شود یعنی دانشگاه آزاد و تمام جوانب آن 100 درصد تأیید و یا 100 درصد تکذیب شود به نفع مردم، جامعه و انقلاب نخواهد بود. در حالی که به گزارش «توفان جزیره» اختلاف بر سر جزایر ایرانی سالهاست که ادامه دارد. وی به شوخی میگوید: بارها به من گفتهاند تو خودت را جلو بینداز و بگو جزیره منم تا شاید اعراب تو را گروگان بگیرند و دست از سر ایران بردارند. وی همچنین در گزارش خود اختلاف مهم زمان فعلی را بر سر اشخاص میداند. عزل یک وزیر و عدم قبول استعفای او از سوی دیگری باعث ایجاد اختلافاتی در جامعه شده، اما این هم به تقویت مبانی عقیدتی مردم کمک کرد. زیرا بسیاری از مردم برخلاق رسانههای دشمن در مقابل این اختلاف سکوت کردند و چیزی نگفتند، زیرا میدانستند به زودی موضوع حل میشود و دشمن هر روز از روز پیش خوارتر و ذلیلتر میشود، اما آرامش جامعه را میتوان به صورت ذیل توضیح داد:
وحدت یا کثرت
هر 2 لازمهی جامعه است چه در زمان و مکان و عقاید، اما مهم این است هر وحدتی به کثرت میرسد و هر کثرتی به وحدت. مانند نور که در عین حال که دارای ذات واحد است ولی اگر منشوری در مقابل آن قرار گیرد ما شاهد رنگینکمان خواهیم شد. همانقدر که سفیدی و شفافی نور زیبا و درخشنده است، رنگینکمان آن نیز زیبا و دوستداشتنی و تعجببرانگیز است. این واقعه را در فلسفه به «تشکیک نور» یا «مراتب نور» تعبیر میکنند و جواب آن دسته افرادی است که به وحدت وجود معتقدند. بر اساس آیات قرانی همه چیز از خداست و به سوی او باز میگردد یعنی ابتدا و انتهای هر چیز وحدت است، اما به ارادهی همین وجود واحد کثرت نیز آفریده شده است به طوری که خداوند میفرماید هر چه خوبی است از سوی من است و هر چه بدی است از سوی خودتان است یعنی اینجا یک خودی در مقابل خدا عرض اندام میکند. البته اشکالی ندارد که عرض اندام کند زیرا خدا خود آن را به وجود آورده مانند شیطان که در زمان آفرینش انسان در مقابل خدا اظهار وجود کرد. خداوند او را نابود نکرد بلکه از خود دور کرد (لعنته الی یوم القیامه) آن هم نه برای همیشه بلکه تا «یوم یبعثون.» لذا وقتی همه به سوی خدا باز میگردند دیگر وحدت کامل است و جایی برای کثرت نیست. همین امر در مسایل اقتصادی اگر بیان شود «هذا من فضل ربی» یعنی همهی نعمتها و برکات از آن خداست بعد به دست بشر داده میشود تا با فکر خود بد و خوب آن را اداره کند.
چون انسان دارای اختیار است پس میتواند در 2 جهت مخالف حرکت کند. حتی اگر فکر انسان به جهت مخالف هم نرسد شیطان ظاهر میشود و او را راهنمایی میکند تا راه باز شود. اما پس از اعمال نظریات همه میفهمند که آن راهی که شیطان نشان داده، درست نبوده و برخلاف وحدت وجود بوده است. شیطان هم مسؤولیت قبول نمیکند مانند سنگ استنجا انسان را دور میاندازد و میگوید: «من حرفی زدم تو چرا گوش دادی!» این است که تکثر و کثرتگرایی برای رشد بشر لازم است تا بشر به حکم «تعرفالاشیا باضدادها» همه خوبیها و بدیها را بشناسد تا حرجی بر او نباشد. امروزه در بعد سیاسی هم همین است. اگر همه یک رأی باشند درست است که همسو میشوند ولی معنای دیگر آن استبداد است. حتی دین هم اجباری نیست «لا اکراه فیالدین.» حالا اگر همه یک جور فکر کنند و یکدست عمل کنند اگر قبل از کثرت باشد قابل قبول نیست ولی بعد از کثرت قابل قبول است. یعنی بعد از تجربهی راههای مختلف به راه واحد برسند این راه واحد استبدادی نیست بلکه انتخابی و اختیاری است و لذا خداوند سن بلوغ را برای همین قرار داده تا شخص در سن بلوغ حتی ذات احدیت را هم تکذیب یا تشکیک کند، اما نباید در این تکذیب و یا تشکیک برای همیشه بماند. این کثرت برای وحدت فکری پختهی بعدی است ولی اگر در همین مرحله بماند رشد فکری ناقصی داشته است.
اقتصاد بینالملل
سونامی اسلامی یا جهاد بینالمللی
یکی از ابعاد مهم هر حرکت اقتصادی دیده شدن آن در ترازهای بینالمللی است؛ چرا که مسایل جهان به هم پیوسته است. مثلاً اگر جهان در حال رشد اقتصادی باشد این به ایران نیز سرایت میکند و برعکس مسایل ایران نیز به جهان تزریق میشود. در این زمینه حضرت آیتالله ابراهیمی، رییس مرکز رسیدگی به امور مساجد در کلاس اخلاق بسیجیان منطقه 14 تهران گفت: این حرکتهای منطقه، آغاز سونامی اسلامی است که تازه شروع شده و بنیان تمام ظلمها را برمیکند و از بین خواهد برد.
به گزارش ماهیننیوز وی که به مناسبت ایام فاطمیه (س) در جمع بسیجیان منطقه 14 تهران در مسجد امام حسن مجتبی (ع) سخنرانی میکرد، گفت: به زودی در کنفرانس غیر متعهدها وزیر خارجهی ایران و مصر با یکدیگر ملاقات میکنند و روابط ایران و مصر از سر گرفته خواهد شد. وی همچنین گفت که رأسالحسین (ع) در مصر است و مردم فاطمی مصر با اهدای هدایایی به حاکم سوریه آن را از شام به قاهره منتقل کرده و تمام مردم مصر فاطمی و دوستدار اهل بیت هستند؛ دانشگاه الازهر را هم به یاد زهرای مرضیه در زمان حکومت فاطمیون مصر ساختهاند. دراین جلسه دکتر جعفرنژاد فرماندهی بسیجیان ناحیهی شهید محلاتی و جمعی از روحانیان به ویژه حجتالاسلام رضایی خویی و قربانی عضو جامعهی روحانیت و مسؤول دفتر سؤالات شرعی حضور داشتند. قرار است ماه بعد کلاس اخلاق این مسجد در روز هفتم خرداد در ناحیه 12 تهران نیز این کلاس تشکیل شود و در تمام 22 منطقه تهران بزرگ گسترش پیدا کند. پایهگذار این کلاسها سیدحسین موسوی فرزند میرشعبان در محلهی ابوذر مسجد حضرت رقیه بود که امید دارد این امر نیز به سونامی بزرگ آینده کمک کند و گسترش جهانی یابد. وی خود و محله را اینگونه معرفی میکند: «اینجانب سیدحسین موسوی فرزند میرشعبان متولد 1327 از اعضای شورایاری محلهی 6 ابوذر شهرداری ناحیهی 3 منطقهی 14؛ بنده افتخار چهار دوره خدمت در این شورا را دارم. دو دوره به عنوان دبیر و دو دوره به عنوان جانشین و در این مدت سعی کردم با تمام توان با تمام همکاران خوبم در شورا صادقانه خدمت کنم امیدوارم قبول درگاه حق تعالی و مردم شریف و قدرشناس این محل قرار گیرد. دربارهی تاریخچه محلهی 6 ابوذر ناحیهی 3 منطقهی 14 خدمت شما عزیزان عرض کنم محله ابوذر یکی از محلات منطقهی 14 شهرداری تهران میباشد. در قدیم قسمت شرقی این محله به ویژه از چهارراه کوکاکولا به طرف جنوب شرقی را زمینهای وسیع بایری تشکیل میداد که از باغ سلیمانیه تا انتهای خاوران، سه راه افسریه و بلوار ابوذر را شامل میشده است. این زمینهای وسیع در زمان قاجاریه به وثوقالدوله واگذار شده بود. در اواخر دههی 1330 و اوایل دههی 1340 به تدریج به آقایان جنتی، طبری، محرابیان و محمد صادق فروخته شد که پس از اخذ نقشه و بلوکبندی به مردم واگذار شد و به تدریج به شکل امروزی در آمد. در حال حاضر محدوده این محله از شمال به خیابانهای شهید رصاف و آخوندی، از شرق به بزرگراه بسیج، از غرب به خیابان نبرد و از جنوب به خیابان شهرابی است. مساجد ائمهی اطهار، حضرت رقیه (س)، حضرت صاحبالزمان (عج)، مسجد فاطمه الزهرا (س)، مسجد انقلاب اسلامی و مسجد 5 تن آل عبا و جعفری مراکز مذهبی این محله را تشکیل میدهند. بوستان ائمهی اطهار نیز از مراکز تفریحی این محله است. تعداد شهدای محله 200 نفر بوده که در دوران دفاع مقدس به فیض عظمای شهادت نایل آمدهاند. از جمله افتخارات این محله حضور خانوادهی شهیدان افراسیابی است که با تقدیم 5 شهید به انقلاب نهایت ایثار در راه آرمانهای امام خمینی (ره) را به اجرا گذاشتهاند. البته تعداد 8 باب تکیه و حسینیه نیز وجود دارد. مرکز تفریحی اینجا بوستان ائمهی اطهار است. این محله به لحاظ شهدا رتبهی اول را دارد و تعداد 200 نفر شهید ثبت شده در بنیاد شهید ارمغان این محله به انقلاب و دفاع مقدس است؛ از جمله افتخارات این شهیدان خانواده شهیدان بزرگوار افراسیابی است که با تقدیم 5 شهید و دریافت نشان ایثار نهایت ایثار در راه آرمانهای مقدس بنیانگذار جمهوری اسلامی را میرساند. اسامی قبلی خیابانهای این محله نیز به شرح زیر است که نشان توجه ویژهی رژیم طاغوت به این محله بوده است. قبلاً بیست متری ائمهی اطهار بیست متری شهناز، بلوار ابوذر بلوار رضا پهلوی، خیابان شهید کریمشاهیان خیابان همایون پسر شاه بود خیابان برادران شهید افراسیابی خیابان نهم آبان تولد پسر شاه بود. خیابان پرستار خیابان 25 شهریور بوده خیابان صاحبالزمان خیابان فرحناز بوده است. خیابان نبرد قبلاً خیابان کوکاکولا بوده است و بعداً به خیابان شاه اسماعیل هم تغییر کرده بود. حوادث مهم این منطقه شکلگیری اولیه انقلاب در این منطقه بوده زیرا اولین بار محدوده 25 ساله اعلام و همه این محله خارج از محدوده تعیین شد و اهالی به لحاظ رفاهی (آب و برق و امکانات) مورد محرومیت و فشار قرار گرفتند و خیزش و هستههای انقلابی تشکیل شد البته گروههای دیگری در این منطقه خانههای تیمی داشتند ولی بیشتر هستهها مذهبی بودند و وجود 7 مسجد در این محله کوچک و 8 حسینیه نشان این حرکتها بود. در میدان 13 آبان فعلی نهم آبان سابق در سال 1352 سید عزیزالله حسینی هنگام چهارشنبه سوری با زرنیخ و مواد آتشزای دیگر دچار انفجار شد و بدن تکه پاره شدهاش در اطراف میدان پخش شد که در روحیه محله تأثیر زیادی داشت و روزنامهها گزارش مفصلی از آن نوشتند. امیر پرویز پویان نیز دراین میدان مورد اصابت تیر ساواکی ها قرار گرفت و خون سرش به دیوار پاشیده شد که مدتها شعر خون عزیران به دیوار در صدا و سیما به یاد او خوانده میشد. هستههای اولیه انقلاب در خانواده شهیدان سلمان ماهینی شکل گرفت و این برادران جزو اولین شهدای جنگ تحمیلی بودن .و به این وسیله سونامی امروز از یک نقطه کوچک آغاز شد.
جهاد یارانهای یا رایانهای
به گزارش سیدحسین موسوی خبرنگار مناقصهمزایده، یکی از ائمهی جمعه در خطبههای پیش از نماز اعلام کرد
«هر کسی به یارانه دسترسی دارد باید بداند جهاد امروز جهاد در دنیای مجازی است و باید از هر راهی که میتواند در این جهاد شرکت کند.» البته مقصود وی همان رایانه بود، زیرا بلافاصله بحث وبلاگنویسی را مطرح کرد و گفت همانطور که جوانان ما در گذشته با سلاح نظامی از میهن و شرف خود دفاع میکردند، امروز دفاع در دنیای مجازی است و جوانان باید در این عرصه به خوبی از عهده جنگ با دشمن برآیند و همانطور که پدرانشان نگذاشتند وجبی از خاک میهن در اشغال دشمن باقی بماند جوانان نیز باید این حمله و شبیخون فرهنگی را که در دنیای مجازی بر ذهن و جسم نوجوانان و جوانان ما سایه افکنده دفع کنند و دراین میدان هم سربلند بیرون آیند.
البته این اولین بار نیست که بین رایانه و یارانه اشتباه میشود بلکه ایراد اساسی به زباننویسان است که تا یک کلمهای پیدا میکنند همه را با آن درست میکنند. رای را میگویند یعنی حساب! البته «رایانه» گرتهبرداری شده از کلمهی فرانسهی ordinateur است. در زبان فارسی میانه (پهلوی ساسانی) مصدر «راینیدن» به معنای «سامان دادن و مرتب کردن» به کار میرفته است که اگر این کلمه به فارسی امروز میرسید شکل آن بهصورت «رایانیدن» در میآمد.
بنابراین، «رایان» بن مضارع از مصدر «رایانیدن/راینیدن» است. یعنی اگر در زبان پهلوی فرضاً کسی به کسی میخواست بگوید که «این را مرتب کن» از کلمهی «رایان» استفاده میکرد.
در فرهنگستان دوم، در دههی 1350 که گرایش به استفاده از واژگان اصیل فارسی داشتند، این مصدر کهن و فراموش شده را احیا کردند و به این صورت کلمهی «رایانه» را ساختند.
به گفته جولایی، یارانه ترجمه کلمه سوبسید است که در گذشته اعمال میشده است واژه یارانه (Subsidy)، در لغتنامه به طور کلی کمک رایگان و اعانه (مالی) دولت به مردم در زمانهای معین معنا شده است و عبارتست از نوعی حمایت دولت از قشر خاصی (در برخی موارد کل جامعه) در دورههای زمانی خاص یا اضطراری، به منظور تأمین رفاه اجتماعی از طریق کاهش هزینهها.
سوبسید؛ کمک مالی، اعانه و یا کمکهای بلاعوض به تولیدکنندگان و مصرفکنندگان برخی از کالاها و خدمات نیز معنا شده است. همچنین عنوان شده است که پرداخت کمک مالی (یارانه) میتواند دلایل مختلفی داشته باشد مانند پایین نگه داشتن سطح قیمت (از طریق افزایش قدرت خرید واقعی خریداران) و یا حفظ روند تولید یک کالای معین. مدتهاست در مورد یارانهی شیر صحبت میشود و میگویند اگر یارانه شیر قطع شود، هزینه بهداشت بالا میرود. صاحبان این نظر، لابد نمیدانند که یارانه قطع نمیشود بلکه از جیب دلالها بیرون میآید و به جیب مردم واریز می شود و شاید هم میدانند و طرفدار دلالها هستند!
اما چه ارتباطی بین یارانه و رایانه است؟ این خیلی ساده است چون مردم یارانه خود را از طریق رایانه ثبت و دریافت میدارند! اگر رایانه جواب درستی ندهد آنوقت از یارانه هم خبری نیست! اگر یک روز سایت بسته شود یا هکرها آن را هک کنند و یا مین main آن به هم بریزد چه کسی جوابگو خواهد بود؟ هم اکنون خیلیها پس از چند دوره اعلام یارانهها خود را سرگردان میبینند و هر روز روزنامهها هم مردم را تحریک میکنند. البته برخی از این سرگردانیها واقعی است ولی ممکن است خیلی از آنها تبلیغات باشد.
دکتر عادل آذر که در رشته آمار نمرههای خوبی در دانشگاه امیرکبیر از بنده گرفت و بعدها در اخباری که از درسهای ایشان میرسید این موفقیتها ادامه داشت، معتقد است امکان اینکه سازمان آمار و مدیریت ضعفی داشته باشد کم است ولی فقط دانستن کافی نیست شیطنت عوامل اجرایی یا خودفروختگی برخی از آنان کار را بسیار مشکلتر میکند. در اولین سالها که کامپیوتر به ایران آمده بود ابتدا در شرکت نفت پیاده شد و مثلاً لیست حقوقها کامپیوتری شد ولی بعد بازرسان متوجه شدند چند دانشجوی کامپیوتر که اوایل پول صبحانه نداشتند و گرسنه بر سر کار میآمدند ناگهان صاحب میلیاردها ریال سرمایه و دارایی شدند. پس از بازرسی معلوم شد با یک نکته کامپیوتری، مبالغ حقوق و اضافه کاری به حساب خودشان واریز میکردند و چون همه به کامپیوتر اطمینان داشتند و بدون دخالت دست، شعار آنها بود هیچ کس اعتراضی نمیکرد! الان هم رایانهها ممکن است دستکاری شوند به طور واضح شما میبینید که بلیت الکترونی پریده! یعنی بسیاری از رانندههای شرکت واحد مخصوصاً غیر خطی تندرو همگی روی دستگاه بلیت الکترونیکی را که با قیمت زیادی هم خریداری و نصب شده پارچه گرفتند و با اصرار از مردم تهران پول میخواهند! در مترو علاوه بر دستگاه بلیتخوان، مأمور هم گذاشتهاند تا بلیتخوانها را کنترل کند باز هم کافی نبوده دوربین هم بر سر بلیتخوانها و مأمورها گذاشتهاند! و یا اینکه آمار مسافران نوروزی مثلاً 70 یا 90 میلیون سفر اعلام شد ولی بسیاری از اتوبوسها هم برای کساد نشان دادن سفرهای بیرون شهری لیست ده دوازده نفره میدهند بعد ساعتها مسافران را علاف میکنند و در میدانهای شهر کمی میگردند و تا اتوبوس را پر نکنند راه نمیافتند! معلوم نیست اگر آمار گردشگران اضافه شود آیا آمار اصلی به ۱۸۰ میلیون سفر هم خواهد رسید؟ این مثالها نشان میدهد که اگر یارانه را دولت میپردازد ولی رایانهها آن را به حساب میبرند و قابل دریافت میکنند و برعکس هم هست رایانهها همه چیزشان اگر مرتب باشد ولی پولی را دولت تخصیص ندهد از رایانهها هم کاری بر نمیآید.
اجرای صحیح مناقصات
مناقصات در اغلب کشورها برگزار میشوند و هدف آنها ایجاد فرصت برابر برای طرفهای معامله با دولت است زیرا دولتها معمولاً بزرگترین تاجران هستند و تمام امکانات را در اختیار دارند و اگر بخشی از این امکانات را به کسی واگذار کند برای آن شرکت یا آن شخص موقعیت بسیار بالایی خواهد بود،
لذا باید بین کسانی که این امکانات را دریافت میکنند مسابقهای صورت بگیرد تا این امکانات به بهترین آنها واگذار شود شرایطی که در مناقصات تعیین میشود در واقع مواد امتحانی هستند که در این مسابقه بیشک میزان برتری یا شایستگی شرکتها و یا اشخاصی را نشان میدهند که این مناقصات را برنده میشود.
البته قانون به خودی خود ایرادی ندارد به خصوص این قانون که قبلاً به شکلهای مختلف وجود داشته و نهایتاً در سال 1383 در مجلس شورای اسلامی تصویب و با امضای رییس مجلس وقت برای اجرا ابلاغ شد، اما به خاطر اینکه این قانون در ایران تازه تصویب شده و قبلاً کشورهای خارجی و شرکتهای چند ملیتی اجازه نمیدادند که در ایران مناقصه برگزار شود و یا اگر برگزار میشد شرکتهای ایرانی و اشخاص حقیقی و حقوقی ایرانی توان رقابت با شرکتهای خارجی را نداشتند لذا مجریان برای اینکه بتوانند شرایط بهتری برای ایرانیها ایجاد کنند برخی از مزایای آن را نادیده میگرفتند. مثلاً در ارزیابیهای کیفی ناچار بودند برخلاف گذشته طرف شرکتهای ایرانی را بگیرند و البته برای حفظ ظاهر ایرانی هم که شده معمولاً شرکتهای ایرانی برنده مناقصات میشدند ولی آن را به صورت دست دوم به شرکتهای خارجی واگذار میکردند و یا در بین شرکتهای ایرانی و یا اشخاص حقیقی نیز این تبعیض معنادار وجود داشت. مثلاً شرکتهای مخابرات یا سپاه پاسداران و یا شبهدولتیها با اعمال نفوذ مناقصات را برنده شده و با درصد بالایی به پیمانکاران درجه 2 و 3 واگذار میکردند و به همین دلیل اغلب طرحهای عمرانی از نظر زمانی به طول میانجامید یا به شکل استاندارد کار جلو نمیرفت و ما شاهد حوادث ناگوار بودهایم.
بدیهی است اجرای قانون از بیقانونی بهتر است حتی قانون بدهم اگر خوب اجرا شود بهتر از بیقانونی است، اما برای اجرای دقیق آن حداقل 3 راهکار اساسی با هم دنبال شوند:1- آموزش قانون مناقصات به همه دستاندرکاران و مناقصهگزاران،2- آموزشهای فنی و بالابردن قدرت عملیاتی و فنی شرکتهای مناقصهگر،3- ارتباط بیشتر صنعت و دانشگاه با نیروهای صف و ستادی عملیات به مناقصه گذاشته شده. در واقع هم خود مناقصه و هم مناقصهگذار و مناقصهگر هر 3 باید ارتقا پیدا کنند زیرا کوشش یک طرف بدون توازن با طرفهای دیگر باعث بر هم ریختگی اوضاع میشود مثلاً اگر مناقصهگر وارد باشد و سختگیری کند ولی مناقصهگذار وارد نباشد این سختگیری برای او غیر منتظره یا غیر لازم میشود و ممکن است در پرداخت هزینهها یا تصویب عملکردها دقت لازم را نکند. به نظر میرسد همه کشورها چنین قانونی را دارند و اگر هم نداشته باشند شرکتهای چند ملیتی در آنجا انحصاری عمل کنند. از نظر اینجانب که سفرهای زیادی به تمام کشورها داشتهام در معاملات خود با کشور سوئد و فنلاند آنها را بهترین مجری این قانون میدانم. ما حتی در مناقصات آنها شرکت میکردیم و آنها برخی مناقصات ما را هم حمایت میکردند. مثلاً دستگاه تبدیل زباله اولین بار در سالهای گذشته توسط ما از این کشور خریداری و در محل تلوی تهرانپارس واحد بزرگی احداث شد، اما کارشکنیهای داخلی آن را عقیم گذاشت.
داوود خوانساری خبرنگار ماهین نیوز مینویسد: البته برآوردها همیشه ثابت و بر مبنای آمار گذشته است؛ لذا دقیق بودن آن به عوامل آینده که بعضاً ناشناخته است مربوط میشود البته این غیر از آن است که برآورد گاهی جنبه فرمایشی دارد یعنی طوری طراحی میشود که نه با واقعیات بلکه برای پذیرش قابل قبول باشد یعنی در ارزیابی کیفی رأی بیاورد. لذا شکاف بین برآورد و واقعیت همیشه از انتظارات کمیتههای بررسیکننده بیرون میآید.
بدیهی است اگر هماهنگی بین توان فنی و مهندسی پیمانکاران با دانستههای مناقصهگزاران نباشد نتیجه معکوس گرفته میشود زیرا با هر عملی عکسالعمل مناسب گرفته نمیشود. مثلاً اجرای دقیق قانون از سوی مناقصهگزار ممکن است سختگیری بیمورد یا به اصطلاح گیر دادن الکی تلقی شود و به جای اصلاح روشهای عملیاتی به تنظیم جدید روابطی بینجامد یعنی مناقصهگران تصور کنند این سختگیریها برای دریافت رشوه بیشتر است یا اینکه فکر کنند آنها ناخن خشک یا بیاطلاع هستند! اما اگر هر 3 عامل با همدیگر هماهنگ باشد و انتظارات و واقعیات با هم همسطح شوند نتیجه بهتری در بر خواهند داشت. البته به گفته محمدعلی ربانی شبهدولتیهایی (خصولتی) که معمولاً کننده کار نیستند در این خصوص همانطور که اشاره شد شرایط و انتظارات مناقصهگزاران را برطرف میکنند و بعد از دریافت مناقصه آن را به پیمانکاران دست دوم و سوم و حتی پیمانکاران فاقد مجوز واگذار میکنند؛ لذا در بازرسیهای مناقصهگزاران به راحتی این موضع قابل پیگیری است و باید این کار در کارنامه آنان درج شود و به عنوان خاطی برای بارهای بعدی ممنوعالمعامله شوند. محمدعلی ربانی که صاحب شرکت ساختمانی باتجربه 30 ساله است ادامه میدهد: متأسفانه اصل خصوصی شدن شرکتها و شبهدولتیها به صورت دقیق اجرا نشده و ما در اجرای آن با مناقصات بزرگی مواجه هستیم که دولت میخواهد آن را از حالت دولتی بودن خارج کند و شرکتهایی وارد میشوند و نسبت به خرید اقدام میکنند که تقریباً 100 درصد سهام آنها متعلق به دولت است و این نقض غرض است و اغلب آنها سهامشان متعلق به بانکها و یا سازمانهای دولتی و تأمین اجتماعی است که به نوعی با وزارتخانههای دولتی ارتباط دارند که با اساس و روح قانون اصل 44 که همان خصوصی شدن است مغایرت دارد و این یکی از نکات مهم ضعف قانون در این زمینه است.
اجرای کامل طرح هدفمندی یارانهها
یکی از بهترین راههای «جهاد اقتصادی» هدفمند کردن یارانهها بوده که شاخص عمده آن حذف واسطهها و پرداخت پول نفت و یا درآمدهای دیگر دولتی به طور مستقیم به مردم محسوب میشود که تاکنون سابقه نداشته است اگر چه همه با این موافق بودند
ولی تصور میکردند با اجرای آن قحطی و گرانی و شورش مردمی ایجاد میشود که دیدیم نشد، اما متأسفانه مخالفان که دیدند از روبهرو نمیتوانند با اجرای این طرح مقابله کنند با ایجاد استثنا یا حاشیه امنیتی برای برخی کالاها و یا صنوف که آن هم در حال گسترش است باعث بیاثر شدن آن میشوند مانند قانون مالیاتها که تمام مواد آن بدون استثنا مشمول معافیت شدهاند! به طوری که واقعاً اگر معافیتها اعمال شود، اصلاً مالیات نباید گرفته شود. به گزارش فرشته توکلی، خبرنگار ماهین نیوز با توجه به اینکه عموماً درآمدهای فرهنگی و به خصوص درآمد مطبوعات از مالیات معاف هستند، اما برای یکی از نشریات سه میلیون تومان مالیات آمده بود. وی که با مدیرعامل نشریه مصاحبهای داشته مینویسد آقای شمس ادعا میکرد آنقدر دوندگی کردم تا سه میلیون تومان را به سیصد هزار تومان رساندم! البته آقای شمس یک حسابدار حرفهای بود که توانست این دوندگی را انجام دهد اگر چه نشریه ایشان هم با اینکه نام حسابداری دارد ولی در کار تمام جدول است، اما این نشان میدهد غالباً مالیاتهای مأخوذه به دلیل ناآشنایی مالیاتدهندگان با معافیتهای مالیاتی است. اگر دقت نکنیم، همین وضع هم برای هدفمندی یارانهها اتفاق خواهد افتاد! یک روز کشاورزی و نهادههای آن روز دیگر دامداری و نهادههای آن و بالاخره صنعت! از هدفمند کردن یارانهها مستثنا میشوند یعنی اینکه دوباره از دولت پول میگیرند یا کالاها را به یک دهم یا حتی یک صدم قیمت بازار میخرند و دو برابر قیمت بازار میفروشند. مانند صنعت خودرو که تمام محصولاتش دو برابر قیمت بازار جهانی است، اما مواد اولیه و سود بانکی و امثال آن یا بدون پرداخت وجه به قطعهسازان است یا اینکه بدون پرداخت مالیات به دولت و بیمه و سنوات کارگری!
در قضیه نان دیدیم که چگونه مردم حقایق را میپذیرند. قیمت نان افزایش یافت و معادل آن به حساب افراد واریز شد در نتیجه مصرف نان کاهش یافت و از قاچاق آرد هم جلوگیری شد. قاچاق آرد فقط مختص مرزها نبود یعنی فقط ارزانی مصنوعی آرد در ایران باعث نمیشد که از مرز کردستان یا افغانستان و یا پاکستان کامیون کامیون آرد قاچاق شود، بلکه در همین حوالی در همین کوچه و خیابانهای من و شما تا هوا تاریک میشد نانوایی در را میبست و آرد را در تاریکی به شیرینی فروشها یا پیراشکی فروشها به ده برابر قیمت میفروخت. نمیگوییم الان آرد دیگر قاچاق نمیشود، اما به هر حال دولت و مردم از چند سو ضرر نمیکنند. اولاً مصرف سرانه ایران سه برابر مصرف سرانه دنیا اعلام میشد و مردم دنیا میگفتند مگر ایرانیها چه شکمی دارند که سه برابر متوسط دنیا مصرف میکنند، در حالی که شاید نصف متوسط دنیا هم مصرف نمیکردند و اغلب آن به کشورهای دیگر قاچاق میشد و در آمار آنها هم نمیآمد. آش نخورده و دهن سوخته میشدند. نظیر همین امر در قاچاق سوخت اعم از گازوییل که ارزانترین آنهاست تا بنزین و سوپر و نفت سفید و غیره. ما شاهدیم که با گران شدن بنزین از ترافیک کاسته نشده ولی میزان مصرف بنزین کاسته شده و حتی به مرز صادرات هم رسیده است. این یعنی قاچاق بنزین کم شد. حالا قاچاق بنزین هم مانند آرد لازم نبود از مرزها فقط محافظت شود، همین که یک ارگان دولتی حساس مانند ارگانهای نظامی و سیاسی سهم بنزین ارزان میگرفت و آن را به رانندهها یا مسؤولان ادارات خود میداد هم باید محاسبه شود. بیشترین مقدار مصرف بنزین و برق و آب و گازوییل مربوط به ارگانهای دولتی است و این به منزله آن نیست که آنها زیاد مصرف میکنند. شما الان که وارد ادارات شوید، روز هم مانند شب تاریک است تا مثلاً مصرف برق کم شود. اما مصرف در جای دیگری است! به نام ادارات دولتی و به کام مسؤولان بیمسؤولیت است. کسانی که حتی پول برق ویلای شمالشان را هم به حساب پروژه یا تحقیق دولتی میگذارند.
یکی دیگر از اشتباهات این است که به خود اظهاری اکتفا میکنند و از مردم خواهش میکنند که اگر یارانه لازم ندارند، نگیرند!
سوداگران که خود را در بین مردم مخفی کردهاند، اگر چند بار با چندین نام یارانه نگیرند باید خدا را شکر کرد نه اینکه توقع داشت بیایند و مردانه بگویند ما یارانه نمیخواهیم! بوی پول آنها را مست میکند از این مستی کی میتوانند دست بکشند؟ به گزارش نیما طائفی، خبرنگار ما از آلمان یکی از بزرگترین بارداران و مشروبفروشان آلمان، ایرانی است آن هم سید و موسوی! خبرنگار ما که مصاحبه کوتاهی با این ایرانی بچه گمرک سابق داشت میافزاید: وی انبارهای بزرگ مشروبات در آلمان را اداره میکند که حتی پلیس آلمان هم نمیتواند آن را کشف کند فقط یکبار دستگیر شده که بلافاصله 90 روز زندانی خود را با پول هنگفتی خریداری کرد. وی آنقدر در آلمان و انگلیس و فرانسه نفوذ دارد که برخی بستگانش با اینکه ایرانی هستند از محافظان شخص ولیعهد میباشند! حال شما بیایید به این آقا بگویید تو سید هستی، اولاد رسول اللهی بیا و از این کار دست بردار! آیا انتظار مثبتی است؟ در حالی که نامبرده افتخارش این است که با این نام پول کلانی از فروش مشروبات و راهاندازی بار به دست آورد و این هم از زرنگی اوست! اصولاً اگر همه مردم خوب بودند نیازی به ارسال رسل نبود و اگر نخالهها جبران صفا و صمیمت سادهدلان را نمیکردند، احتیاجی به قانون نبود. حالا که قانون تصویب شده و در حال اجراست؛ نگذاریم استثنا جای قاعده را بگیرد.