یکی از مصادیق دستورات خدا، مقابله به مثل است: (الانف بالانف) یعنی دقیقا با دشمن، کاری بکنید که با شما کرده است. مثلا آمریکا اموال ایران را بلوکه کرده: و مردم را به سختی انداخته، باید اموالش مصادره شود. لذا دستور قضایی صادر شده که: یمن کلیه سلاح ها و کشتی ها و ناو های امریکا و اسرائیل را، توقیف و مصادره نماید. یا معادل آن از امریکا مطالبه وجه کند، تا آنها را آزاد کند. عدم اجرای حکم، باعث می شود تا دلار هرچه بیشتر: در ایران بالا رود و تاثیر بگذارد: بر قیمت های دیگر و: نارضایتی ایجاد کند. و این بار رئیسی را در مقابل: رهبری قرار دهد. کافی است در شرایط فعلی، یک میلیارد دلار به بازار فردوسی تزریق شود. اولا دولت کسری بودجه را جبران می کند، زیرا معادل آن ریال از بازار جذب می کند. ثانیا حجم نقدینگی کنترل می شود. چون آنهاییکه پول ایرانی دارند، همه را به دلار تبدیل می کنند. وچون عرضه بیشتر از نیاز بازار است، قیمت ها کاهش می یابد. و کاهش ارزش دلار، به معنای تقویت پول ملی است. لذا همه چیز هم هماهنگ: با آن ارزان تر می شود. البته همه اینها به شرطی است که: تزریق دلار ادامه یابد. یعنی مصادره اموال آمریکا و اخذ جریمه از انها، دائمی باشد. زیرا اگر فقط یکبار باشد، فردوسی خود را هم می کشد: و همه را یکجا می خرد. و دوباره همان حالت برمی گردد. و بالاخره، باعث می شود که اعتماد مردم بیشتر شود: و موضوع آبان ماه پیش نیاید. آنهاییکه این امر ساده را تکذیب می کنند، به هر دلیل باشد، برانداز هستند. وقصد دارند مردم را در مقابل دولت. و دولت را در مقابل رهبری، قرار دهند. چون دشمن دائما تبلیغ می کند: وضع از این هم، بدتر خواهد شد. و در آینده قحطی می شود! و به پول ایران هیچ چیزی نمی دهند. درواقع ذهن ها را از: سوی دشمنان آماده می کنند. و منتظر یک جرقه: از سوی دولت می مانند. و اگر دولت مثلا بگوید: حقوق بازنشستگان را کم می کند، آنها اعتراض را شروع می کنند. و قابل جمع کردن هم نیست. از آنطرف وقتی از امریکا پول می گیریم، معنی اش این است که دیگر پولی برایش باقی نمی ماند! تا به اسرائیل و گروههای ضد انقلاب، کمک کند. لذا دشمنی ها هم از بین می رود. شاید هم نتواند تعهدات اجتماعی را هم انجام دهد. و شورش در امریکا پا بگیرد. آتشی که برای ما روشن کردند، دامن خودشان را میگیرد. لذا می بینیم که وکلا و اقتصاد دانان آمریکازده، با عدم شکایت از امریکا! و توجیه بلوکه شدن دارایی ها، کاملا قصد براندازی دارند. و آتش درون آمریکا را، به درون ایران منتقل می کنند. زیرا آمریکا با پولهای بلوکه شده، مردم خود را ساکت می کند. وباعث می شود مردم ایران معترض شوند. ولی مصادره آنها، قضیه را برعکس می کند. هنوز هم وکلای آمریکازده! حاضر نشدند یک شکایت: برعلیه آمریکا و یا حکم مصادره اموال او بکنند. واقعا وطن فروشی تا کی! ما فقط سلبریتی ها را می بینیم که می نویسند: کودکان غزه، هرچه بیشتر کشته شوند ما خوشحال تریم. حتی کریمی از کشته شدند :زائران سلیمانی هم احساس خوشحالی می کند. اما درواقع این وکلا و اقتصاد دانان فارغ التصیل آمریکا، هستند که آتش بیار معرکه هستند. آنها حتی نظام آموزشی ما را هم وارونه کرده اند: تا جاییکه همه، فقط نصف خالی لیوان را می بینند . و اصلا به فکرشان نمی رسد: شاید نصفه پری هم وجود داشته باشد. همه تقصیرها و فخش ها :به دولت است. بدنه دولت هم، همه توانش برعلیه رهبری! یعنی مردم می گویند: دولت خور و برد، دولتی ها هم می گویند رهبری برد و خورد! مثلا در همین واقعه غزه، اسرائیل را مقصر نمی دانند. و می گویند: حماس شروع کرد. با اینکه همه اختلاس گران برای امریکا کار می کنند، ولی ذهن همه را پر می کنند که :نظام اسلامی فساد سیستماتیک دارد. مسئله خیلی ساده است: هر دزدی باید یک پذیرنده(مالخر) داشته باشد. لذا همه اختلاس ها مستقیما: به جیب آمریکا می رود. ولی بدنامی اش: برای دولت و رهبری است. کسی که اختلاس می کند، پولها را در جیبش نمی گذارد! بلکه سویچ می کند :از حساب ایران به حساب آمریکا برود.
در مورد اخذ مطالبات از آمریکا، نباید کوتاه بیاییم. زیرا با پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکا اموال ایران را بلوکه کرد، و به ایران پس نداد. خرید های کلان تسلیحاتی را قطع کرد. سهام ایران را در کارخانجات آمریکایی و بورس ها مصادره نمود. و هر گاه کم آورد، به اموال ایران در دیگر کشورها هم سر زد. مانند قمه کش های سر چهار راه، با زور گیری، بیش از 22تریلیون دلار از اموال ایران را به یغما برد. و ایران کوتاه آمد. زیرا قدرت پس گیری ان را نداشت. لذا رهبری انقلاب تاکید کرد: باید قوی شویم. (تا بتوانیم این زورگیر جهانی را سرجایش بنشانیم. و اموال خود را پس بگیریم). کار بجایی رسیده که منشور کورش کبیر را که: امانت گرفته بودند برای تحقیقات دانشگاهی، حالا به کشورهای دیگر اجاره می دهند. و نهایتا قرار است که به اسرائیل فروخته شود! و یا جای کمک های مالی را بگیرد. این اثر تاریخی ،و هزاران قطعات دیگر، اصلا قابل قیمت گذاری نیست. بلکه پشتوانه پولی جهانی است. اما چرا ایران آن را پس نمی گیرد؟ برای اینکه تمام حقوقدانهای ایرانی ، که فارغ التحصیل آمریکا هستند، برای اخذ دکترای خود، به آمریکا تعهد داده اند که هیچ اقدامی: علیه آمریکا صورت نگیرد. به همین خاطر است که دادگاههای امریکایی، بدون حضور وکیل یا نماینده ایران و بدون دفاع ، کاملا یک طرفه ایران را محکوم، و اموال آن را مصادره می کنند. ولی وکلای ایرانی حتی یک خط شکایت هم نمی نویسند. آقای وزیر میراث هم اصلا غیبت دارد. و سخنی نمی گوید. ما در تاریخ نیم قرن حاکمیت جمهوری اسلامی، کوچکترین ادعانامه یا شکایتی، از طرف ایران نداریم. تنها حقوقدانی که از حق ایران دفاع کرد: دکتر مصدق بود. آنهم نفت را از انگلیس گرفت، و به آمریکا تحویل داد. لذا دریچه شکایت قضایی و یا دفاع، در دادگاههای امریکایی به روی ایران بسته است. ضمن اینکه هنوز کاپیتولاسیون عملا اجرا می شود. نه تنها کاپیتولاسیون، بلکه سند 2030، اف ای تی اف، وهمه اسناد بالا دستی آمریکا، در حال اجرا هستند. قدرت اجرایی این وکلا بقدری بالا است که: حتی تذکرات مقام معظم رهبری، یا الغا شورای انقلاب، یا دستور رئیس جمهوری، تاثیری ندارد. تمام مشکلات مردم ایران هم از همین جا است. تورم، بیکاری، فقر، تعطیلی کارگاهها، عقب ماندگی پروژه ها و مگا پروژه ها. حتی شرکتهای خصوصی و خصولتی. زیرا همه آنها با کمبود منابع مالی مواجه هستند. سرمایه در گردش ندارند. زیرا وکلا و اقتصاد دانهای آمریکایی، به بهانه افزایش حجم پولی! با هر گونه پرداخت مخالفت می کنند. تا از طریق بحران های اقتصادی به براندازی برسند. البته دست خدا بالاتر است. و همه توطئه های انها را باطل می کند. اگر امریکا و چین و روسیه و .. نفت ایران را می برند، و پول آن را نمی دهند، خداوند معادن جدید به ایران هدیه می دهد(وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ). معادن لیتیوم، اورانیوم..زیرا که خداوند اراده کرده که: مستضعفان را بر: زورگیران پیروز بگرداند. لذا ضعف مدیریت ایران را هم، جبران می کند. با اینکه دویست سال است ایران از سوی آمریکا: انگلیس و چین و روسیه غارت می شود. ولی خداوند، کاری کرده که مردم دنیا، از ان بهره مند شوند. یعنی مطالبات ایران خرج مردم دنیا شود. آمریکا با 22تریلیون دلار بدهی، چطور اداره می شود؟ هرجا نیاز داشته باشند، از داراییهای ایران مصادره می کنند. چین 800میلیارد دلار پول نفت 50ساله، را به ایران بدهکار است، ولی خدا کاری کرده که صرف مردم شود! یعنی این کشورها چون: عذاب وجدان دارند که از پول ایران استفاده می کنند، ناچارند آن را در برنامه های رفاهی، مانند بیمه و بهداشت و اشتغال مردمی به کار بگیرند. در بخشی هم که برای اسلحه ویا اداری خودشان، هزینه می کنند، فوری انها را به دست یمن گرفتار می کند. تا این بار یمن، اموال آنها را مصادره کند. یمن دست انتقام الهی است. برای جبران ضعف و ترس مدیریت ایرانی .امام خامنه ای هم یکبار فرمود: ما از فروش سلاح به عربستان، ناراضی نیستیم! زیرا بزودی همه آنها به دست رزمندگان اسلام خواهد افتاد.
بقیه راهها شر ور است، و برای براندازی. مثلا می گویند باید یارانه ها را قطع کنیم! همین ها زیر پر روحانی، را گرفتند و بنزین را گران کرد و بعد گفت: من خودم هم شنبه خبردار شدم. مگر نوبخت نبود که می گفت: مالایطاع است. روحانی هم به او گوش داد. و سرنگون شد. حالا همان ها می خواهند: بازنشستگی را اصلاح کنند! دهک های جامعه را اصلاح کنند، یارانه بنزین را بردارند. یعنی این بار دیگر کل نظام ا می خواهند نابود کنند. مردم می گویند: دوزار یارانه می دهند، و هزار جور منت می گذارند. و تند تند هم می گویند: باید قطع شود. طرفداران رئیسی (نوبخت های جدید) می گویند: این پولپاشی ها باید تمام شود. ارز پاشی باید قطع شود. سوال ما این است: مگر حکومت اسلامی غیر از این است؟ مگر پیامبر و علی ع، بیت المال را جمع می کردند برای خودشان؟ کار حکومت اسلامی، پر کردن شکاف ها است. و باید که همه ارزها را بین مردم تقسیم مساوی کند. این ربا خواران هستند که: دنبال چمع کردن مال هستند. نزولخوار بزرگ هم الان، بانک مرکزی است. بانک مرکزی باید منحل شود! نه اینکه مستقل شود. زیرا مشمول ایه (والذین یکنزون الذهب) است. لذا اول برانداز، بانک مرکزی و به تبع آن بانکهای دیگر هستند. زیرا با افزایش نرخ بهره، شمشیر را از رو بسته و به :جنگ خدا رفته اند. از همین جا دومین گروه برانداز معلوم می شود: آنهاییکه می گویند: نرخ بهره باید بالاتر از تورم باشد. با این کار تولید را از بین برده، و رشد اقتصادی را منفی میکنند، زیرا مردم و سازمانها (مثل سازمان بازنشستگی) ترجیح می دهد: پول خود را در بانکها ذخیره کند. و بالاترین سود را بدون کار بگیرد. تولید کننده ها می گویند: چرا اینهمه به خود زجمت دهیم و تولید کنیم! پولمان را می گذاریم بانک، سودش را می گیریم. حتی سرمایه گذاری هم تعطیل می شود: آنها هم می گویند چرا سهام بخریم؟ پول را به بانک می سپاریم، و ریسک فری! سود می بریم. و اما آن راه حل: اخذ مطالبات و برگرداندن: ثروتهای سرقت شده. سالی یک میلیارد هم زنده شود. تورم یک و دو دهم کمتر می شود. اگر عرضه دلار را 5همت بگیریم! تقاضا هم به همانقدر است. و لذا قیمت روی 50هزار است. اگر عرضه 6همت شود، قیمت به کانال 38برمی گردد. و اگرسالانه 5میلیارد بیشتر، عرضه شود. قیمت دلار به همان یک تومن برمی گردد. مطالبات ما از کشورهای مختلف، به میزان های مختلف و جمعا 80تریلیون دلار است. مثلا 20میلیارد از پاکستان، برای لوله گاز طلبکاریم. بجای اینکه کاسه گدایی دست بگیریم، و دنبال چین و ماچین باشیم، اینها را زنده کنیم. عراق از قطعنامه 598تا کنون، صد میلیارد دلار بدهی دارد. ولی اصلا گفته نمی شود! زیرا نمی خواهند دولت پولدار شود، و به مردم هم بدهد. بلکه می خواهند مردم همیشه در حال اعتراض باشند، تا شاید براندازی اتفاق بیافتد.60سال نفت را دادیم به انگلیس، شد بریتانیای کبیر! وقتی نفت ملی شد، دادند آمریکا 40سال برد، و شد ابرقدرت اقتصادی. اما بعد از انقلاب اسلامی سالانه، نیم تریلیون دلار بدهی بالا آورد. زیرا به خرج کردن عادت کرده بود. لذا دلارهای بی پشتوانه چاپ کرد، و در بازار ایران فروخت. یعنی بدهی ۲۴تریلیون دلار ی آمریکا، محصول چاپ دلارهای بی پشتوانه است. بعد ما که می خواهیم پول چاپ کنیم، و یارانه مردم را بدهیم، می گویند تورم زا است. حالا چرا این حرفها را می زنند؟ و موضوع را پیچیده نشان می دهند؟ چون دکترای انها را، سازمان سیا امضا کرده . و از انها تعهد گرفته: تمام ایران بفروشند. لذا وقتی حرفهایشان پذیرفته نمی شود، بلافاصله اختلاس می کنند. و مستقیا به امریکا می فرستند. در مدیریت خوانده ایم :بزرگترین برانداز هر مدیری، معاون اول اوست. بایدن هم این را ثابت کرده. حالاهم 45سال است که: چین می برد.و 800میلیارد دلار بدهکار است. بجای پرداخت، آن را ذخیره ارزی خودش کرده است. آن وقت بر سرما منت می گذارد که :حاضر است 5میلیارد دلار، در معادن خراسان جنوبی سرمایه گذاری کند.
اینکه غرب عمد دارد: همه چیز را برعکس کند، برهیچکس پوشیده نیست: حقوق بشر را تبدیل به قتل عام بشر می کند. که فلسطین نمونه آن است: آنها به خاطر مردن یک نفر، مهساگیت درست می کنند: و ایران را متهم به نقض حقوق بشر می کنند، در حالیکه خودشان با تمام قوا، به غزه پرجمعیت ترین نقطه جهان، حمله می کنند تا همه را بکشند، و از تاریخ محو کنند. البته حداوند تحقیر و زمین گیرشان می کند، ولی باز دست بردار نیستند. ماهیت غرب به معنی دولتهای ان، دین ستیزی است. زیرا تمام انسان ها، از یک پدر و مادر بدنیا آمدند، و همگی شیعه هستند. فطرت آنان با حب علی ع در هم آمیخته است. تاریخ ایران این را ثابت می کند: زیرا حضرت نوح وقتی کشتی اش دچار نقص فنی شد، خداوند به او گفت : باید شیعه شوی! و اسامی 5تن آل عبا را به او داد تا بخواند. وقتی خواند نجات پیدا کرد. و از او، تاریخ امروزین ما آغاز می شود. اما آنهاییکه: پی قدرت و ثروت بودند، به مبارزه با خدا پرداختند. حضور او را در تمامی زندگی خود، بر نتافتند. و چون با نوحیان در افتادند، به دور تر رفتند. رومیان اولین کسانی بودند که : سفره خود را جدا کردند. قیصر روم تئوری را بنا نهاد که می گفت: اگر خدا وجود دارد، همان آسمانها حکومت کند! زمین را ما اداره می کنیم. حتی مسیحیت را مسخ کردند و گفتند: پدر و پسر و روح القدس، همه در آسمانها بمانند.و یهودیت که گفت: خداوند بازنشسته شده است: دنیا را خلق کرده و دیگر کاری نمی تواند بکند(یدالله مغلوله). به این ترتیب، گروههای ضد ایرانی درست شدند: مردم ایران همه یکتانهادند(ماهین) ولی آنها که: خدا را نمی خواستند، از ایران رفتند. و لذا تمام تئوری های انان، فقط برای حذف خداست: مثلا در مسئولیت اجتماعی (شرکت خدایی) را مطرح می کنند: می گویند : این شرکتها و بنگاههای تجاری، روزی رسان مردم هستند: اولا به کارگران خود مزد پرداخت می کنند! بعد هم باید اطرافیان را هم روزی رسانی کنند. در حالیکه روزی دست خداست. به هرکس هرچقدر بخواهد می دهد. و: این خواستن مشترک است: یعنی هم شخص بخواهد، و هم خدا. شخص دعا می کند، خدا اجابت می کند. غرب زدگان، پا را جلوتر از قیصر گذاشته اند: و می گویند: خدا را هم، ما باید اداره کنیم! خدا نوکر ماست. مثلا در فلسفه اینها: ابتدا شک تعیین شده: یعنی وظیفه دانشمند، ایجاد مسئله است، نه حل مسئله. فیلمها و داستانها، باید در انتها یک سوال را در ذهن: مخاطب بوجود آورند، نه اینکه به سوالهای انها پاسخ دهند. در حالیکه علوم اسلامی، برای پاسخ دادن هست. ولی علوم غیر اسلامی شبهه فکنی است. نمونه دیگر ان، موضوع کپی رایت است: در حالیکه در تمام رساله های عملیه، همه موظف به تقلید از: افراد برجسته می شوند، ولی آنها افراد برجسته را، در ویترین می گذارند تا بفروشند و: از این راه آمازون ها و میکروسافت هایی، تولید میشوند که ابر پولدار جهانند. لذا قانون گذاران ما هم بی توجه، همه آنها را تصویب می کنند. والبته مصوبات آنها اجرا نمی شود! چون در ایران، مردم با اسلام آشنا ترند. موضوع تحریم، هم گل سرسبد تمام تئوریهای بازرگانی است. سالها دانشگاههای برجسته دنیا، مدیر بازرگانی و بازاریابی تربیت می کنند، تا در رقابت کامل، مدیریت خود را پیش ببرند. ولی با یک امضای رئیس جمهور امریکا، همه تئوری های انان باطل می شود. همه بازارهایی که ساخته بودند، فرو می ریزد. من یادم هست برای تبلیغات: کوکا کولا یا پپسی کولا چقدر هزینه کردند. حتی سیگار، می گفتند 95 درصد قیمت هر تولید آمریکایی، تبلیغات است. مواد و دستمزد فقط 5درصد آن را تشکیل می دهد. شلوار جین ، فقط 5درصد پنبه و دستمزد می برد. و95درصد آن :هزینه توزیع و تبلیغ و بازاریابی هست. حالا با یک فرمان، باید بازار: ایران و چین و روسیه و.. را از دست بدهند. البته جای خوشحالی است که 99درصد مردم غرب، با این یک درصد: شرکت خدا! و فلسفه حکمرانی شرکتها، مخالف هستند. و زمینه برای بسیج8میلیاردی آماده است: که در شکل اعتراض به اسرائیل و: حمایت از غزه ظهور می کند.
تاثیر انقلاب اسلامی بر تئوری های: جامعه شناختی و علوم انسانی، کاملا ملموس بوده است بطوریکه :همه سخنان ائمه را بعنوان تئوری خودشان ثبت می کنند. غرب را اساسا باید: جریان فرار اجتماعی تاریخ دانست. چون تهران بعنوان مرکز دنیا معرفی شده است. همه دنیا برحسب تهران جهت یابی می شود: جنوب، جاییست که در جنوب تهران، شرق و غرب و شمال هم به همین شکل.(قرنهای پیش: ملک ری) . همیشه عده ای از تهران ناراضی می شوند. و به خیال خود، برای زندگی بهتر راهی غرب و شرق و جنوب و شمال می شوند. مثل الان که: فرار مغزها به سوی امارات در جنوب، اروپا و آمریکا در غرب هند و چین در شرق و روسیه و ترکستان در شمال میروند. ولی وقتی که وارد می شوند: می بینند: در غرب خبری نیست. چون روی بازگشت ندارند، لذا سعی می کنند خودشان کاری بکنند. برای فرمانداری و شهرداری آنجا، کاندیدا می شوند. و حقوق های کلان درخواست می کنند. مردم آنجا هم به خیال رسیدن به تمدن ایرانی، آنها را جذب و بالاترین دستمزدها را می پردازند. نزدیک است رئیس جمهور تمام کشورهای دنیا، از ایرانی تبارها شوند. اما در دراز مدت می بینند: منابع ندارند. نفت و گاز و طلا و اورانیوم ولیتیوم همه، فقط در ایران است. حتی اگر ترکمنستان هم گاز داشته باشد، گاز ترش است. عربستان هم آب داشته باشد، آب شور است. غرب اگر نفت داشته باشد، ترجیح می دهد درب انها را ببندد. چون هزینه استخراج و استحصال آن، بسیار بالا است. شرق هم اگر معادن طلا و غیره داشته باشد، ترجیح می دهد برای ایران کار کند. زیرا منابع ایران هر روز غنی تر می شود. ولی آنها اگر استفاده کنند، جایگزین ندارند. این است قصه پرغصه اقطار عالم. و این فقط به علوم سخت و نعمت های: کانی و غیرکانی مربوط نمی شود. در علوم انسانی هم، ابتدا راه جداگانه ای می روند. و نامش را مدرنیته می گذارند. ولی می بینند: فایده ای ندارد. پس به علوم انسانی و اسلامی ایران چنگ می زنند، ولی بنام خودشان تئوری سازی می کنند. نمونه آن مسئولیت اجتماعی است. بنده خوب یادم هست قبل از انقلاب اسلامی، اگر از مسئولیت اجتماعی بنگاهها صحبت می کردیم، بعنوان یک حرکت فاشیستی واپس گرا! از ان یاد می شد. اساتید ما در دانشگاه تهران، به محض اینکه با این موضوع برخورد می کردند، فوری می گفتند: هدف یک بنگاه اقتصادی سود آوری است. لذا نباید کار خیریه بکند. کار خیریه برای موسسات خیریه است: یا می گفتند: بنگاه اقتصادی که بنگاه خیریه نیست. حتی می گفتند. چرخ امپریالیسم بی رحم است و: برای پیشرفت در اقتصاد، اگر طبقه مستضعف زیر چرخ له شوند، عیبی ندارد. پیشرفت هزینه دارد: و این افراد تنبل باید هزینه تنبلی خود را بپردازند. سرمایه داران را نابغه دانسته، افراد فقیر را تنبل محسوب می کردند. که در قانون تنازع بقا داروینی، باید از بین می رفتند. یعنی نظریه سرمایه داری به این شدت: خشک و بیروح بود. با وقوع انقلاب اکتبر (که ابتدا شعارش: برابری برادری عدل علی بود) آمریکا نیز لرزید. بجای نظریات خشک مدیریت بنگاهی: تیلور و ، نظریه روابط انسانی التون میو ارائه شد. و سندیکالیزم، جلوی انقلاب کارگری در غرب را گرفت. انحراف انقلاب اکتبر که: قرار بود جمهوری اسلامی ترکمنستان را ایجاد کند، باعث شد تا مردم راه دیگری انتخاب کنند، آنها به ایران امیدوار شدند. با وقوع انقلاب اسلامی، باز هم تئوری های غربی رادیکالتر شد: این بار رفتار سازمانی تئوریزه شد. یعنی سود آوری و غیره از دور خارج شد. و توجه به انسانها و مخصوصا ذینفعان داخلی بیشتر شد، تا آنها گرایشی به انقلاب اسلامی پیدا نکنند. اخیرا چنان دوآتشه شده اند که: تئوری رفتار سازمانی را به ایرانیان تدریس می کنند! دکتر رضایان پیشرو این حرکت در ایران است. یعنی ایران و انقلاب ایران را یک: واپسگرایی معرفی کرده، و نظریه های اسلامی را در قالب دانشمندان غربی مطرح می کند. مسئولیت اجتماعی در ایران هفتهزار سال سابقه دارد. و کتاب صحیفه سجادیه متن آن است. ولی اقایان می ایند تا به ما مسئولیت اجتماعی یاد بدهند.