سبک زندگی
الگوی سبک زندگی، از جمله مواردی هست که در ان، با خدا می جنگند. اغلب افراد خود را از خدا، طلب کار می دانند. فکر می کنند خدا به دیگران، پول و جمال داده به او نداده است. یا به قول خودشان در وقت اضافی، آفریده شده اند. لذا وقتی می گوییم سبک زندگی اسلامی، فوری می گویند: مگر اسلام برای ما چه کار کرده است؟ پس در درجه اول، تئوری سبک زندگی اسلامی، شکرگزاری است. با شکر گزاری می فهمیم که خدا، به ماتوجه داشته و چه ثروتهای هنگفتی داده است. بطور مثال کسی که کلیه ندارد، ممکن است پول یک خانه را به شما بدهد: تازه یکی از کلیه های شما را بخرد. لذا می بینید همینطوری با حساب سرانگشتی مادی، سلامتی انسان نعمت بزرگی است. و این نعمت با پول دنیا قابل قیاس نیست. فقط وقتی ان را از دست دادیم، متوجه می شویم(الناس نیام اذا ماتوا انتبهوا) شکر گزاری علاوه بر اینکه ما را: متوجه خودمان و ثروتهای هنگفتی که داریم می کند. باعث افزایش ان هم می شود(لئن شکرتم، لازیدنکم) و این قول خداوند است. ولی مردم ترجیح می دهند منت خدا را نکشد! بروند از چین و آمریکا گدایی کنند. زیرا خداوند فرموده: همه جا حاضر و ناظر است. لذا نمیتوانند با خدا معامله کنند. اما با چین یا آمریکا که معامله کنند. میتوانند سر انها را کلاه بگذارند. گرچه این فقط یک توهم است، کسی که پول دارد می داند :در کجا خرج کند. از سر راه که نیاورده، بدهد به سر راهی ها. پس اگر پیشنهاد سرمایه گذاری می کند: هدفش این است که یکبار پول بدهد، و برای ابد سود آن پول را، بیش از یک برابر برای خود بردارد. مثلا دولت که برای پروژه های نیمه تمام، روی سرمایه گذاری خارجی حساب باز کرده، بداند که که سرمایه گذاری خارجی، حل مسئله نیست بلکه: به تعویق انداختن آن است. همانطور که دولت قبل، با انتشار اوراق قرضه، سررسید سود واصل آن را برای دولت بعد به ارث گذاشته. اینها هم می روند کارخانجات را با استمهال، راه اندازی می کنند. ولی بانکها که دست بردار نیستند. اصل و فرع و جریمه و دیرکرد آن را، به حساب بدهی دولت می گذارند و می گویند :دولت به سیستم بانکی بدهکار است. مثلا شستا 25همت درآمد داشته، ولی 28همت به بانکها بدهکار بود. اگر پول بانکها را بدهند، آنها را از ورشکستگی نجات داده، نفس تازه ای در انها می دمد، تا نرخ بهره را بیشتر کنند. و جنگ با خدا را آشکار تر نمایند. مانند همین که 28همت باکها را داند. آنها بهره وام را از 12درصد قانونی، به 40درصد افزایش دادند. تورم هم بیشتر شد. با پر رویی می گویند: باز هم نرخ را بالاتر ببریم! و این کاری بود که در فروپاشی: ظاغوت سهم زیادی داشت. لذا بانکها براندازان واقعی هستند. ولی کسی باور نمی کند. بنا بر این مردم بدانند که: با شکر گزاری، به سبک زندگی اسلامی برمی گردیم: در اسلام قرض گرفتن مکروه است! ولی قرض دادن ثواب ده برابری دارد. اما در سیستم ربوی، برعکس است: وام گرفتن را خوب می دانند. ولی بانکها از وام دادن طفره می روند. در همه زمینه ها همه چیز برعکس است. حتی در پزشکی! و علوم تغذیه: در حالیکه پیامبر توصیه فرموده: قبل از هر غذا نمک و بعد از هر غذا، حلوا و شیرینی! ولی اقایان پزشکان، آبروی خود را گرو می گذارند که بگویند: نمک و شیرینی نخورید. زشتی حرفشان از مقابله با اسلام، به حدی است که وقتی کسی به بیمارستان مراجعه می کنند: ابتدا سرم قند و نمک برایش تجویز می کنند. یعنی قند و نمک را حرام کرده اند، تا مردم را به بیمارستان بکشند و:بجای نمک بی قیمت، سرم قند و نمک گرانبها را به انها بفروشند .یا: در اسلام گفته شده که هرکس، باید فقر و مریضی خود را پنهان کند. زیرا آزمایش الهی است(ولنبلونکم به شی من الخوف و الجوع) ولی انها با بودجه بیت المال، همه راغربالگری می کنند. و همه را بیمار اعلام می کنند. گاهی هوش مصنوعی، شخص را رو به قبله معرفی می کند. چون بیشتر به بیمارستان مراجعه کنند. و دستمزدهای گرانتری به آنان بپردازند. سوگند بقراط چه کشکی است؟
کمک به بی خانمان ها
در سرمای شدید اروپا و آمریکا، حتی در آسیا و آفریقا و اقیانوسیه، بیش از نیمی از مردم دنیا در :فقر و بدبختی به سرمی برند. برخی از انان حتی سرپناه ندارند تا :خود را از باد و باران و برف محافظت کنند. مشکل آنها نبود امکانات نیست، بلکه توزیع نامناسب امکانات هست: خانوار هایی هستند که حداقل دارای: ویلای شخصی درشمال، دفتر کار در مرکز و منزل در: مناطق مسکونی انهم به تعداد زیاد دارند. غذای انها آنقدر رنگین هست، که همه را دور ریز می کنند. زرا معده آنها، فقط یکی از غذاها را جا می گیرد. در همه زمینه ها اصراف می کنند: و دور ریز آنها تا 15درصد تولید ناخالص می رسد. لذا بهترین درمان برای درد بی خانمانها، مصادره اموال ثروتمندان است. نیازی به دادگاه و مامور اجرا هم نیست، زیرا همه بی خانمان ها مامور اجرا هستند. هرکس سرپناه ندارد میتواند: به کاخ سفید یا کاخ ورسای و باتینگهام، مراجعه کند. و اگر راه ندادند، آنها را بکشد. زیرا همه اعضای این کاخ ها، در دادگاه امپراتوری ماهین، محاکمه شده ، حکم قتل آنها نیز صادر گردیده است. و بی خانمان ها هم، مامور اجرای ان شده اند. طبق منشور سازمان ملل و تمامی قوانین اساسی کشورها، مردم دنیا با هم برابرند. باید که اسکان و اشتغال آنها تامین شود. مخصوصا افراد فقیر مطلق. چون فقرا دو دسته هستند: یک دسته که ادعا می کنند فقیرند. ولی دارای درآمد (از گدایی) هستند، که باید مثل اعضای کاخ سفید: با آنان برخورد کرد. اما گروه دیگر واقعا فقیرند. حالا ممکن است مالباخته باشند، یا دچار سوء حادثه شده، دارایی خود را از دست داده اند و یا اینکه شغلی و درآمدی ندارند. یا توانایی و عقل معاش ندارند. باید مساحت کل زمین، محاسبه و به نسبت همه آحاد دنیا، بین آنها تقسیم شود. بر اساس محاسبه، به هر نفر از 8میلیارد نفر روی زمین، هزار متر مربع مزروعی(مراتع ، جنگلها و زمین های بایر)می رسد. علاوه بر آن صد مترمربع زمین: نیز در داخل شهر ها سهم هر نفر است. یعنی یک خانواده 5نفره، 5000مترمربع مرتع، 500متر زمین شهری، بنام شان شود. و این زمین ها فقط قابل واگذاری به فرزندان هستند. و قابل فروش نمی باشد. دولت ها باید این کار را بکنند. از حالا میتوانند به هر نوزادی که: به دنیا میاید 100متر زمین شهری و 1000متر زمین روستایی بدهند. اگر چنین نشد. مردم فاقد زمین میتوانند: به میزان خودشان تصرف کنند. و دولت ها حق ندارند آنها را بیرون کنند. مگر اینکه ثابت شود: در جای دیگری دارد. طبق قانون قران، زمین مال خداست(ان الارض لله، یورثها من یشا) و در روایات داریم که : (الارض لمن احیا ها). یعنی زمین برای کسی است که: روی ان کار کند، نه اینکه مالک شود و اجاره دهد! یا بایر نگهدارد. دولت ها هم که صاحب انفال می شند، حق ندارند آن را پس انداز کنند! و یا بایر نگهدارند. باید که فوری ان را بین نیازمندان تقسیم کنند. ولی انها با ایجاد سازمان حفاظت محیط زیست، در واقع حصاری به دور مراتع می کشند. و به کسی اجازه استفاده از ان را نمی دهند. اگر هم به حیوانات اجازه می دهند، برای فروش آنها به قیمت های بالا است که: قاچاق حیوانات محسوب می شود. ولی نام آن را محیط بانی می گذارند. همانطور که همه حق دارند: زمین شهری و روستایی داشته باشند، کسانی که مانع می شوند، در لیست سیاه قرار می گیرند. لیست سیاه یعنی آماده مصادره. اکنون که ثروتمندانی: بیش از این مقدار زمین دارند. باید که آن را واگذار کند. واگر واگذار نکردند، بی خانمانها میتوانند: سهم خود را مطالبه کنند. برای شروع، مطمئن ترین منابع، کاخ سفید و کاخهای اروپایی و آمریکایی هستند. اگر در آسیا و افریقا هم کاخ هایی هستند: که در اختیار ثروتمندان و مسئولین: بطور شخصی هستند در لیست سیاه قرار می گیرند. مثلا مصادره کاخ سفید، کاخ ورسای و کاخ باتینگهام، همانطور که اشاره شد، حکم مصادره صادر گردیده: و بی خانمان های لندن، واشنگتن و پاریس در اولویت آن قرار دارند. و هرچه سریعتر باید: این کاخ ها اشغال شود.
جشن سده که در دهم بهمن برگزار میشود، در حال ثبت جهانی است. ولی در آن، واقعیتها همه معکوس جلوه داده شده است: اولا جشن سده قبل از زرتشت هم بوده، ثانیا ایرانیان زرتشتی نبودند، بلکه افتاب پرست بودند: فقط در اواخر ساسانیان، انهم برای مقابله با اسلام، زرتشت به دربار وارد شد. و الا مردم همچنان ستاره پرست بودند، که بقایای ان در اهواز و عراق،به قوم مینایی(صابئین) معروف هستند. انها حتی برای مقابله با نماد اسلامی، دستور دادند که موهای خود را، تا بیخ گوش ادامه دهند. لذا موی گوش معروف شدند: که عربی ان مجوس است. زرتشتی امروز ما، همان مقاومت در برابر اسلام را، با خود دارد.از بررسی های دقیق چنین برمی اید که :وقتی تعداد فرزندان آدم ع به صد نفر رسید، آن روز را جشن گرفتند. اما تحریف گران تاریخ، آن را نمیرانی! کیومرث و یا پیشدادیان گفته اند. ولی بهر حال یک چیز مسلم است: و آن اینکه جشن سده قبل از زرتشت هم بوده است. لذا اینکه عده ای آن را زرتشتی می دانند، یا از روی نا آگاهی است، یا همان اندیشه براندازانه هست: که می خواهند جبهه ای علیه اسلام هم، در انجا بگشاید. زرتشت خودش هم معلوم نیست: کجایی بوده و در چه سالی به دنیا آمده است. زادگاه او ازربیجان، سیستان، تاجیکستان و افغانستان هم گفته اند. زمان بوجود آمدن او هم حد اکثر به 5هزار سال پیش می رسد. لذا چگونه است که :این جشن سده را زرتشتی بدانیم. برخی مورخان معتقدند: حتی پیش از عید نوروز بوجود آمد. و عید نوروز هم زرتشتی نیست. و قبل از زرتشت هم مرسوم بوده است. .حقیقت مسئله این است که همه این جشنها را، خداوند دستور داده است. ولی برخی ها خواسته اند: به تصادف! یا شانس ارجاع دهند. می گویند تضادفا پیشدادیان: آتش را کشف کردند. و تصادفا آن را ادامه دادند و: آتش پرستاری، یا همان آتش پرستی بوجود آمد. در حالیکه اصلا این طور نیست. خداوند در قران می فرماید: الله نور السماوات و الارض. خداوند نور و روشنایی بخش: همه آسمانها و زمین است. نور را هم اینطور تعریف می کنند: وسیله ای که با ان اشیا دیده میشوند. یعنی خود نور تعریفی ندارد، بلکه اثر ان را تعریف می کنند. پس نور ذات خداوند است و: همه اشیا هم به وسیله آن وجود پیدا می کنند. اگر در مورد اشیا هم دقت کنیم، وابسته به نور هستند. یعنی یک لحظه نور قطع شود، هیچ چیزی وجود ندارد. مانند کلید برق که: آف شود. مخلوقات خداوند همه ماشین وار و مطیع بودند. و جهان را سکوت فراگرفته بود. لذا بقول حافظ: اتش در این ملکوت شعله کشید، و آن آدم بود. سکوت کائنات را شکست، و حتی خواست که جای خدا هم باشد. از این رو سعی کرد نور خدا را خاموش کند. ولی خداوند فتیله اش را کمی پایین کشید: و تبدیل به آتش شد. هر آتش یا هر نوری، دوقسمت دارد: یکی کانون آن، که سوزاننده هست و دیگری شعله آن، که روشنایی بخش است. نار و نور در کلام خدا، از یک ریشه هستند. پس آتش جهنم، در واقع می سوزد تا نور برای: بهشتی ها تامین کند(وقودها الناس) تا آنها هستی پیدا کنند، و دیده شوند. مبارزه نور و تاریکی در واقع، وحدت وجود دارد. یعنی تاریکی جایی هست، که نور ندارد. و شیطان در واقع کسی است که :می خواهد نور خدا را خاموش کند، و تاریکی حاکم شود. که در قران(لیطفوا نورالله) اشاره شده است. حالا کافران، این را تعبیر به جنگ: نور وتاریکی نمودند، یعنی هر دو را جدا، هموزن و مقابل هم تصور کردند. در حالیکه قران تاکید دارد که: شیطان آفریده خداست. و شصت هزار سال هم خدا را عبادت کرده است. خدا او را نیست نکرد. بلکه از خود دور کرد(لعنت). یعنی طغیان شیطان، خارج از علم خدا نبود. اگر بخواهیم تضاد هم معنی کنیم، شیطان با خدا دشمن نیست، با انسان مقابل است. یعنی بر آدم سجده نکرد. اما زرتشتیان با طرح تضاد: نور و تاریکی، هر دو را خدا می دانند(دوگانه پرستی در مقابل یکتاپرستی). لذا افسانه ها بر واقعیت ها، و دروغ ها بر راست ها، چیره می شوند. راست قضیه این است که: خداوند دستور داد تولد زمین را جشن بگیرند(نوروز) و خداوند دستور داد: آدم ع صد فرزندی خود( سده) را جشن بگیرد.
امپراتوری ماهین، براساس ایه قران(فاسبقوالخیرات) مسابقه ای را ترتیب داده : و از همه اعضا فعال بسیج 8میلیاردی، می خواهد که در آن شرکت کنند و از همدیگر جلو بروند. این مسابقه چهار مرحله دارد: اول چه کسی در بیت المقدس نماز بپا دارد. البته این مسابقه ظاهرا بین بدرالدین حسینی (الحوثی) و سید حسن نصرالله و عمار حکیم یا هاشم الحیدری هست: حملات موشکی حزب الله به :مواضع امنیتی لبنان حکایت از ان دارد که :حزب الله می خواهد مسیر نماز: بیت المقدس را امن و هموار کند، تا مردم آزادانه به آن رفت و آمد کند. لذا باید برای اولین بار، نماز در بیت المقدس را، ایشان اقامه کند! تا ثابت شود امنیت کامل: نماز گزاران تامین شده است. بدرالدین حسینی هم، با غنیمت گرفتن کشتی های امریکا و انگلیس، می خواهد ناوگان حمل و نقل: رایگان نمازگزاران از سراسر دنیا را فراهم کند. کتائب حزب الله هم با بیرون کردن آمریکا از عراق، پشتیبانی از مواضع امنیتی اسرائیل را از بین میبرد. فاطمیون افغانستان، زینبیون سوریه و حسینیون ازربیجان هم، نیروهای خود را در پشت مرز اسرائیل، به حال آماده باش در اورده اند: تا به محض اعلام نابودی آخرین :پایگاه امنیتی و نظامی اسرائیل، پاکسازی مسیر پیاده روی به: سوی بیت المقدس را آغاز کنند. از ایران نیز قافله (از خراسان تا فلسطین) در حال شکل گیری است، تا نیروهای بیشتری را برای اقامه نماز، دربیت المقدس اعزام کنند. آیا این جمعیت نخستین بار، پشت سر چه کسی به نماز جماعت خواهند ایستاد؟امام جمعه مسجدالاقصی، شهر بیت المقدس را موقوفه مسلمانان دانسته. لذا ممکن است هر دو آنها، پشت سر این حکیم دانشمند نماز بخوانند. او هم در این مسابقه شرکت داده می شود. مشروط بر آنکه در امر تهیه: تدارکات برای نماز گزاران کمک کند. تا کل مسیرها، به موکب های خدماتی اسکان و تغذیه رایگان، مجهز شوند. البته از هم اکنون میتوانند تمرین کنند، و زیرساخت های لازم را برای موکب ها فراهم، و بطور آزمایشی آن را روزهای جمعه، راه اندازی کنند. و اگر اسرائیل مزاحمتی کرد، گرای انها را به حزب الله بدهند، تا برای همیشه شر مزاحمت ها، از بین برود. طبیعی است وقتی این موکب ها راه اندازی شدند، راه برای امام جماعتی: آیت الله خامنه ای هم آماده می شود: دومین نماز جمعه به امامت ایشان برگزار خواهد شد. و شاید هم سومین جمعه! به امامت امام زمان عج. اما، بسیج هشت میلیاردی هم، در این مسابقه شرکت داده می شوند: آنها باید در شهر ها و روستاها، راهپیمایی بر ضد اسرائیل، و برای حمایت از غزه به راه بیاندازند. از بین جمعیت حاضر، عضو یابی کنند. و از انها برای زیارت بیت المقدس ثبت نام نمایند. بسیج نیویورک، بسیج لندن، و بسیج پاریس، باید بیشترین نقش را داشته باشند. هرکس توانست تعداد بیشتری نماگزار اعزام نماید، برنده مسابقه مرحله دوم خواهد شد. و در اولین نماز جمعه جهانی، به آنها جوایزی اعطا خواهد شد. تدارکات سفر به عهده یمن است. انها باید هواپیماها و کشتی های بیشتری، از انگلیس و آمریکا و فرانسه غنیمت بگیرند، تا بتوانند همه نمازگزاران دنیا را، رایگان به بیت المقدس حمل کنند. تدارکات و اسکان، به عهده حشدالشعبی و کتائب حزب الله عراق است. آنها باید مسیر کربلا را، تا بیت المقدس تامین کنند. و پذیرایی و پشتیبانی مالی هم، با ایرانیان ثروتمند است که در قالب (ازخراسان تا فلسطین) سازماندهی شده اند. لذا بدینوسیله از همه مردم جهان، دعوت می شود در این مسابقات شرکت کنند: در این جا، باید متذکر شد که همه ابنا بشر، از یک پدر و مادر هستند. لذا کوچک و بزرگ، حتی در دل مادران هم، دعوت هستند. مرحله سوم بین الادیانی هست: یعنی بودائیها، مسیحیان، زرتشتیان، کلیمی ها و.. همه میتوانند: در قالب مراسم دینی خود، نسبت به اعزام کاروان اقدام نمایند. میزان، مشارکت هست. و هرکس بیشتر اعزام کند، جایزه خود را از دست: رهبری ایران خواهد گرفت. و آن روز شیاطین، به بند کشیده میشوند. و جهان برای خدا آراسته می شود. و همه پیشانی شکر، بر زمین خواهند گذاشت. نماز جماعت بزرگی :برای اولین بار شکل خواهد گرفت. هیچ کس نباید از قلم بیافتد. حتی اگر دشمنان هم توبه کردند، میتوانند به نماز بیایند. مسابقه چهارم را برای توابین است.
ی که دستت می رسد: کاری بکن، پیش از انکه از تو نیاید هیچ کار.(سعدی) سعدی، از روی حکمت الهی و قران و احادیث، فرمول خوشبختی انسانها را نوشته. شعرای فارسی زبان هر کدام، دری از درب های حکمت خداوندی هستند. و نشان می دهند :اگر انسان خود را به خدا وصل کند، حکمت و دانش از او می جوشد. زیرا تنها برتری انسان به حیوانات، در حکمت و دانش است. امروز دنیا در گیر بحران اقتصادی و سیاسی است. وقاعده همترازی (ظروف مرتبطه) به ما می گوید: که این بحران در همه جهان، به یک شکل می شود. سطح بحران همه را، به یک اندازه درگیر می کند. یعنی هیچ کس از این بحران، خارج نمی ماند. به گفته سعدی: بنی آدم اعضای یک پیکرند.که در آفرینش ازیک گوهرند.. چوعضوی به درد آورد روزگار، دگر عضو ها را نماند قرار. انیشتین هم گاهی گفته است که: وجود ما فشرده وجود جهانی و وسیع ما است. یعنی ما همه جا هستیم. ولی چشم مادی، ما را محصور در این بدن می بیند. الان نوزادان غزه، فقط نیستند که از بی غذایی می میرند، در افریقا، آسیا و آمریکا، همه جا کودکان می میرند. قبل از اینکه حتی به دنیا بیایند. در چین کودکان دختر را می کشند! تا تنها فرزندشان پسر شود. در برخی از کشورها، کودکان بهترین غذای آدمخواران هستند. خیلی از مادر ها به سبک سگ ها، می گویند اول ما باید بخوریم، تا شیر داشته باشیم و به کودک بدهیم. نوزادان مانند علی اصغر امام حسین ع، با تشنگی از دنیا می روند. زیرا وسیله معامله بزرگتر ها می شوند. کودکان غزه فقط نیستند که: مدرسه نمی توانند بروند. در افغانستان و پاکستان و هند، همگی مجبورند کاسه گدایی به دست بگیرند. و بر سر چهار راه ها بایستند. و شبها هم با زور، همه پول های انها گرفته شود. جوانان فقط در ایران نیست که: نمی توانند ازدواج کنند، بلکه در سراسر جهان، به خود ارضایی روی می اورند. چرا این بلاها و گرفتاری ها، هر روز بیشتر می شود؟ چون عده ای زور گو: امکانات را برای خودشان می برند. آنهاییکه در کاخ سفید، کاخ ورسای و باتینگهام نشسته اند، از کجا آورده اند؟ همه خوشی ها و داراییهای انان، بر پایه جمجمه هایی هست که: از الجزایر در موزه فرانسه نگاهداری می شود. و یا خونهاییست که: آل سعود و شاگردان خلفش مانند: اسرائیل و داعش می ریزند. اسرائیل ظلم مجسم است. زیرا زمین های فلسطینی ها را که غصب کرده، جان آنها را هم می خواهد. چون آنها می خواهند یک نفر هم، در غزه نباشد. تا آنجا را هم برای خود بردارند. همه جای دنیا غزه هست. و ما آن را فشرده در فلسطین می بینیم. اما همه جا خدا هم هست. به مظلومان یاری می رساند. و آن دست علی ع، و اولاد علی هست: علی ع یدالله هست. ولی از کانال امام زمان عج عمل می کند. و امام زمان هم از طریق نایب خودش کمک می کند: حداقل 313نفر در 313تشکل با او هستند. همه جا هست. از او کمک بخواهید. یا از نواب خاصه اش کمک بگیرید. حکم جلودار چیست؟ آمریکا از منطقه و جهان خارج شود!: راه ارتباطی اسرائیل بسته شود. چرا؟ چون شر مطلق (آمریکا) و شر مجسم(اسرائیل) مانع برابری انسانها هستند. مانع رهایی انسان از یوغ بردگی هستند. آنها تصمیم دارند همه را بکشند! تا خود بر جهان حکومت کنند. لذا باید انها را ازبین برد: امروز همه جهان وظیفه دارند: به مردم آمریکا کمک کنند، تا ایالات مستقل درست کنند. همه جهان به مردم اسکاندیناوی کمک کنند: تا از شر وایکینگهای جدید، و نوکیسه ها خلاص شوند. ببینید تنها اگر کاخ سفید تصرف شود، هزاران بی خانمان در ان تسکین پیدا می کنند. و یا اگر ساکنان کاخ ورسای اخراج شوند، چه تعداد زیادی از بی خانمان های پاریس ساکن خواهند شد؟ همه این بی خانمانها، معلول تجاری سازی بانکها هست. همه آنها به اقساط خانه و زمین خریدند. و بانک آنها را مصادره کرده. بازوی اقتصادی جهانخواران، همین بانکهای به ظاهر شیک هستند. از خودشان چیزی ندارند. و همه پولهای مردم را می گیرند. و همیشه هم طلبکارند. می گویند چون پول دست ماست، قدرت هم باید در دست ما باشد.