تفسیر (موضوعی قرآن) ماهین

تفسیر (موضوعی قرآن) ماهین

تقدیم به اساتیدم مرحومین: ایت الله کاشانی و ربانی شیرازی صاحب وسائل الشیعه و این الله مهدی شاه ابادی
تفسیر (موضوعی قرآن) ماهین

تفسیر (موضوعی قرآن) ماهین

تقدیم به اساتیدم مرحومین: ایت الله کاشانی و ربانی شیرازی صاحب وسائل الشیعه و این الله مهدی شاه ابادی

اهدنا الصراط المستقیم

دلایل روشنی آینده
چرا آینده روشن است؟ و چرا عده ای ان را تاریک می بینند. و چرا امید افرینی، فقط با لفظ نیست. فرایند بسوی اینده، از فرایند گذشته و حال جدا نیست. یعنی نمی توان به صورت جزیره ای، به حوادث نگاه کرد. در اسلام و شیعه، اینده امتداد گذشته است: و سلسله علت و معلولی پیوسته، آن را هدایت می کند. یعنی هیچ حادثه ای تصادفی نیست: و هیچ انسانی بدون دلیل کاری نمی کند. احمقانه ترین کار های انسان، چه بصورت فردی یا جمعی، معلول ساعتها کنش و  واکنش: جامعه آنها و تعامل با جامعه بیرونی، نقشه ، طرح ها و اندیشه های پدید اورندگان آن بوده است. شما در فیلم ها می بینید که: حتی برای یک دزدی! ساعتها گروهها و افراد مختلف، نقشه می کشند و برای ان: دلایل متقن می اورند . و با همدیگر مشاجره می کنند، تا یک مورد تصویب و اجرایی می شود. چه رسد به: کار های عمرانی و مالیاتی و غیره. اگر بخواهیم گذشته را چراغ راه اینده معرفی کنیم: میتوانیم یک خط مستقیم از ابتدا، تا انتها داشته باشیم. در ابتدای خط حضرت آدم است. در وسط آن حضرت خاتم، و در انتهای آن حضرت قائم. فواصل این را هم نوادگان، اولاد و اجداد و.. پر می کنند. یعنی حضرت آدم ع ده کتاب، که از سوی خدا دریافت کرده بود به: حضرت شیث می دهد و او را جانشین خود، برای ادامه خط نبوت معرفی می نماید. و هنگامیکه اولاد و احفاد او: به صد نفر می رسد: جشن سده را برپا می کند، تا همه در طول تاریخ بدانند برای صد نفر شدن: یک نفر! چه زحمت ها کشیده شد. سپس حضرت ادریس هست، که با تدریس ده کتاب به مردم، تشکیل کلاس و آموزش حیاطی: از سوی خداوند راه را ادامه می دهد: همینطور نوبت به حضرت سلیمان و وداوود نبی می رسد . مطابق گزاره های قرانی، حضرت داوود آهنگری، ساخت لباس آهنی و زره را به مردم آموزش می دهد.  قبلا هم اولین خانه سازی و معماری، توسط حضرت آدم و کشاورزی توسط قابیل، و دامداری توسط هابیل  تاسیس شده بود. تا اینکه نوبت به آخرین پیامبر می رسد: او با لوح و قلم و نوشته و بیان، به میدان می آید. و از قومی وحشی و بدوی، یک قوم تمدن ساز و فراگیر می سازد: تا جاییکه همه اقطار جهان را، با نور اسلام روشن می کند. گرچه خورشید ترسان! از ترس نور، خود را در حفره ها مانند خفاش ها، فرو می برند و عصر: تاریک قرون وسطی را رقم می زنند. ولی نور اسلام توسط نوشته های: ابن سینا و رازی : در انجا تابیده شده و رنسانس ایجاد می کند! انکیزاسیون را به تاریخ می سپارد. و عصر نوین آگاهی آغاز می شود. اما شب پرستان و خورشید ترسان، نیز بیکار نمی نشینند. و از همان نور رنسانس، تاریکی و جهل و جنگ و کشتار را بیرون می کشند. و به یکباره جهان را، به آتش جنگ جهانی اول و دوم گرفتار می کنند. که امام خمینی ظهور می کند: و مانع جنگ جهانی سوم شده، با از کار انداختن بمب های اتمی، می فرماید: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. زیرا خود آمریکا هم نمی داند: که بمب هایش یک اسباب بازی بیش نیست. اما لیبرالها با نفوذ در دولت امام خمینی، باز هم وحشت آفرینی می کنند. و سایه جنگ و بمب اتمی را مستدام می کنند. تا جاییکه اوباما هم دچار توهم شده: با اینکه می داند بمب های اتمی، هک شده و از کار افتاده اند: ولی می گوید: همه گزینه ها روی میز است. اما مردم با انتخابات خود، زیر میز او می زنند! و کسی را بر سر کار می اورند که:مخالف داعش و جنگ باشد. متاسفانه این شخص تحت تاثیر لابی صهیونیستی، برجام را پاره می کند: تا دوباره سایه جنگ بر سر مردم باشد. که او نیز سرنگون می شود. اکنون امپراتوری ایران، از افق ها سرزده و: همه دنیا به رهبری واحد رسیده، و بت های زمانه شکست خورده اند. زور آنها فقط به یک جزیره! یا زندان کوچکی به نام غزه می رسد. اما یمن و حزب الله، پای در راه گذاشته و از غزه حمایت کرده، و کشتی های امریکایی و انگلیسی و اسرائیلی را، یکی پس از دیگری مصادره می کنند. آنها می دانند که حکومت ایران ماخوذ به حیاست! و نمی تواند پولهای خود را مطالبه کند.

قاتلوا فی سبیل الله و المستضعفین الذین

پیروزی غزه تضمین انتخابات

مردم ایران بیش از اقتصاد، به موقعیت اجتماعی اهمیت می دهند. برای انها مهم است که امپراتوری ایران بزرگ، زنده شود. و در این راه همه گونه فداکاری می کنند. و اصولا ایرانیان رتبه ای بهتر از اول! را نمی شناسند. و می کوشند د رهمه چیز اول باشند: تا ببینند جایدیگری، کاری شده که در ایران نشده، زبان به انتقاد می گشایند. امروزه توقع مردمی آنقدر بالا رفته که: هیچ نوع عقب ماندگی را نمی پسندند. و دولت را فعال مایشا می خواهند. و از کمبودها نمی هراسند. مانند بچه ای که ندارم سرش نمی شود: از پدر یا مادر خود، همه چیز را می خواهند. و انها را روزی رسان خود می دانند! حتی وجود یک نفر فقیر هم، انها را آزار می دهد. فقر برای اتباع خارجی را هم نمی پسندند! و با دلی پر از رحم و شفقت، خواهان رسیدگی به وضعیت آنان است. خواست عمومی در مورد افغانی ها، این است که: حالا که آنها مهمان جمهوری اسلامی هستند، باید مثل ایرانی ها، تمیز و با شخصیت باشند. کودکان آنها بجای زباله گردی، به تحصیل روی آورند، زنانشان بجای گدایی، به خانه داری مشغول شوند.  زیرا مردهای سختکوش آنان، در این سالها، یار و یاور سازندگی و ایجاد :امپراتوری بزرگ ایرانی  بوده اند. حتی خود را ایرانی می دانند. عراقی ها هم، از ابتدا باور نداشتند که از میان آنها، کسی بخواهد بر ایران ضربه بزند. خودشان حساب صدام را رسیدند. زیرا معتقد بودند صدام تکریتی، ضد امپراتوری ایرانی بود. سپاه  بدر  ودیگر تشکیلات شیعی، وفاداری کامل خود را به ایران نشان دادند. و در طول سالها یاغیگری: ضد انقلاب و جدایی طلب ها، به آنان روی خوش نشان ندادند. تا اینکه صدام را ساقط کردة کومله و منافقین را بیرون راندند. و الان هم مشغول بیرون راندن: شیطان بزرگ آمریکابه دستور رهبر جهانی، هستند. بیش از 20کشور جهان، با اکثریت شیعی ظهور کردند! که همگی تابع محض ایات عظام،  و مقلد مراجع تقلید بوده اند. و در راهپیمایی با شکوه اربعین، شرکت کرده و بر راهپیمایی: جاماندگان هم تاکید دارند. علیرغم کار شکنی های صهیونیست ها در: ازربیجان، ارمنستان و دیگر مناطق جهان، آنها همچنان وفادار به: امپراتوری نوین ایران باقی ماندند. هم اکنون پاکستان با تمام وجود، منتظر حضور آیت الله رئیسی هستند. و به نظر می رسد باید آیت الله رئیسی، بجای سفر های استانی به: سفرهای فرا استانی دست بزند. و جهان را که منتظر زایش امپراتوری نوین ایران هستند، با حضور خود سیراب نماید. زیرا مردم دنیا ثابت کرده اند که :ناخودی نیستند! همه آنها خودی هستند. دیگر کسی قران را آتش نمی زند! کسی به اسلام توهین نمی کند. و علیرغم سمپاشی های رسانه های مزدور، هیچکس با غزه و لبنان دشمنی نمی کند. آنهاییکه می گفتند: نه غزه، نه لبنان، اکنون همگی زبان های خود را بریده! و از شرمساری به لانه موش ها! پناه برده اند. علیرغم هزینه های گسترده منافقین، محمود عباس و دیگر گروههای صهیونیست محور، دنیا در تب و تاب غزه می سوزد. مردم غزه برخلاف تبلیغات دشمنان صهیونیستی، قومی شیعه و هوادار امام حسین ع هستند. و کودکان خود را چون حضرت علی اضغر می دانند. و زنان  آنها از فاطمه س تبعیت می کنند. و زینب کبری را سرمشق خود قرار داده اند. و مردان با غیرت، همچنان یاعلی می گویند. امروزه نجات غزه، به یک مسئله اصلی مردم دنیا تبدیل شده است. لذا در همه انتخابات دنیا، کسانی رای خواهند آورد که: برای غزه قدمی برداشته باشند. حتی در آمریکا پیش بینی می شود: کاخ سفید و کنگره اشغال شود. و ترامپ و بایدن را، برای همیشه به زباله دان تاریخ بیاندازند. و از یک ایرانی تبار بنام احمد ماهینی، حمایت کنند. در ایران نیز اصلاحاتی ها! که ضد غزه بودند، الان آن را تکذیب می کنند، و برای رای اوری بیشتر، خود را به آلزایمر می زنند. حالا از مدرس می گوید:کسی که امام خمینی در کودکی به مجلس می رفت، تا او را ببیند و لذت ببرد.

ان ارضی واسعه فنهاجروا فیها

قدرت در کنار ثروت
موقعی قدرتمند هستیم که: بتوانیم مطالبت خود، از دنیا را پس بگیریم! ثروت های سرقت شده را، بر گردانیم، و سرزمین های از دست رفته را ترمیم کنیم. جمع مطالبات ما از جهان ۱۰۰تریلیون دلار است: ۲۲ تریلیون دلار از امریکا ۱۰تریلیون دلار از انگلیس، ۱تریلیون دلار از چین و روسیه و هند برای ۱۲۰سال سرقت نفت و یا غارت ان. ۲۰۰میلیرد دلار از عراق، بابت غرامت جنگی، برق و گاز و اب ۲۰میلیار دلار از پاکستان: برای لوله گاز و ۲۰۰کشور دیگر هر کدام یک میلیارد دلار! نحوه محاسبه آنها و روشهای باز پس گیری را با هم مرور کنیم: وقتی که لورنس عربستان، می خواست با نقب زدن، آب های برف کوههای مسجد سلیمان را، به عربستان منتقل کند. دستور به ناکس دارسی داد: تا در انجا چاه بزند. و این چاه را مورب ادامه دهد، تا از زیر خلیج فارس بگذرد، به قطیف یا ظهران برسد. ناکس دارسی مشغول چاه کندن بود که: بجای آب، ماده سیاه رنگ بد بویی! از چاه بیرون زد. کارشناسان را صدا کرد: و از ماهیت نفتی ان خبردار شد. لذا در سال 1280 به دربار قاجار رفت و گفت: این مواد بدبو و سیاه، به درد شما نمی خورد، آن را به ما بدهید. و رایگان 52 سال، نفت ایران را بردند. و انگلیس با این پولها شد: بریتانیای کبیر. مردم قیام کردند و در سال 1332نفت ملی شد. یعنی از دست انگلیس خارج گردید. لذا انگلیس هم تحریم کرد و نفت را نخرید، تا اینکه آمریکا کودتا نمود: و به بهانه کنسر سیوم، شیرنفت را به سوی آمریکا باز کرد.25سال هم روزی 6میلیون بشکه، آمریکا برد و به بهانه های مختلف، به ایران پول نداد. لذا به ارزش فعلی، روزانه شش میلیون بشکه نفت، به مدت 25سال از قرار هر بشکه ای 60دلار، نزدیک 4تریلیون دلار می شود. طلاها و مسکوکات، عتیقه جات و موجودیهای نقدی بلوکه شده، نیز 18تریلیون دلار می شود. و به همین سیاق برای انگلیس 8تریلیون دلار پول نفت می شود. قتل عام ده میلیون نفر و دیه آنها، سرقت دریای نور، کوه نور و دیگر جواهرات را، میشود 2تریلیون دلار دیگر در نظر گرفت. برای سوئد و سوئیس هم میتوان: پولهاییکه از 1300تا کنون، توسط رضاشاه و پسران و اعوان و انصار او، به بانکهای سوئیس سپرده شده است را، نزدیک یک تریلیون دلار بر اورد کرد. و سوئد نیز که حافظ منافع امریکا بود، باز هم از سوی ضد انقلاب محل امنی، برای دزدی های انها محسوب می شده. همینطور کانادا و استرالیا که هر کدام: یک تریلون دلار دارایی های ایران را باید پس بدهند.غیر از اینها که با فریب و زور، داراییهای ایران را غارت می کردند. دیگر کشورها هم یاد گرفته بودند، به بهانه خرید، نفت ایران را می بردند. و به بهانه تحریم، پول آن را نمی دادند. مثلا چین  و روسیه و هند، به خاطر برجام و دیگر معاهدات ایران! برای اینکه در شورای امنیت، به نفع ایران رای بدهند، پول نفت را بالا می کشیدند. چین حتی اعتراض به کشتار ایغور ها را هم، ضمیمه کرده بود. روسیه هم چچن و اینگوش و داغستان و غیره، که مایل به الحاق به ایران بودند، گروگان گرفته است. یا در مورد الحاق قفقاز و اروپای شرقی به ایران، مقاومت می کند. لذا ما باید صاحب قدرتی شویم که: این ها نتوانند باج بگیرند. و سرزمین های ازدست رفته را غارت کنند. روسیه حتی بین ازربیجان و ارمنستان، جنگ ایجاد کرد تا به بهانه صلح، در بین این دو کشور مستقر شود: و منابع اورانیوم وطلا را تصاحب کند. چین به بهانه رسمیت شناختن طالبان، کلیه معادن افغانستان را تصاحب نمود. پس مسئله روشن است: مسئولان ار ترس برجام، و اخیرا از ترس انتخابات! همه اینها را زیر سبیلی رد می کنند. اینکه چرا ایران، مقر ارتش اسرائیل و نتانیاهو را با خاک یکسان نمی کند! فقط بخاطر این است که می گویند: کلاه خودمان را نگهداریم و: لذا نمی خواهند موضوع دیگری بجز انتخابات، مطرح شود. در حالیکه اگر اینهمه ثروت و سرزمین، به ایران برگردد همه مشکلات: تورم و گرانی و فقر ریشه کن می شود. و مردم بیشتر در انتخابات شرکت می کنند.

وسخر لکم ما فی ٱلسموت وما فی ٱلۡأرۡض

امپراتوری رسانه ای ماهین
غرب در حال تاختن بود و: دیواره فرهنگ و زبان و دین و ائین را، یکی پس از دیگری فرو می ریخت: تا اینکه ایرانیان بیدار شدند. و فهمیدند که تیغ تیز، بر دست زنگی مست داده اند. و رنسانس ایجادی انها، می رود تا از ریل خارج و کل جهان را، به نابودی بکشاند. بمب های اتمی کشف شده، منفجر شد و سایه سنگین خود را، بر سر شهرها انداختند. وحشت همه جا را فراگرفته بود: احتمال وقوع جنگ جهانی سوم، آرامش را از همه سلب کرده بود. ناچار همه به مواد مخدر و مشروبات: پناه می بردند و از سکس وقوادی، برای فراموشی این وحشت بزرگ، استفاده می کردند. و به قول خیام: دمی خوش برای خود می آفریدند: از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن! فردا که نیامده فریاد مکن! بر  نامده و گذشته بنیاد مکن، حالی خوش باش و عمر بر باد مکن. و  خداوند که دید بشر در اضطراب، جنگ و یاس و نابودی است، امامین انقلاب را فرستاد تا: دنیا را از وحشت و جنگ برهاند. امام خمینی فریاد زد: ما با سینما مخالف نیستیم، با فحشا مخالفیم! همه گفتند: آمریکا بمب اتمی دارد، هیرو شیما را با خاک یکسان کرد! ولی ایشان گفت: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند! گفتند ارتش اسرائیل، سومین ارتش دنیا است! و امام خامنه ای گفتند: شکستی خورده است که: هیچگاه نمی تواند آن را جبران کند. اما ضلع سوم استکبار( امپریالیزم، صهیونیزم، ارتجاع عرب) خود را مخفی کرد و عقب نشینی نمود. این بود که امپراتوری رسانه ای غرب، شکست خورد. زیرا براساس ترس و حمله( همه گزینه ها روی میز است!) بود. شعاری توخالی.و اکنون نیز امپریالیزم، فقط در رسانه ها زندگی می کند. آمریکا و اسرائیل آل سعود، همگی روی کاغذ وجود دارند. و  اگر کاغذ اخبار نباشد، هیچ چیزی وجود ندارد. و می بینیم که در میدان ، آمریکا حریف یمن، واسرائیل حریف غزه نمی شود. گرچه عربستان ساکت شده ولی امارات و قطر را به دم تیغ داده است. آنها با ادعاهای جدید(میدان نفتی) علاوه بر جزایر سه گانه، وارد عرصه رسانه ها شده اند: تا موجودیت خود را، حد اقل در رسانه ها حفظ کنند. اما امپراتوری ماهین، با سی زبان زنده دنیا، رموز آنها را فاش کرده است. امروز همه دنیا می دانند که: حتی جنگ هم وجود ندارد! مردم غزه با تاسی به کربلا: و امام حسین ع بر جنگنده های اسرائیلی، خنده تمسخر می زنند.آنها مرگ را به سخره گرفته اند: یمنی ها هم بر حمله های آمریکایی، پوزخند! آنها می خواهند با یک تیراندازی: به سواحل یمن یا بمباران چمد خانه در غزه، دنیا را در اشوب و جنگ نشان دهند. اما، اینها با مقاومت و راهپیمایی میلیونی، پوزه  جنگ را به خاک می مالند. اکنون تنها لانه استکبار، یعنی امپریالیزم خبری هم، نشتی پیدا کرده و منابع آن، همه سوراخ شده اند. فقط نقطه قوت آنها، حق وتوی هست که امریکای جنایتکار دارد. لذا امپراتوری رسانه ای ماهین، هدفگذاری کرده است که :حق وتوی آمریکا و موجودیت اسرائیل: در سازمان ملل، هر دو را یکجا مورد حمله قرار دهد. و از همه مردم جهان، و سران کشورها می خواهد: تقاضای مجمع عمومی فوق العاده: سازمان ملل را مطرح و در ان،  عضویت اسرائیل و آمریکا را لغو کنند. سازمان ملل باید نهضت 99درصدی آمریکا، و ایالات مستقل آن را، به رسمیت بشناسد. و از سوی دیگر فلسطین بزرگ را به جای اسرائیل بنشاند.یعنی مانند زمان امام خمینی، همه کشورهای دنیا، باید سفارت اسرائیل را تعطیل، و به حماس تحویل بدهند. و سفارت آمریکا را هم اشغال کرده، برای خود بردارند. این سیاستگذاری: امپراتوری رسانه ای ماهین نیوز است، که با شرکت در نمایشگاه بین المللی مطبوعات تهران، همه رسانه ها را به آن فراخوان داده است. و از افریقای جنوبی هم می خواهد: همزمان برعلیه اسرائیل، از امریکا نیز در دیوان لاهه، شکایت کند. زیرا هرچه شکایت بر علیه اسرائیل می شود، آمریکا وتو می کند. لذا چیزی به نام آمریکا و اسرائیل، نباید باشد. و وارث آنها باید: ایالات مستقل امریکا، و کشور بزرگ فلسطین شود. ما از مسئولین تهران نشین! هم می خواهیم، کمی نگاه خود را وسیع کنند. و فقط نوک دماغ خود: در تهران  و منطقه 6را نبینند!

ان الذین کفروا اولیائهم الطاغوت

امپراطوری رسانه ای غرب
عده ای شیر پاک نخورده! برای مردم جهان نقشه های می کشند! و آنها را برای خود می خواهند. از جمله این افراد فیلسوفان هستند. فلاسفه غربی، با رد فلسقه خدایی ، همه چیز را به فکر خود و عقل خودشان نسبت می دهند. و از دنیا می خواهند: لاطائلات آنها را بجای ایه های قران بدانند. و قران را کنار بگذارند. و این سیر همچنان ادامه دارد. تا امروز که حتی در داخل ایران، و بین استادان و دانشجویان غرب زده(جن زده) هنوز، غرب وحشی، اروپا یا سوئیس مدینه فاضله، و آرمان شهر انها است. چرا اینها در این انجماد فکری باقی مانده اند؟ ساید بتوان امپریالیزم خبری و رسانه ها را مقصر دانست. ولی اینطور نیست، بلکه رسانه ها هم، بر بستر خواست و انتخاب مردمی پیش می روند. و مردم در این زمینه دونوع خواسته دارند: یکی خواسته شیطانی! و دیگری خواسته رحمانی. خواسته های شیطانی همیشه پر رنگ تر است، زیرا شیطان به انسان نزدیکتر :و انتظاری هم ندارد که: به حرف او گوش بدهیم. بلکه فقط انسان را وسوسه می کند. اما خداوند رحمان، فلسفه را افرید تا بگوید: خلقت انسان دارای هدف است، و بازیچه نیست. و براساس آن هدف، باید خود را تنظیم کند. ومسئولیت هایی را بردوش بگیرد و: وظایفی را انجام دهد. و در انجام وظائف هم هیچ غفلتی نداشته باشد. لذا اینهمه سختگیری خداوند! برانسان تنبل(لم نجد له عزما) تمایل او را به شانه خالی کردن: از مسئولیت ها و انجام ندادن وظائف، افزایش می دهد. شاید اصولا دلیل بیرون راندن آدم از بهشت، برای رهایی از تنبلی او بود! زیرا در بهشت بجز خوردن و خوابیدن و کردن! چیزی نبود. لذا خداوند به بهانه نافرمانی! انسان را از بهشت بیرون انداخت. حتی لباس های او را کند، وعریان بر روی زمین افتاد! تا در مقابل سرما و گرما و حوادث، گرسنگی و تشنگی کمی به فعالیت وادار شود. ستاره پرستی فرزندان آدم، از همین جا شروع می شود. وقتی تعداد آنها به صد نفر رسید جشن سده برگزار کردند.زیرا کار سخت بر روی زمین،(کشاورزی) و یا بر محصولات(تولید) آنها را آزار می داد. و همیشه می خواستند: به ستاره ای که از ان فرود آمده برگردند، تا در خوشی زندگی کند. زیر سایه درختان لم بدهد: و با اراده خودش همه چیز تولید و حاضر باشد. ایرانیان بیش از همه به نجوم و: ستاره ها علاقمند بودند: آنها حتی تا اواخر دوره ساسانیان، ستاره پرست بودند. و استدلال های حضرت ابراهیم، آنها را قانع نکرده بود. آنها یک چشمشان به آسمان و: ستاره مخصوص خودشان بود، و چشم دیگرشان به زیر پایشان، که همه سنگ و خاک! لذا برای رهایی از سنگ وستاره ژرست خاک، فرش! را اختراع کردند: اکنون زیر پای همه ایرانیان، فرشهایی پهن است که: سنگ و خاک و سرامیک را می پوشاند. و بهشت را در برابر دیدگان آنها، و زیرپایشان قرار می دهد. اما اروپاییان به دزدی روی اورده بودند. آنها که نمی خواستند: خودشان کار کنند، لذا حاصل زحمت کار دیگران را، برای خود برمی داشتند! لذا اکثرا وایکینگ، دزد دریایی و آدمخوار از آب در آمدند. کمی که نفخه ایرانیان به آنان خورد، و رنسانس کردند، باز هم به استثمار کارگران ودهقانان مشغول شدند. و برای این کار، حتی جنگهای بزرگ اول و دوم جهانی را بوجود آوردند. ولی به ضرر خودشان شد. زیرا ایران اعلام بی طرفی کرد. لذا اروپا و ژاپن، بعد از جنگ دوم جهانی به تلی از: خاک و آهن و سنگ تبدیل شد. آتش و دود از همه جا برمی خواست. اما رسانه ها به کمک آمدند! فیلسوفان مردم را از آسمانها، به زیر کشیدند، و ماتریالیسم به اوج خود رسید. تا همه چیز را فراموش کنند! و دنیای نوین و عصر جدید آغاز شد. و برق ان چشمان ایرانی ها را زد. وعده زیادی مانند جن زده ها، غرب زده شدند. و همه چیز را فراموش کرده، و محو تماشای این دنیای ماتریالیستی گردیدند. برای تاثیر بیشتر، صهیونیست ها هالیوود را ایجاد کردند، تا ذهن همه به اینده معطوف، و گذشته را فراموش کنند.