تفسیر قران

تفسیر قران

اولین مفسر قران به فارسی در امپراتوری ایران اسلامی بی بی شهربانو بوده است از صال58شمسی
تفسیر قران

تفسیر قران

اولین مفسر قران به فارسی در امپراتوری ایران اسلامی بی بی شهربانو بوده است از صال58شمسی

مادر

حائری در معالی السبطین، مادر رقیه را شهربانو، و رقیه را با سجاد، خواهر تنی می‌دانند. نام اصلی ایشان هم فاطمه صغری بوده و رقیه به معنی بالا رونده لقب اوست و در روز عاشورا چون مادر نداشت بابایی شده بود وحضرت زینب از او پرستاری می کرد و با امام سجاد خواهر تنی است

هموا باخراج اسرائیل

با جناب سردار رحیم صفوی هم هماهنگ شده و آنها مشغول هستند و در غزه موکب زده اند. برای بهتر شدن موکب زدن در اسرائیل غزه و اردن آموزش موکب زدن به شرح زیر است

۱اولا گروه یا دسته یا گردان های ۳۱۳نفره تکیل دهید

۲عضو شبکه های اجتماعی با عنوان کربلا یا اربعین شوید

۳یک کلمن آب سرد تهیه و در کنار خیابان با لیوان بگذارید

۴پولی به سوپر مارکتها بدهید تا آب رایگان به نیت اربعین بدهند

۵میتوانید در آب شکر و آبلیمو بریزید و رویش بنویسید بنوش به یاد حسین ع

اگر امکان دارد از میز بزرگتری استفاده کنید یک جعبه شیرینی هم کنار شربت بگذارید.

یک دستگاه پخش بگذارید نوار های اربعین را پخش کنید

به همین ترتیب میتوانید میزها را بیشتر و امکانات لازم را بگذارید حتی صندوقی تهیه کنید تا مردم هم متبرعات و هدایای خود را واریز کنند

۸شما میتوانید به ماموران اسرائیلی هم نان و شربت بدهید

۹به آنها بگویید اینها رایگان هست و برای کمک های بشر دوستانه

حرب الله جهانی

تهران 8میلیاردی  موقعی که جنگ غزه و اسرائیل بود تمام جهان متوجه غزه شد یعنی غزه یک غزه 8میلیاردی شد اما بعد از جنگ 12روزه اکنون تهران است که 8میلیاردی هست

و من الما کل شی حی

کوههای پر برف هیمالیا و قله اورست منبع آب ایران است ولی اهریمنان نمی گذارند بد گوهران مانع می شوند! این برفها و یخچالها در تابستان آب می شوند و در هلمند افغانستان آبگان(افغان) تشکیل می دهند که چهار بندر هم دارد. در اثر تجمع آبها کشور بنام آبگانستان بوده و رستم هم در کابلستان بدینا می آید. اما اعراب که از چهار حرف محرومند آن را افغانستان می خوانند. و هنوز هم مردم افغانستان نمی دانند معنی کشورشان چیست. این آبها به مرور در زمین فرو می روند و بصورت رودخانه ای از آب شیرین و سرد، از زیر کویر ایران رد شده و چهار هزار چشمه آب شیرین در در دریای عمان به تلخی می گرایند. اگر در کویر چاه ژرف زده شود همه ایران را سیراب می کند! اما بدگوهران نمی گذارند. سازمان آب یکی از دیو ها هست که بر سر چشمه خوابیده است. و همیشه خشکسالی را اعلام می کند مثل کچل که نامش را زلفعلی می گذارد یا کوری که چراغعلی نامیده می شود! می گویند فرو نشست می کند! عجب شما مردم را از تشنگی می کشید تا مباداد کویر فرونشست بکند و محیط زیست به هم بخورد؟ کشتار ایرانیان همیشه در دستور کار اهریمنان بوده و خداوند ما را از شر دیوسیاه که فرشته آب را زندانی کرده نجات دهد

یک شش کلاسه پیدا نمی شود که قطعی آب و برق نداشته باشیم؟ دکتر ها که جز قطعی آب و برق و گاز کار دیگری بلد نیستند

مادر امام سجاد

کلینی فقیه شیعه به نقل از محمد باقر (پنجمین امام شیعیان) می‌نویسد: دختر یزدگرد بر عمر وارد شد. نگاه همه دوشیزگان (مردان مجرد) مدینه بر او خیره ماند و مسجد از روشنایی و پرتویِ روی او درخشان شد و چون عُمَر بدو نگریست او روی خود را پوشاند و گفت: «آه! پیروز باد هرمز!» عمر گفت: «آیا این زنک مرا دشنام می‌دهد؟» عمر قصد او کرد. امیرالمؤمنین به او گفت:"تو را نرسد که چنین کنی، او را آزاد گذار تا به دلخواهِ خود مردی از مسلمانان برگزیند و تو این دختر را به حساب «فیئی» و غنیمت جنگی آن مرد بگذار.» عمر آن بانو را صاحب اختیار کرد و آن دختر آمد و دست بر سر حسین نهاد. امام علی از او پرسید: «نامت چیست؟» گفت: «جهان‌شاه.» اما امام علی گفت: «نه؛ نامت شهربانویه است.» و به حسین گفت همانا این بانو برترین مرد روی زمین را برایت به دنیا می‌آورد و علی ابن الحسین را زاید. [۱]

در قابوس نامه، روایت با سلمان فارسی آمیخته شده و به‌گونه‌ای دیگر بیان شده که: چون شهربانو، دختر یزدگردِ شهریار را اسیر بردند از عجم به عرب، امیرالمؤمنین عُمَر (فرمود) که وی را بفروشید. چون وی را بیع خواستندکردن امیرالمؤمنین علی فراز رسید؛ گفت: «قال رسول‌الله لیس البیع علی ابنا الملوک.» (یعنی نباید فرزندان شاهان فروخته شوند) چون وی این خبر بداد، بیع از شهربانو برخاست. (او را نفروختند) او را به خانه سلمان فارسی بنشاندند تا به شوی (شوهر) دهند. چون شوی بر او عرضه کردند، شهربانو گفت تا مرد را نبینم زن او نباشم. مرا بر منظره‌ای بنشینید و سادات عرب را بر من بگذرانید تا آنکه مرا اختیار افتد، شوی من باشد. در خانه سلمان وی را بر منظره‌ای بنشاندند و سلمان به برِ او بنشت و آن قوم را تعریف همی کرد که این فلانست و آن فلانست. وی (شهربانو) هر کسی را نقصی همی کرد تا امیرالمؤمنین عمر برگذشت. شهربانو پرسید: «این کیست؟» سلمان گفت: «امیرالمؤمنین عمر خطاب است.» شهربانو گفت: «مردی محتشم است و بزرگوار اما پیر است.» امیرالمؤمنین علی برگذشت شهربانو پرسید: «این کیست؟» سلمان گفت: «پسرعم (پسرعموی) پیغامبر ماست، علی ابن ابی‌طالب.» (شهربانو) گفت: «مردی سخت بزرگوار است، سزای منست اما بدان جهان از فاطمه زهرا شرم آید، ازین جهت نخواهم.» پسر امیرالمؤمنین حسن ابن علی برگذشت. شهربانو پرسید و گفت: «این درخور من است ولکن بسیار نکاح است، نخواهم.» تا حسین برگذشت. ازو پرسید، گفت: «شوی من این باید که باشد، که دختر دوشیزه را شوی دوشیزه باید و من هرگز شوی نکرده‌ام و او زن نکرده‌است.»[۱۲]

در تعزیه مجلس شهربانو چنین آمده‌است: چون حسین کشته می‌شود، ذوالجناح به خیمه آمده و شهربانو را به شهرری می‌برد. شهربانو به اشتباه به‌جای «یا هو»، «یا کوه» گفته و کوه از هم شکافته می‌شود.[۲۲]

بر اساس روایات عامه در آثار مصیبت‌خوانان همچون وقایع الایام می‌توان یافت که در نبرد کربلا شهربانو به نزد حسین می‌رود و می‌گوید که:"من در این‌جا زنی غریبم؛ تکلیفم چیست؟" حسین می‌گوید:"سوار ذوالجناح شو، هرجا مقدر است خواهی رسید."[۲۳][۲۴] ذوالجناح پرواز می‌کند و شهربانو را کوهی کنار شهر ری فرود می‌آورد. او از خدا یاری می‌خواهد اما از ترس مهاجمان، به جای اینکه بگوید «یاهو» می‌گوید «یاکوه». در دمی، کوه، دهان باز می‌کند و او را پناه می‌دهد اما گوشه چادرش بیرون می‌ماند و این مجال را به دوست‌داران حسین می‌دهد تا به این راز پی ببرند و آنجا، مقبره‌ای برای شهربانو بسازند.[۲۵] این درحالی است که نظیر همین ماجرا را برای خواهر شهربانو و زیارت‌گاهی که منسوب به اوست پرداخته‌اند. این زیارت‌گاه به نام بونوپرس یا بانوپارس شناخته می‌شود. بنابر آنچه زرتشتیان می‌گویند، هنگامی که او از دست دشمن به یزد می‌گریخته از خدا می‌خواهد تا در کوه او را پناه بدهد؛ پس داخل کوه می‌رود ولی مقنعه‌اش بیرون می‌ماند. شب‌هنگام به خواب مسافرین می‌آید و از ایشان می‌خواهد تا برایش مقبره‌ای بسازند.[۲۶]