رایگان سازی برای مردم

رایگان سازی برای مردم

هسته خرما را دور نریزید آن را رد باغچه بکارید
رایگان سازی برای مردم

رایگان سازی برای مردم

هسته خرما را دور نریزید آن را رد باغچه بکارید

بازی مارجینال ها

شما هرچقدر تولید را اضافه کنید، دشمن بیشتر از ان را، از بین می برد. این بازی نامش:مارجینال ها یا نهایی بازی است. برای توضیح این مطلب ، ایا از خود پرسیده اید که چرا: وزنه برداری فوق سنگین را پر وزن می گویند؟ زیرا اگر یک پر! مرغ یا پر تاووس، به آن اضافه کنید دیگر کسی نمی تواند آن را بلند کند. این همان مارجینال یا تولید نهایی یا مانع نهایی است. فرض کنید نا ترازی عرضه بنزین را، با ایجاد پالایشگاهها و سرمایه گذاری از بین بردید. مثلا ظرفیت را یک میلیون لیتر افزایش دادید، تا با مصرف برابری کند. دشمن در اینجا بیش از یکمیلون تقاضا یا:مصرف جدید ایجاد می کند، تا بحران ناترازی ادامه یابد. و به اصطلاح سایه به سایه با شما می اید. این مصرف جدید، اصلا مصرف مردمی نیست. بلکه قاچاق سوخت یا حتی از بین بردن آن و ریختن در بیابان ها است! زیرا با این کار دشمن، هزینه ای می پردازد تا ظرفیت تولید از بین برود، و بحران باقی بماند. در همه زمینه ها دشمن در سایه سار شما است: فرض کنید یک ایستگاه تلویزیونی راه می اندازید، تا نقاط  کور را پوشش دهید. اما با تعجب می بینید، ماهواره ها بهتر از سیگنال شما، دریافت می شود. و آن نقطه کور همچنان باقی می ماند. درمصرف آب و برق و همه موارد اقتصادی، دشمن ارزیابی درستی از ناترازی ها دارد. توان شما را هم می داند. لذا شما می بینید با توجه به اینکه: ساختمان سازی چند برابر متوسط دنیا، در ایران توسعه می یابد، ولی همچنان بی مسکن ها بیشتر می شوند. یا مثلا کمیته امداد هرسال تعداد زیادی را توانمند می کند! دستمایه به انان می پردازد. ولی تعداد فقرا نه تنها کم نمی شود، بلکه بیشتر هم می شود. واین نشان می دهد تولید بیشتر راه حل نیست. محدود کردن مصرف راه حل است. که در مکاسب به آن میانه روی یا قناعت می گویند. یعنی جلوی مصرف های بی رویه گرفته شود. آنهم نه به اشتباه بلکه به درستی! مثلا برای جلوگیری از مصرف بی رویه آب، فقط جلوی مساجد تابلو می زنند که: در وضو گرفتن اصراف نکنید. در حالیکه اگر اصراف هم بشود، به اندازه اصراف یک سلبریتی: در استخر خودش نمی شود. درواقع آن سلیبریتی یا ضد انقلاب، با پر کردن استخر خود از آب شرب و تصفیه شده، یک واحد آب و فاضلاب را تخریب یا بی اثر می کند. یعنی شما سعی می کنید با چاه زدن، یک منبع جدید وارد مدار کنید. و او دقیقا همه این آبها را، به تنهایی مصرف می کند. در مورد نفت و بنزین هم به همین شکل است. هرچه تعداد پالایشگاهها اضافه می شود، قاچاق سوخت و دور ریز آن جلوتر است. روزانه 4میلیارد دلار زیان قاچاق سوخت است.  این تازه رقمی است که رسمی و تایید شده است. در پوشاک مثلا، گمرک اعلام می کند: تنها دو میلیارد دلار پوشاک از ترکیه وارد ایران شده! اما ترکیه در امارهایش می گوید: 28میلیارد دلار پوشاک به ایران صادر کرده است. پس اهمیت مارجینال بازی (نهایی بازی) باید درک شود، و با آن درست مقابله شود. نباید تصور کرد که قاچاق سوخت، برای یک لقمه نان است! که بعد با شفقت با ان برخورد کرد! با مقداری جریمه موضوع را تمام کرد. بلکه باید دانست که هدف از قاچاق سوخت، ناکارآمد کردن نظام است. به همین دلیل از مبادی قانونی هم قاچاق می شود! مثلا در مورد پوشاک ترکیه، هر مسافری میتواند یک چمدان پوشاک، از معافیت گمرکی استفاده کند. و اگر هم بیشتر شد نرخ ان حداقلی است. ولی شما می بینید 14برابر واردات پوشاک، از همین مکان است. یا مثلا کولبران، که نفت قاچاق می کنند،  مورد ترحم هستند و اصلا دستگیر و یا اعدام هم نمی شوند. در حالیکه همین ها بودند با سوء استفاده، از این ترحم بی جا، وسایل ترور شهید فخری زاده و دیگران را، وارد تهران کردند. لذا دولت با این نهایی بازها! بعنوان ضد انقلاب باید برخورد کند. قوه قضاییه آنها را اعدام کند. حتی در مسئله اب و برق، سلیبریتی ها برایشان مهم نیست، که پول آب چقدر باشد، ضد انقلاب به او دوبرابر پرداخت می کند. و درمان آنها فقط احکام انقلابی اعدام است.

فرضیه ها و داستان ها

امپراتور فرضیه ها و داستان ها، از هنگامی قابل طرح است که بدانیم: ایران امپراتوری یکتای جهانی بوده، هست و خواهد بود. تکه کردن این فرضیه، ما را به سناریو ها و داستانهای گمراه کننده می برد. زیرا اساس هر داستان، جانمایه آن است که گفته نمی شود! و خواننده باید آن را کشف کند. و هنرمند کسی است که این جانمایه را، در طویلترین نوشتار و گفتار و سریال ها بیان کند. تنها در اخر کار، خواننده یا بیننده راضی شود که: توانسته پایان را بفهمد. فرضیه های درست مبنای داستان های درست می شود. و هنرمند این فرضیه ها را،از عالم تخیل به واقعیت می رساند. لذا اینکه ایران هم اکنون هم، امپراتوری یکتای جهان است قابل اثبات است. داستان آینده هم که: ایران امپراتوری یکتا خواهد بود، میتواند بخوبی ارزیابی شود، و نمره یک بگیرد. باید دانست: ایران بواسطه موقعیت ژئوپلیتیکی اصالت دارد، یعنی اصیل است. این درمقابل دیگر کشورها، که همگی مهاجر بوده اند مطرح می شود. و این دو باهم تکمیل می شود. یعنی همه کشورها و همه مردم دنیا، از یک پدر و مادر هستند، و لذا از یک جا تقسیم و در سطح جهان پراکنده شده اند. حتی در تئوری های داروین هم، این موضوع اثبات می شود. زیرا همه میمون ها در همه جنگل ها، تبدیل به انسان نشدند! بلکه در یک حادثه و در یک موقعیت مکانی واحد، این موضوع اتفاق افتاده و بعد در سراسر جهان توزیع شده است. در منابع قرانی، همه اینها برعکس است. جنگل مادر انسانها نبوده! بلکه بهشت مبدا تولد اوست. فرق جنگل با بهشت در این است که: در جنگل شیرها و پلنگ ها حکومت می کنند، و جایی برای انسان نیست. اما در بهشت خداوند وملائک وفرشتگان حکومت می کنند، و جایی برای حیوانات درنده نیست. لذا تئوری داروین از این جهت باطل است که: انسان هیچگونه برتری جسمی، نسبت به حیوانات نداشته که بتواند خود را حفظ کند. وبقای او تضمین شود. چون قانون جنگل قانون اقویا هست. انسان نه میتواند مثل پرنده ها پرواز کند، و نه مثل پلنگ فرار کند، و نه مثل شیر طعمه خود را با دندان پاره کند. حتی اگر به عقلش رسیده باشد که: از جنگل فرار کند، نه مانند گربه دارای پشم است، که در برابر تغییرات آب و هوا مقاومت کند، و نه غذایی آماده دارد که بخورد. همه اینها را خدا به او یاد داده است. و خداوند است که حفظه(مسئول حفاظت) گمارده. لذاهمه ابنا بشر از ابتدا، یک قبیله یا خانواده بودند، مرکز ان هم ایران بوده است. از کنار دریای قزوین است که :مادها به همدان می روند، پارتها به شیراز، سکاها به سیستان و بلوچستان و هند و اروپایی هم، دورتر! آنهاییکه رفتند، می خواستند حکومتی جداگانه داشته باشند. ولی نتوانسته، پشیمان شده برگشته، دوباره به ایران ملحق شدند. جاهایی هم که هنوز سرکشی می کردند، توسط کورش و داریوش به مام میهن ملحق شدند. لذا گذشته ایران نشان می دهد که امپراتوری یکتا بوده. حتی در زمان های مختلف با وجود ملوک الطوایفی و خرده شاهان! همگی به شاهنشاهی ایران مرتبط بودند. در جنگ اول و دوم جهانی، نیز ایران بی طرف است. آنها با خودشان می جنگیدند. برای همین است که متفقین برای تایید پیروزی خود، به تهران می آیند. و تهران را پل پیروزی می نامند. با همین پشتوانه است که تئوری دروازه تمدن، یا پیش بسوی تمدن بزرگ مطرح می شود. گرچه غرب زدگان آن را نوکری آمریکا می دانستند، ولی هیمنه ایران،هنوز در دلهای غربی ها بود. و جرات استعمار نداشتند. بلکه در همه امور یک چشمشان به ایران بود. از نیکسون و کندی تا کارتر و بایدن و اوباما، همگی خود را با لابی ایران هماهنگ می کردند. البته لابی صهیونیست ها، با کشف بمب اتم، توانست مدتی امریکا را از ایران جدا کند. اما در جنگ اکراین و طوفان الاقصی، شاهد بودیم که صهیونیزم نیز مقهور قدرت ایران شدند. چند تا پهباد ایرانی، چنان در اکراین فلسطین برتری خود را اثبات کرد، که همه بمب های اتمی و غیر اتمی به محاق رفتند. اکنون افتخار ابرقدرت پوشالی آمریکا، در این است که توانسته یک پهباد ایرانی را، که از یمن پرتاب شده سرنگون کند.

امپراتوری چاپ

صنعت چاپ در ایران، بیش از هزاران سال سابقه دارد. ولی غرب روی آن را پرده ای کشیده تا :تاریخچه صد ساله خود را به رخ ما بکشد. وجود سی هزار کتیبه یک اندازه، با نوشته هایی همسان، همان معنی چاپ را می دهد. در صورتیکه همین کار را بطور ناقص، گوتنبرگ انجام داد نامش را اختراع چاپ گذاشتند. حتی اگر چاپ روی سنگ را قبول نداشته باشیم، چاپ کاغذی هم از مصر و چین اغاز شد. ایا بنظر شما اسکناس ها را در چین باستان، یک یک می نوشتند؟ و یا در ایران که سکه ضرب می شد، و همگی یک شکل بودند: همان چاپ امنیتی یا اروراق بهادار محسوب نمی شود؟ آیا به نظر شما برای امپراتوری بزگ داریوش و کورش، ضرب سکه با دست و تک تک انجام می گرفت؟ کاری که گوتنبرگ انجام داد، حتی سلیمان نبی هم قبلا انجام داده بود. انگشتر یا خاتم و نگین آن، خود نمونه ای از چاپ ملخی هست. ایا چاپار خانه های ایران، باتف دهان نامه ها را می نوشتند؟ اولین پول ایران در 503قبل از میلاد که: دریک نام داشت، با دندان خراش برمی داشت؟ و شکل یک کماندار را در ان حک می کرد؟ باید دانست که حتی برای جلوگیری از تقلب،  علاوه بر نقش یکپارچه در تیراژ میلیونها عدد! از اعدا جفر و اسطرلاب و محاسبات :فوق کامپیوتری استفاده می کردند. مثلا می گویند شیخ بهایی می خواست: فرمولی بنویسد و بر درب بارگاه امام رضا، حک کند که گناهکاران نتوانند وارد شوند! همان چیزی که امروز پسورد گفته می شود، و افراد نامحرم نمی توانند وارد شوند. از ان گذشته در چاپ پارچه نیز کمتر از چاپ کاغذی و سنگی تاریخ نداریم. نقش گلبوته و ترمه بر روی پارچه ها، همگی تکرار شونده هستند. حتی در فرش و کاشی کاری هم همینطور است. دلیلش آن است که طراح اصلی، فقط یک نقش را می کشید. بقیه بصورت قالب سنگی و یا چوبی، طراحی و پس از آغشته شدن به رنگ، بر روی پارچه یا دیوار نقش می بست. آیا چاپ ترمه در اصفهان که به عهد صفویه برمی گردد. قبل از گوتنبرگ نبود؟ ممکن است بگوییم: چاپ سنگی از گوتنبرگ اغاز شد، که اولین کتاب مقدس را چاپ کرد. بعد به هند رفت! واولین قران هم در هند بصورت سنگی چاپ شد. اما همه اینها فقط یک رشته از چاپ است. شاید اهمیت ان خارج کردن موضوع امنیتی، از چاپ بود. یعنی علاوه بر طراحان اوراق، نقشهای پارچه و مساجد و کتیبه ها، مردم هم قادر شدند که چاپ کنند. یعنی نهضت چاپ در اروپا، خروج موضوع چاپ از خواص است. و همین امر باعث اقبال مردمی به چاپ شد. و امپراتوری چاپ را بوجود آورد. این امپراتوری تا قبل از انقلاب اسلامی ادامه داشت. انقلاب اسلامی نوار یا سی دی را جایگزین چاپ اعلامیه نمود. در غرب نیز به اهمیت غیر مکتوب پی برده ، در نقش شبکه های رادیویی و تلویزیونی تاکید کردند. لذا هالیوود جای انتشارات فرانکلین را گرفت. تا جاییکه امروزه هیچ کشوری، در زمینه چاپ سرمایه گذاری نمی کند. و ایران توانسته در این خلا مالی، بزرگترین امپراتوری چاپ و انتشارات را پایش کند. کافی است بدانیم که بیشترین کتاب ها، کارهای چاپی ایران، در خارج از کشور انجام می شود. یعنی همه چاپخانه های دنیا، برای ایران کار می کنند. نمایشگاههای چاپ فقط با قصد: جلب توجه ایران بپا می شود. و باصطلاح چاپخانه داران داخلی، نفس آنها را بریده اند. آخرین دستاورد های چاپی انان، در مرحله اول برای ایران است. دلیل انهم این است که تابحال، نمایشگاه چاپ ایران با چند سال سابقه، اصلا واحد بین المللی ندارد. زیرا می ترسند راه باز شود! باز هم بیشتر نفسشان به شماره بیافتد. در حالیکه در ایران، از گرانی کاغذ و چاپ و کتاب صحبت می کنند! عین همان کتابها با هزینه حمل از خارج، ارزانتر به دست مشتری می رسد. و این نشان می دهد که چاپخانه های خارج، راکد تر شده اند و: چشمشان به تولیدات ایرانی هست. مقداری که پول یا اوراق بهادار ایران، بصورت تقلبی چاپ می شود حتی دلار امریکا هم به گردش نمی رسد.

کتیبه ها اولین چاپخانه بودند

إمبراطوریة الطباعة
یعود تاریخ صناعة الطباعة فی إیران إلى أکثر من آلاف السنین. لکن الغرب أسدل علیها الستار لیکشف لنا عن تاریخها الذی یمتد لمائة عام. ووجود ثلاثین ألف نقش بنفس الحجم، وبکتابات متطابقة، یعطی نفس معنى الطباعة. وإذا فعل جوتنبرج نفس الشیء بشکل غیر کامل، فقد سمی ذلک اختراع الطباعة. وحتى لو لم نقبل الطباعة على الحجر، فقد بدأت الطباعة الورقیة أیضًا فی مصر والصین. هل تعتقد أن الأوراق النقدیة کانت مکتوبة واحدة تلو الأخرى فی الصین القدیمة؟ أو فی إیران عندما ضربت العملات المعدنیة وکانت جمیعها بنفس الشکل: نفس الشیء لا یعتبر طبعة أوراق مالیة أو أوراق مالیة؟ هل تعتقد أنه بالنسبة لإمبراطوریة داریوس الکبیر وکورش، کان سک العملات المعدنیة یتم یدویًا وبشکل فردی؟ ما فعله جوتنبرج، حتى سلیمان النبی قد فعله بالفعل. والخاتم أو الختم وجوهرته مثال لطباعة الجراد. هل کانت بیوت تشابار فی إیران تکتب الرسائل شفهیاً؟ أول عملة إیرانیة عام 503 قبل المیلاد والتی کانت تسمى دریک هل تم قطفها بعود الأسنان؟ ونحت فیها شکل الرامی؟ ویجب أن نعلم أنه حتى لمنع الاحتیال، بالإضافة إلى الدور المتکامل فی تداول ملایین الأرقام! واستخدموا حسابات جعفر والإسطرلاب وحسابات الکمبیوتر العملاق. مثلاً یقولون إن الشیخ البهائی أراد أن یکتب صیغة وینقشها على باب بلاط الإمام الرضا حتى لا یدخل المذنبون! نفس الشیء یسمى کلمة المرور الیوم، ولا یمکن للأشخاص غیر المصرح لهم الدخول. بعد کل شیء، لیس لدینا تاریخ فی طباعة الأقمشة أقل من طباعة الورق والحجر. تتکرر أنماط الزهرة والکشمیر على الأقمشة. إنه نفس الشیء حتى فی السجاد والبلاط. والسبب هو أن المصمم الرئیسی رسم دورًا واحدًا فقط. أما الباقی فیصنع على شکل حجر أو قالب خشبی، وبعد صبغه بالطلاء یتم نقشه على القماش أو الحائط. هل توجد طباعة الکشمیر فی أصفهان تعود إلى العصر الصفوی؟ ألم یکن قبل جوتنبرج؟ ویمکننا أن نقول: إن الطباعة الحجریة بدأت مع جوتنبرج الذی طبع أول کتاب مقدس. ثم ذهب إلى الهند! وأول قرآن طبع بالحجر فی الهند. لکن کل هذا مجرد سلسلة من المطبوعات. ربما کان من المهم إزالة المشکلة الأمنیة من الطباعة. أی أنه بالإضافة إلى مصممی الأوراق وأنماط القماش والمساجد والنقوش، کان الناس أیضًا قادرین على الطباعة. أی أن حرکة الطباعة فی أوروبا هی خروج موضوع الطباعة عن الخصائص. وهذا ما أثار اهتمام الناس بالطباعة. وأنشأت إمبراطوریة الطباعة. واستمرت هذه الإمبراطوریة حتى الثورة الإسلامیة. استبدلت الثورة الإسلامیة الشریط أو القرص المضغوط بطباعة المنشورات. وفی الغرب، أدرکوا أیضًا أهمیة ما هو غیر مکتوب، وشددوا على دور شبکات الإذاعة والتلفزیون. لذلک، أخذت هولیوود مکان منشورات فرانکلین. حتى الیوم، لا یوجد بلد یستثمر فی الطباعة. وتمکنت إیران من مراقبة أکبر إمبراطوریة للطباعة والنشر فی ظل هذا الفراغ المالی. ویکفی أن نعرف أن معظم الکتب والمطبوعات الإیرانیة تتم فی الخارج. وهذا یعنی أن جمیع دور الطباعة فی العالم تعمل لصالح إیران. تقام المعارض المطبوعة فقط بهدف جذب انتباه إیران. وقد قطعت ما یسمى بالطابعات المحلیة أنفاسها. أحدث إنجازاتهم المطبوعة هی فی المرحلة الأولى لإیران. والسبب الآخر هو أنه حتى الآن، لا یوجد لدى معرض الطباعة الإیرانی وحدة دولیة على الإطلاق. لأنهم خائفون من أن یُفتح الطریق! مرة أخرى، سوف یقع المزید من أنفاسهم على الرقم. بینما فی إیران یتحدثون عن ارتفاع أسعار الورق والطباعة والکتب! وتصل نفس الکتب إلى العمیل بسعر أرخص مع تکلفة الشحن من الخارج. وهذا یدل على أن المطابع الأجنبیة أصبحت أکثر رکوداً وأعینها تتجه نحو المنتجات الإیرانیة. حجم الأموال أو الأوراق المالیة الإیرانیة التی یتم طباعتها بطریقة مزورة، حتى الدولار الأمریکی لا یتم تداوله.

آمریکا و اروپا و اسرائیل پول لازم هستند!

سلاح ، خمیر بازی هست که خدا به انسان داد. و اکنون موقع جمع کردن خمیر بازی است! لذا حشد الشعبی باید: بجای انفجارات، آنها را تک بزند! و یمن بجای بمباران کشتی ها، انها را سالم مصادره کند. همه کشتی ها و ناو ها و تانکها، سالم بمانند! زیرا خداوند با نابودگری مخالف است. باید همه آنها به کشتی های گردشگری، هواپیمای توریستی و ابزار موزه ای تبدیل شوند. همه سلاح ها فقط باید در دست ایرانی ها باشد، تا زیر نظر صاحب الزمان عج،و نایب برحقش، مانع تولید ان بوسیله دیگران شود. و قدرت مخصوص خدا باشد(ولله الامر) این امر هم از نظر مادی به نفع جهان است و هم از نظر اسلامی و دینی. در قران می خوانیم که خداوند زره سازی را به حضرت داوود یاد داد! و آهن را در دستهای او (مانند خمیر)نرم کرد( والنا له الحدید). و به سلیمان ذوب آهن را آموزش داد(عین القطر) حتی غواصی به زیر دریا، و پرواز به اسمانها را هم انجام داد. اما همین حضرت سلیمان در حالیکه ناظر: همه فعالیت های عمرانی و صنایع نظامی بود، بر بالای بلندی تا سه روز، جسد بی جانش خشک شد. همه کارکنان با سرعت تمام کار می کردند! و تصور می کردند نظاره او جدی است. تا خداوند موریانه ای را مامور کرد: پای عصای او را بخورد و جسد خشک شده اش، بر زمین بیافتد! با رفتن او، همه این امکانات به دست شیاطین افتاد. و تا امروز، شیاطین جن و انس از آنها استفاده می کنند. و در قرن بیست و یکم! و عضر فضا و اتم و هوش مصنوعی! که صهیونیزم وارث آن بود، فقط یک علت داشت: به دنبال جسد حضرت سلیمان بودند، تا در کنار او شاید به رموز بیشتری دست پیدا کنند. لذا صهیونیزم بالاترین قدرت نظامی را، چه بصورت مستقیم در داخل سرزمین های اشغالی، و چه بصورت غیر مستقیم و نیابتی در پنتاگون، ام آی سیکس و حتی ساواک ایران، ایجاد کرد. براساس اسناد تاریخی، بمب اتم را هم صهیونیست ها ساختند. لذا باید این سلاح و علم ان، از دست صهیونیزم خارج شود(ایران ، پنتاگون را از محل مطالبات خود بخرد، تا جنگ، رایگان پایان یابد) حضرت مولانا چه خوب گفته: تیغ دادن در کف زنگی مست ** به که آید علم ناکس را به دست. یعنی این سلاح های کشتار جمعی، اگر در دست ایرانیان باشد بهتر است: که علم آن نزد صهیون باشد. زیرا زنگی به معنی ایرانی است(یا زنگی، زنگی باش یا رومی رومی)، زن و زندگی هم از همین کلمه  مشتق شده است. سعدی هم می گوید: تیغ بران گربه دستت داد چرخ روزگار، هرچه خواهی ببر، اما نبر نان کسی. یعنی ایرانیان در طول تاریخ ثابت کرده اند که: اگر تیغ بران هم در دست داشته باشند، مست هم باشند، باز نان کسی را نمی برند، چه رسد به جانش. اکنون نیز جهان شاهد دوقطب بزرگ اسلحه سازی،بکار گیری، اسلحه هست: کل کارخانجات صهیونیستی در امریکا، اسرائیل، فرانسه و انگلیس! یک طرف، پهباد و موشک ایرانی در طرف دیگر. و در طوفان الاقصی ثابت شد که: پهباد و موشک ایرانی، از تمامی سلاح های صهیونیستی کار امد تر است(یکی مرد جنگی ، به از صد هزار.)نتیجه آنهم این است که کلیه کارخانجات جنگی بی پول شده! به حال تعطیل در امدند. آمریکا که با بدهی نجومی، سعی می کرد به اسرائیل وام بدهد، ناچار پنتاگون را به فروش گذاشت. اسرائیل هم با روزی 7میلیارد دلار بدهی، تا مدتی از چین و ترکیه برای زنده ماندن،قرض میکند. لذا زمینه برای انتقال تکنولوژی جنگ، به ایران فراهم است. این سلاح ها در دست ایرانی باشد به کسی اسیب نمی رسد. و اگر هم کسی اسیب ببیند، برای خلع سلاح است. ایران میتواند بجای اموال بلوکه شده خود، کارخانجات و تمام سلاح ها را بخرد. کشورهای اسرائیل و فرانسه و امریکا را، به مناطق موزه ای و گردشگری تبدیل و: کلیه سلاح های جنگی ناکار امد را هم، به وسایل صنعت گردشگری اختصاص دهد. مهمترین هدف گردشگری جهان هم: حج خانه خدا و زیارت قدس و کربلا قرار دارد.(سیرو فی الارض و ابتغوا من فضل الله)