تفسیر (موضوعی قرآن) ماهین

تفسیر (موضوعی قرآن) ماهین

تقدیم به اساتیدم مرحومین: ایت الله کاشانی و ربانی شیرازی صاحب وسائل الشیعه و این الله مهدی شاه ابادی
تفسیر (موضوعی قرآن) ماهین

تفسیر (موضوعی قرآن) ماهین

تقدیم به اساتیدم مرحومین: ایت الله کاشانی و ربانی شیرازی صاحب وسائل الشیعه و این الله مهدی شاه ابادی

الهیکم التکاثر حتی زرتم المقابر

(بدهید برود) سیاست بده بره!

سالها ایرانیان بگیر و بیار داشتند. یعنی همه کشورهای دنیا را، منقاد خود می کردند. و کسی تاب گردنکشی نداشت. اما از دوران قاجار، سیاست بده بره! اعمال شد. به این معنی : وقتی شاه قاجار راهی فرنگ شد، پیشرفتهای صنعتی ان چشمش را کور کرد. و لذا حاضر شد به هر قیمتی شده، بیشتر به فرنگ(اروپا) سفر کند. و برای سفر ها و خوش گذرانی های خود در اروپا، هر امتیازی اروپایی ها می خواستند می داد. امتیاز نفت و تنباکو و گمرکات، کمترین آنها بود. حتی برای خوشگذرانی های بیشمار، بخش اعظم سرزمینی را هدیه کرد و یا توافق نمود که بدهد! معروف است که عباس میرزا، تنها قاجار با غیرت، به جنگ روسها رفت. وقتی نیرو کم داشت، نامه به دربار نوشت و درخواست نیرو کرد. ناصرالدین شاه بجای قشون! یک مشت کنیزک فرستاد و گفت: به جنگ کاری نداشته باشد، فعلا با اینها خوش بگذران.  البته این امر سابقه خفیفی در دروان شاه عباس هم دارد. شاه عباس که شیفته انتونی شرلی بود. به بهانه استفاده از تفنگ، آنها را به دربار راه داد. آنها هم نامه ملکه الیزابت بیوه را به او دادند. که دعوت شده بود با هزار قزلباش به انگلیس برود. ولی نقشه آنها این بود که از ایرانیان باهوش، نسل کشی کنند. زیرا دوهزار دختر به هزار قزلباش دادند، تا خوش بگذرانند! و خود ملکه هم شاه عباس را زحمت داد. و لذا خانواده ملکه هم سادات شدند. و قبیله قزلباش(فرزندان نامشروع) صاحب ایل و تبار و قدرت. پس سیاست بده بره تا مغز استخوان این مملکت نفوذ کرد. بخصوص اینکه فرنگ رفته های دیگری هم پیدا شدند: و به این تنور هیزم های بیشتری ریختند. مثلا شخصی بنام تقی زاده ارانی، جمله معروفی دارد که: به مردم ایران توصیه کرد: باید از فرق سر تا نوک پا، فرنگی شوید. اگر کمی دیر بجنبید از قافله تمدن عقب می مانید. این سیاست بده بره، همان کاپیتولاسیون بود. یعنی بخاطر خوشگذرانی در اروپا و آمریکا، همه چیز را فدا می کردند. امام خمینی برعلیه همین اقدام قیام کرد. وی فرمود: ما با سینما مخالف نیستیم، با فحشا مخالفیم! اما بعد از چهل سال، سینما دوباره به همانجا برگشت!اصغر فرهادی نماد سینمای ایران، با انجلی جولینا همبستر شد! و رضا عطاران، فسیل را ساخت. و .. یعنی بقول بعضی ها باید گفت: دست مریزاد! چند سور زدید: به فیلمفارسی قبل از انقلاب. این سیاست چنان ریشه دار شده، که حتی کودکان هم با زیاده خواهی خود، مادرشان را، به فساد و تن فروشی وا می دارند. و پدرانشان را به اختلاس و روشوه و دزدی تشویق می کنند. نمونه آن سیسمونی خریدن خانواده قالیباف است. در اینجا فقط موضوع سیسمونی خریدن از ترکیه نیست. بلکه فرهنگ بده بره است. حتی مملکت را می فروشند. چه رسد به اطلاعات! محسن رضایی که دید نمی تواند: از طریق جنگ، مملکت را بفروشد، موضوع مناطق آزاد را مطرح کرد. صید ترال  کار را بجایی رساند که: مردم عادی هم اعتراض کردند. نزدیک 80تریلیارد دلار عتیقه جات، اشیا تاریخی و مسکوکات و طلاجات ایران، به خارج برده شده و در حراجیهای: انگلیس و آمریکا حرف اول را می زند. ولی همگی سند یا فاکتور دارند. یعنی عده ای کارشان شده: مملکت فروشی با سند. بغیر از مقام معظم رهبری و چند روحانی ساده زیست، بقیه افتخارشان این است که: نفوذی در دستگاه ایران دارند که: میتوانند خیلی ساده وطن فروشی کنند. رائفی پور که خود را قدرت نوظهور می داند، وقتی مطلع شد که ایران، از تمام دنیا طلب دارد خیلی ساده گفت: ما پولهای خودمان را نمی توانیم بگیریم. قبلا هم گفته بود: ما در خارج داراییهای نداریم. یعنی ادامه نسل قاجار و سیاست بده بره است. نسل قاجار به طور مرموزی: در ارگانهای ایران نفوذ کرد. مریم قجر عضدانلو که  از ابریشمچی، طلاق گرفت و زن رجوی شد: رجوی را هم کنار زد و خودش رئیس جمهور خود خوانده گردید. سینماچی ها هم با ساخت هزار دستان، درس ترور به مردم ایران داد. و شازده ها را از خاک بیرون کشیدند، و یکی یکی بر ارگانها نفوذ دادند

احمد ماهینی کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا

ازتمام ایرانیان مقیم آمریکا می خواهم به من رای بدهند

شهر رمضان الذی انزل فیه القران

همه مهمان خدا هستید
پیامبر فرمود: (ایها الناس دعیتم فیه الی ضیافت الله) ای مردم دنیا، شما به مهمانی خدا دعوت شدید! اما مهمانی خدا برعکس تجمل گرایان، یک دعوت بدون تشریفات است: هرکس گرسنه تر باشد، درحه کیفیت بالاتریی خواهد داشت. چنانکه حضرت علی و خانواده اش، سه روز گرسنگی کشیدند و: افطاری خود را به فقیر و یتیم و مسکین دادند. تا اینکه سوره هل اتی در شان آنها نازل شد. لذا از آن زمان به بعد همه مومنان، سعی می کنند افطار خود را به دیگران بدهند، تا شاید  سوره ای هم در حق آنان نازل گردد.( فی کتاب مسطور)امروز میتوان گفت سفره افطار برای :بینوایان و بی خانمان ها بطول چند: برابر قطر زمین هر روز برافراشته می شود. زیرا سفره های افطاری همه: بر روی زمین پهن می شود و اگر افراد همه رو به فبله بنشینند، و نماز بخوانند و بعد افطار کنند. این صفها به هم پیوند میخورند: و مانند طیف مغناطیسی آهنربا، همه در یک مدار مشخص به دور خانه خدا خواهند چرخید. و این امر از مدار صفر درجه، آغاز و: در عرض 24ساعت، یک بار دور کره زمین می چرخد. یعنی به ترتیبی که شب از نیمه گذشت و نزدیک صبح شد: همه از خواب بیدار شده، سحری می خورند و برای نماز به مسجد می روند. تصور کنید با هر گردش نصف النهاری، چنین حرکتی در جهان روی می دهد: وبه ترتیب اختلاف افق ها، در یک شبانه روز، کل زمین با چنین حادثه مرتبی روبه رو است. علاوه بر ان اشخاص بعد از خواندن نماز، به سرکار می روند. و تا شب فعالیت می کنند. و البته همان موقع که :مردم آمریکا در وسط روز با شور و شوق، با رای به احمد ماهینی، عبادت می کنند، در ان طرف زمین، مثلا در آسیا مردم بسوی رختخواب ها رفته، برای خوابیدن شبانه آماده می شوند. لذا موج های مختلف بشری بطور مرتب، با ورزشها و نرمش های عبادی، ایجاد می شود. که سراسر زمین را، با اختلاف فاز افقی، در بر می گیرد. حتی کسانی که عبادت را قبول ندارند! نمی دانند که در حال عبادت هستند! زیرا تفکر در این موضوع، خودش عبادت است. آنها دائم از خود سوال می کنند: برای چه نماز بخوانیم؟ برای چه مسلمان شویم؟ و برای چه باید شیعه باشیم؟ یا خدای نادیده را باور کنیم؟ در واقع آنها عبادت فکری می کنند. همین عبادت و انکار، آنها را از رفتار ضد دینی، محفوظ می کند.( تفکرُ ساعةٍ افضل من عبادة سبعین سنةٍ) زیرا می خواهند ثابت کنند بدون نماز خواندن هم، میتوان آدم خوبی بود: دروغ نگفت! دشمنی نکرد. و مردم را دوست داشت و: به آنها کمک کرد(هل الدین الا الحب) مثل شاعری که گفته بود: شراب! بخور، منبر بسوزان، ولی مردم آزاری نکن! درواقع تمام مردم دنیا، شیعه و خدا پرست هستند. ولی برای استقلال رای خود، یکی از مجموعه و سیستم احکام دین را نمی پذیرند! برخی ها در عمل شیعه هستند، ولی در نام قبول نمی کنند: مثلا ثابت می کنیم: همه معلول هستند! اما بعضی ها معلولیتشان دیده می شود: چشم ندارند! و برخی ها معلوم نیست: مانند کسی که شنوایی ندارد! یا ناراحتی قلبی و عروقی دارد. زیرا هر گلی خار دارد. وگل بی خار فقط خدا است.چنانچه سید جمال الدین اسدا آبادی  گفته بود: من در اروپا اسلام دیدم: ولی مسلمان ندیدم. در ایران، مسلمان دیدم ولی اسلام ندیدم! ماه رمضان هم ماه مهمانی همه دنیا است. حتی انهاییکه روزه نمی گیرند، بیشتر به فکر رفتن به افطاری هستند! و سفره های افطاری بزرگی را پهن می کنند. لذا بر سر سفره افطار، مخصوصا شبهای قدر، همه شیعه می شوند. زیرا فکر وذکرشان همین است. ولو اینکه در ظاهر با آن مخالفت کنند. زیرا شرط اصلی مخالف خوانی! اطلاع کامل از نظرات موافقین است. یعنی شخص باید بداند چه چیزی را انکار می کند. حتی همه آنهاییکه سنی هستند یا وهابی، علی ع را بهتر از شیعه ها می شناسند. زیرا هیچکس با چیزی که نمی داند، نمی تواند مخالفت کند. اگر کسی هم ندانسته مخالفت کند، از کسی که دانسته مخالفت می کند بهتر است. زیرا به محض اینکه بداند شیعه می شود.(الناس اعدا ماجهلوابه) مانند کسی که خود را بخواب زده با لگد هم بیدار نمی شود. ولی فرد خوابیده با کمترین صدایی بیدار می شود. ژس لطفا همه را بیدار کنید.
 با تشکر احمد ماهینی کاندیدای ریاست جمهوری از آمریکا

مالک یوم الدین، اهدنا الصراط المستقیم

اصول تمدن پژوهی
فلسفه تمدن: چیستی و هستی آن حداقل: سه اصل را باید مشخص کند تا تعریف ان، جامع و مانع باشد: اول آنکه خاستگاه آن کجاست،  دوم موتور محرکه آن چیست، و سوم اینکه  غایت و نهایت آن کدام است. حضرت علی می فرماید(رحم الله امرا علمت من این الی این و فی این) خداوند کسانی را رحمت کند که: می دانند از کجا آمده، به کجا می روند و اکنون در کجا هستند. حافظ هم می گوید: زکجا آمده ام؟آمدنم بهر چه بود؟ به کجا میروم؟ لذا حدود 50سال است که در زمینه تمدن پژوهی، تحقیقاتی را دنبال کرده ام: اشکال اساسی به تعریف تمدن وارد است. اصول آنهم،نامطمئن و متغییر بیان شده است.  مهمترین تعریف از تمدن، شهر نشینی (سیویلیزیشن) هست. در حالیکه تمدن از شهر نشینی بالاتر است. مثل کسی که در یک خانه ویلایی: و به تنهایی زندگی می کند. در حالیکه اقتضاءات روزمره، اسکان در برج های آسمانخراش است. همه کسانی که در مورد تمدن تحقیق کرده اند، چه: در ایران و چه درغرب، با الهام از روم یا آتن آن را تعریف کرده اند. در حالیکه روم و آتن، نه تنها شهر نبوده اند، بلکه روستایی بیش نبودند. چون خارج از کاخ قیصر را، بربر می نامیدند. یعنی فقط یک محدوده چند هزار نفری، که اطراف قیصر را پر کرده بوند. حتی این بخش هم کامل نبود: زیرا بسیاری از انان برده یا: سربازی برای گلادیاتورها بودند.  حال آنکه، همان موقع ایران صد ها روستا و شهر، شبیه آن را با هم اداره می کرده است. همه را برابر می دانسته و: به کارگران برای ساخت تخت جمشید، دستمزد پرداخت می نمود. نه مثل مصر و یونان و روم و چین، که هیچ حقی برای کارگر قائل نبودند. غذا به میزانی می دادند که بتواند کار کند. و به محض می مرد، او را مثل یک آجر یا سنگ، لای جرز دیوار کار می گذاشتند. بسیاری از انان فکر می کنند که طوفان نوح ع افسانه بوده! ولی اثار ان را بعنوان تمدن می گویند. اغب مناطق روی زمین، با کمی حفاری، اثار تمدنی بیش از 9هزار ساله پیدا می شود. یعنی طوفان نوح همه سطح زمین را پوشانده، و لایه های رسوبی آن: خاک های نرمی است که بر سر این گنج ها ریخته، و با صاحبانش آنها را دفن کرده است. بنابر این تمدن به معنی شهر های کوچک، برای ذهن های کوچک است. علاوه بر ان هیچکس نمی تواند بطور قاطع بگوید: که خاستگاه تمدن کجاست! موتور محرکه آن چیست. و آرمانشهر چه تعریفی دارد. و علت اینهمه سرگردانی هم، در این است که اصل و واقعیت تمدنی را، مخفی کنند. نظریه اصلی این است که: ایران امپراتوری بوده، هست و خواهد بود. زیرا اغاز تمدن، از حضرت آدم ع شروع می شود: تا خاتم ادامه می یابد: یعنی موتور محرکه پیامبران بودند. ولی انها سعی می کنند این موضوع مسلم را، نادیده بگیرند لذا نمی دانند: این تاریخ است که: قهرمان و تمدن را می سازد، یا قهرمان هست که تاریخ را می سازد. واقعیت تاریخی برای جواب به این سوال، خط ولایت است. یعنی از خاتم تا قائم. پس خیلی ساده، خط مستقیم(صراط مستقیم) از حضرت آدم تا قائم، کل تاریخ و تمدن را به هم وصل، و به سه سوال اساسی پاسخ می دهد: تمدن از کشاورزی و دامداری: حضرت آدم و فرزندانش آغاز می شود:  تا جاییکه وقتی فرزندان آدم به صد نفر رسید. جشن سده را پایه گذاری کردند. موتور محرکه تاریخ هم، انبیا و اولیا هستند که: راهبرد های خود را از خداوند: و به صورت مکتوب دریافت می کردند. هدف  تمدن بشری هم حکومت واحد: جهانی حضرت قائم ع است. اما دشمنان این خط، سعی دارند از هرجای ان شده، یک مسیر انحرافی یا :خطی با زاویه رسم کنند. لذا بجای انبیا، فیلسوفان و بجای اولیا، دانشمندان راجایگزین می کنند. و به اصطلاح تورات، خدا را بازنشسته و از دور خارج می کنند.  فلسفه تاریخ و تمدن را: به دست داروین! ارسطو و یا افلاطون می سپارند. در حالیکه اول معلم خدا است. اول نویسنده، خدا است. و هیچ چیز خارج از اراده او اتفاق نمی افتد، و آینده جهان هم به دست اوست(مالک یوم الدین)

أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ

راه حل حاشیه نشینی

حاشیه نشینی به معنی: هجوم بی رویه روستاییان به شهر، برای تصاحب ملک یا زمین به روش غیرقانونی. بنا براین اگر هجوم روستاییان به شهر ها، یا شهرستانیها به کلانشهرها ،طبق ضوابط و قاعده باشد، مثلا در شهرک های اقماری ساکن شوند، حاشیه نشینی محسوب نمی شود. البته ظاهرا هم، برای جستجوی کار هست. زیرا اغلب کسانیکه مهاجرت می کنند، توان مهاجرت باید داشته باشند: چه از لجاظ بدنی و قوای جسمی، چه به لحاظ مالی. هجوم به شهرها دو نوع هزینه دارد: اگر با شغل باشد پول پیش یا پول قاچاق، بالایی می گیرند. لذا کسانیکه می خواهند شغل مطمئنی داشته باشند، باید پس اندازکلانی داشته باشند. ولی اگر خود سر، یا بدون پشتوانه بروند، باید لا اقل هزینه 6ماه را با خود همراه داشته باشند: تا بتوانند شغل مناسبی پیدا کنند. لذا اغلب حاشیه نشین ها، از ثروتمندان روستای خود هستند. آدم فقیر به همان کشاورزی می سازد. و یا در همان روستا باقی می ماند، این فرد ثروتمند است که شکمش سیر شده، می خواهد هوا! عوض کند. لذا تحلیل اینکه این افراد فقیرند، درست نیست. بلکه آنها خود را فقیر نشان می دهند: تا زمین رایگان دریافت کنند. و: اغلب هم با قولنامه و رشوه، به این نتیجه می رسند.  بعد از ساخت و ساز هم، دولت ابتدا به آنها برق و آب می دهد! و در اسرع وقت هم سند دریافت می کنند. در حالیکه اگر از راه قانونی می رفتند، شاید دهها برابر باید می پرداختند. اما در اسلام، به دو دلیل حاشیه نشینی به این معنا نباید باشد: اول اینکه زمین مال خدا است. و مالکیت دیگران اعتباری است: آنهم به اعتبار حجز و کار. یعنی جایی را برای مسکن حصر می کنند، و یا زمینی را آباد می کنند. لذا گفته شده زمین  مال کسی است که: آن را اباد کند(الارض لمن احیاها) پس اگر کسی زمین دریافت کند، ولی ان را اباد نکند باید: به دیگری واگذار کند. در این صورت دهقان، مالک می شود. چون کار واقعی را او انجام داده است. واما دلیل دوم اینکه: تئوری اصحاب صفه را وجود دارد. تئوری اصحاب صفه می گوید: کلیه افراد بدون مسکن، میتوانند موقتا در مساجد، اسکان پیدا کنند. لذا مسجد به طور طبیعی مشکل حاشیه نشینی را حل می کند. ریشه تاریخی ان به زمان هجرت پیامبر برمی گردد. وقتی که عموی پیامبر حمزه سید الشهدا، مسلمان شد و گفت: پیامبر در کنف حمایت من است. همه کفار قریش قهمیدند که: موضوع جدی است. لذا هسته مقاومت در مقابل پیامبر درست کردند. افراد پیامبر را  شکنجه می کردند. تا حمزه متوجه نشود. بعد هم محاصره اقتصادی شعب ابوطالب بود. که باعث شد پیامبر تعدادی را به حبشه بفرستد. و نهایتا خود نیز مجبور به مهاجرت به مدینه شد. در مدینه اولین کاری که کرد، مسجد بزرگی ساخت.  برای راه حل مسکن مهاجران، دو پیشنهاد مطرح نمود: اول بحث اخوت، یعنی برادری دینی، که هر انصار، یک مهاجر را با خود به خانه ببرد: و خانه شریکی باشند. راه دوم ایجاد حجره ها: یا اتاق های کوچک در محیط مسجد بود. تا بقیه جاماندگان در انجا مستقر شوند. خانه خود پیامبر و حضرت علی هم، در بین اصحاب صفه بود. و همه درها به روی هم باز می شد. تا اینکه وحی امد که همه درها بسته شود. و فقط درب  علی ع بسوی پیامبر باز باشد. که موضوع ولایت، یا جانشینی پیامبر کم کم جا بیافتد. لذا همه کارتن خواب ها،  بی خانمان ها و گردشگران، در هرمحلی، باید به مسجد رجوع کنند. و مسجد را هم مثل: امامزاده ها، دارای اتاق های متعدد در محیط اطراف بسازند. . هیچکس بدون سرپناه نماند. در صورتی که بنده در ریاست جمهوری امریکا رای بیاورم این طرح را اجرا می کنم تا تمام افراد، در زمین خدا سهم داشته باشند. الان هم افراد بی خانمان اقدام کنند. یعنی کنگره آمریکا، کاخ سفید، سازماان پنتاگون و همه ادارات دولتی مخفی و آشکار شناسایی شود. و در اطراف انجا پرسه بزنند. و برای خواب به داخل بروند. اگر مقاومتی از سوی نگهبانان نشد، برای همیشه جایی را برای خود بردارند. و اگر مقاومت کردند آنها را بکشید.(أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیر)

دارالقران ماهین

امپراتوری ماهین:
دارالقران ماهین تشکیل شد
هدف این گرداوری قران های قدیمی روستایی تشکیل نمایشگاه و همچنین چاپ و انتشار قران العلی به خط کوفی امورش برایت و تفسید
هیأت موسس عبارتند از حاج محمد مصطفوی رحمت الله سلمان ماهینی و احمد حسینی ماهینی
دفتر مرکزی این مسجد پنج تن ال علت واقع در میدان ۱۳ابان تهران می‌باشد
امور مالی ان با کمک هیات امنا و افراد خیر تامین می شود
در اولین جلسه حاج سید محمد مصطفوی بعنوان رییس و احمد حسینی بعنوان دبیر و سخنگوی و رحمت الله سلمان ماهینی بعنوان مدیر اجرایی منصوب شدند

و مقرر شد با جمع اوری کتب قدیمی برای نمایشگاه قرآن امانه شوند