تفسیر قران

تفسیر قران

اولین مفسر قران به فارسی در امپراتوری ایران اسلامی بی بی شهربانو بوده است از صال58شمسی
تفسیر قران

تفسیر قران

اولین مفسر قران به فارسی در امپراتوری ایران اسلامی بی بی شهربانو بوده است از صال58شمسی

دنیا دار مکافات

کسانیکه قران حضرت علی را می خوانند، چشمشان نورانی می شود! و تا پایان عمر نیازی به عینک پیدا نمی کنند. ولی کسانیکه لاتین می خوانند، فورا چشمشان آستیگمات می شود: موضوع از این مادی تر؟ کسی که نماز شب می خواند، صورتش زیبا تر و نورانی تر می شود.برای همین است که دختران و پسران شیعه، همه زیبا و با پوستی سالم هستند. آیا اینهم افسانه است؟ پس در اینکه ایران در گذشته امپراتوری عظمی! بوده شکی نیست. امروزه هم اثبات می شود: در جنگ اکراین، دو ابرقدرت باهم در گیر شدند: با سلاح های مخوف و فوق مدرن! اما یک پهباد قتوشاپ! ایرانی معادله را به هم زد. اکراینی ها حتی از سایه پهباد هم، شکایت کردند و استرس را به آمریکا و ناتو هم منتقل نمودند. معلوم شد ابر قدرت روسیه! زیر چتر ایران است. و ابرقدرت آمریکا هم، قادر نیست حتی روسیه را شکست بدهد.(ابرقدرت درجه سه) یا در موضوع ظوفان الاقصی، که همه هوش مصنوعی کاران جهان،جمع شده بودند تا اسرائیل را کمک کنند، در دام غزه فرو رفتند.. جزیره برمودای غزه، همه آنها را بلعید بدون کوچکترین اثری! حتی چیپ های زیر پوستی هم، نتوانستند کمک کنند. شما فکر می کنید امپراتوری پهبادی ایران، از کجا شروع شد؟ اینکه پهباد پیشرفته آمریکایی را، سالم رهگیری و پیاده کنند، به چه معنی است؟آیا دست برتر در تکنولوژی پهبادی را نشان نمی دهد؟نباید همه چیز را به تصادف و شانس نسبت داد. اینهمه کلاهک های هسته ای از: جنگهای جهانی به بعد تولید و ذخیره شدند، بطوریکه نقطه ای از زمین عاری از ان ها نیست، چرا کمکی به اسرائیل و آمریکا نکردند؟ آیا به معنی جادو وجنبل است؟ یا اینکه همه آنها از کار افتاده اند. بله، توسط دکتر چمران همه آنها هک شدند. و هرکس به انجا نزدیک می شود، آتش می گیرد. مانند غارهای افسانه ای گنج، که هرکس می رود دیگر برنمی گردد. اینها قدرت ایران، حتی در زمان ضعف حکومت مرکزی هایی: چون قاجار و پهلوی بود. میرزای شیرازی با چه پشتوانه ای، حکمی صادر کرد که بریتانیای کبیر را، زمین گیر کرد؟ یا مدرس چه پشتوانه ای داشت؟ آنها پشتوانه ای چون علیع و امام زمان داشته اند. لذا در همان زمان که فکر می کردند، ایران یا شیعه در حال از بین رفتن است. تازه اوج شیعه گری بوده است. لذا اپراتوری عظمی، یا امپراتوری مطلوم علوی هیچگاه نقطه حضیض نداشته! حتی عاشئرا منبع قدرت و پیروزی بوده است. امام حسین خود می فماید که من برای امر به معروف قیام کردم! یعنی دشمنی در مقابل امام حسین نبود! روم و ایران شکست خورده بودند و کسی جرات برپایی حکومت های ضد شیعه نداشت. تنها چند نفری بودند که آنها هم حودشان را پسرعموهای پیامبر می دانستند(بنی عباس) دشمنان ائمه از میان کافران و مشرکان نبودند. بلکه از خودی ها بودند: مالکی و حنفی و شافعی و حنبلی خواستگاهی جز شاگردی امام صادق ندارند. همه مردم دنیا اگر گوش به حقیت بسپارند پیروز هستند. و آنهاییکه به دروغ های برخی افراد خودی منحرف گوش دادند، در ابتدا یک درجه زاویه داشتند. در انقلاب ایران یاز مان صفوی و غیره هم دشمنی از سوی غیر ما نداریم! عثمانیها فقط لاف می زدند والا خط شان فارسی و اشعارشان ایرانی بود. بعد از انقلاب هم خوب مطالعه کنید: آمریکا و اروپایی وجود نداشت! بلکه همین لیبرالها و منافقین بودند! صدام کسی جز رجوی نبود. فرانسه کسی جز رنو ایران نبود.الان هم بایدن کسی جز کا مسعود نیست. کاک مسعودی که با دست قاسم سلیمانی نجات یافت، حالا کارش بجایی رسیده اربیل شده مرکز موساد. بهتر بگوییم موساد همان اربیل اس. لذا می بینیم که انتقام شهدای کرمان، حمله موشکی به اطراف اربیل است. سالها دل طلب جام جم از ما می کرد: آنچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد. در حالیکه همه دنیا ایران را ابر قدرت می دانند، ولی لیبرالها و منافقین هر سه ماه یکبار برای جمهوری اسلامی ایران خط و نشان می کشند. شاعر گرامی گرمارودی خوب می گوید: یزید مخنث دشمنی در حد امام حسین نبود! یا قطامه رقیب مقتدری برای علی نبود.اما بهر حال کسی باید باشد! تا باعث رشد تواناییها و رهایی از تنبلی مومنان گردد: خداوند خودش برای انیبا دشمن می تراشد(و جعلنا لکل نبی عدوا من المجرمین) چون انبیا شیطان را شکست داده اند. و ممکن است مثل حضرت آدم اولیه فقط به فکر خورد و خوراک در بهشت باشند و تنبل شوند! لذا از بین مجرمین آنها را سیخ می زند. که ثانیه ای را به تنبلی نگذرانند. زیرا دنیا دار مکافات است. و آخرت هست که دار اقامت است.

چون کسی انقلاب را

پیروز نمی‌داند، لذا تاریخ هم وجود ندارد! زیرا تاریخ را فاتحان می نویسند، و کسی خود را فاتح نمی داند:همه تصور می کنند: رژیم جمهوری اسلامی گذرا است!لذا پنجاه سال تاریخ ایران، در هیچ و پوچ  گذشته. برای شروع تاریخ باید: این تئوری را قبول کنیم و جزو مسلمات بدانیم: ایران امپراتوری بوده! هست و خواهد بود. البته اگر اثباتی هم باشد، قابل اثبات است: با پذیرش این تئوری، ما 15هزار سال تاریخ گذشته داریم، و 10هزار سال پیش رو! اگر هر سال یک حادثه اتفاق افتاده باشد: یک صفحه از تاریخ را تشکیل دهد، یک مثنوی هفتاد من، با حداقل 25هزار واقعه تاریخی را تشکیل می دهد. ما حتی اثبات می کنیم که: ایران از ابتدا شیعه هم بوده! یعنی جمهوری اسلامی، با محتوای شیعه، فقط مختص امرور نیست. روزی، علی ع با سلمان شوخی می کرد، وی گفت من سیصد سالم هست، تو یک بچه 15ساله، چرا بامن شوخی می کنی؟ علی ع فرمود: دشت ارژن یادت هست؟ سلمان از جا پرید وگفت بله! علی ع فرمود من بودم که: تو را از دهان شیر درنده نجات دادم. این یعنی سیصد سال قبل از اسلام، علی ع در شیراز و فارس قدم می زده! و شیعیان خود را نجات می داده. ما احادیث و روایاتی داریم: می گوید: قوم سلمان(مسلمان)به علوم در ثریا هم، دست پیدا می کند. یعنی آن موقع هم شیعه خواهد بود. حضرت ابراهیم ع یا نوح، همه در ایران بودند. و حضرت علی به آنها کمک می کرد. ممکن است بگویند که چطور؟ الان هوش مصنوعی همه: این سوالات را جواب داده! براساس گفته رئیس دانشگاه جهانی، ناسا، امروز به فناوری دست پیدا کرده: میتواند همانطور که تصویر را بصورت دیجیتالی (رقومی) منتقل کند: که در یک لحظه در تمام موبایلهای جهان باشد، جسم انسان را هم میتوان: بصورت الگریتمی حرکت داد. در فضای کوانتمی، کاری کرد که یک نفر، در همه جا باشد. همان نظریه ای که در مورد خدا می دانیم: خداوند همه جا حاضر و ناظر است. یا آن راطی الارض می نامیم. این کار قبلا انجام می شده، زیرا نیازی به تکنولوژی نوین ندارد. جام جم یا جامم جهان نما، افسانه نیست. آفرینش حضرت علی ع قبل از آدم، داستان نیست. واقعیت است که هوش مصنوعی، خود را به آن نزدیک می کند. تمام الگوریتم های ان را، خوارزمی بیان داشته. و قبل از ان هم امام صادق فرموده. علوم جفر و ریاضی از ابتدا بوده. اصلا کلمه ریاضی، از ریاضت می آید. یعنی انسان میتواند به الگوریتم های دست یابد مه: او را جاودانه، درهمه جا حاضر و ازلی نماید. زیرا برحسب تعریف، همه اعداد تکرار یک و صفر هستند. یعنی همه موجودات جهان را، خدا درست کرده. و خدا ازلی و ابدی است. از بحث فلسفی و متافیزیک و هوش مصنوعی! که بگذریم: ایرانیان از ابتدا نوروز را گرامی می داشتند. نوروز تایید خلقت اسمانها و زمین از سوی خدا است. یعنی خداوند دز جنین روزی طبیعت را افرید. و به تایید امام صادق ع، ایرانیان این روز را گرامی داشته اند، ولی اعراب ان را ضایع کردند. نوروز یعنی جشن تولد زمین و طبیعت. نجات کشتی نوح در نوروز بوده، تاجگذاری امام علی ع هم در نوروز بوده. یعنی از بدو تولد زمین، ایرانیان، شیعه بودند. و تمام جهان را یکدست کرده، امپراتوری تشکیل داده اند. اولین امپراتوری که می گویند: جمشید جم است، که دارای جام جم بود. یعنی برتر از موبایل های امروزی! یا دوربین های مدار بسته. هنوز ما به تکنولوژی که بتواند: دوربین مداربسته جهانی باشد، دست پیدا نکردیم. زیرا الگوریتم ها را دست کافران دادیم! و آنها از راه ماده پرستی وارد شدند. ماده به معنی محدودیت است. اما پیامبر اسلام این محدودیت را چند بار شکست! یکبار که شق القمر کرد. یعنی از زمین دستور داد: و ماه دو نیمه شد. یکبار که به معراج رفت: همه دنیا را گشت ولی زمان برایش صفر شده بود. الان هم ما داریم: کسی که در مسجد بنشیند، از عمر او حساب نمی شود. یعنی موقع رفتن به مسجد، ما به معراج می رویم و:زمان برای ما صفر می شود. کسانیکه قران حضرت علی را می خوانند، چشمشان نورانی می شود! و تا پایان عمر نیازی به عینک پیدا نمی کنند. ولی کسانیکه لاتین می خوانند، فورا چشمشان آستیگمات می شود: موضوع از این مادی تر؟ کسی که نماز شب می خواند، صورتش زیبا تر و نورانی تر می شود.برای همین است که دختران و پسران شیعه، همه زیبا و با پوستی سالم هستند. آیا اینهم افسانه است؟ پس در اینکه ایران در گذشته امپراتوری عظمی! بوده شکی نیست. امروزه هم اثبات می شود: در جنگ اکراین، دو ابرقدرت باهم در گیر شدند: با سلاح های مخوف و فوق مدرن! اما یک پهباد قتوشاپ! ایرانی معادله را به هم زد. اکراینی ها حتی از سایه پهباد هم، شکایت کردند و استرس را به آمریکا و ناتو هم منتقل نمودند.  معلوم شد ابر قدرت روسیه! زیر چتر ایران است. و ابرقدرت آمریکا هم، قادر نیست حتی روسیه را شکست بدهد.(ابرقدرت درجه سه) یا در موضوع ظوفان الاقصی، که همه هوش مصنوعی کاران جهان،جمع شده بودند تا اسرائیل را کمک کنند، در دام غزه فرو رفتند.. جزیره برمودای غزه، همه آنها را بلعید بدون کوچکترین اثری! حتی چیپ های زیر پوستی هم، نتوانستند کمک کنند. شما فکر می کنید امپراتوری پهبادی ایران، از کجا شروع شد؟ اینکه پهباد پیشرفته آمریکایی را، سالم رهگیری و پیاده کنند، به چه معنی است؟آیا دست برتر در تکنولوژی پهبادی را نشان نمی دهد؟نباید همه چیز را به تصادف و شانس نسبت داد. اینهمه کلاهک های هسته ای از: جنگهای جهانی به بعد تولید و ذخیره شدند، بطوریکه نقطه ای از زمین عاری از ان ها نیست، چرا کمکی به اسرائیل و آمریکا نکردند؟ آیا به معنی جادو وجنبل است؟ یا اینکه همه آنها از کار افتاده اند. بله، توسط دکتر چمران همه آنها هک شدند. و هرکس به انجا نزدیک می شود، آتش می گیرد. مانند غارهای افسانه ای گنج، که هرکس می رود دیگر برنمی گردد. اینها قدرت ایران، حتی در زمان ضعف حکومت مرکزی هایی: چون قاجار و پهلوی بود. میرزای شیرازی با چه پشتوانه ای، حکمی صادر کرد که بریتانیای کبیر را، زمین گیر کرد؟ یا مدرس چه پشتوانه ای داشت؟

اتشبارهای دشمن

بانکها آتشبارهای اقتصادی دشمن هستند: آنها به بهانه وام دادن، مالک بنگاهها می شوند! مدیران را به زندان انداخته، اموال را مصادره می کنند. در گفتگویی که با دفتر دانش بنیانها، در ریاست جمهوری بود: اشاره شد که: هیچگاه دانش بنیانها را، اسیر بانکها نکنید. زیرا دو مفسده دارد: یکی از طرف بانکها که ذکر شد، یکی هم از طرف گیرنده وام: وام گیرنده، پس از مدتها دوندگی و اخذ وام، اول کاری که می کند: خانه و دفتر برای خود می خرد! بعد ویلا و سفرهای خارج، حقوق بالای مدیر عامل و اعضای هیات مدیره، تا زمان بهره برداری، بعد موقع بهره برداری می بیند: بازار اشباع است و محصول او خریدار ندارد. لذا قسطها یکی دو مورد، از محل باقیمانده وام پرداخت می شود. تا به سن قاعدگی ورود می کند. درآمد ها کفاف هزینه ها را نمی دهد، اقساط عقب می فتد: اولین اخطاریه بانک صادر می شود. وام گیرنده را به پرداخت اقساط می خواند. اما پولی در بساط نیست. یا باید خانه را بفروشد، و یا دفتر کار را تخلیه کند. چند قسط دیگر پرداخت می شود، ولی دعوی بانک باقی است: زیرا همه این پرداختی ها را، از  بهره کم کرده نه از اصل وام. بدبختی شرع می شود: این جا و آنجا برای اخذ وام مجدد. اما وامها دیگر کلان نیست! خیریه ای یا محدود است. با این حال برای باز پرداخت اقساط، و امور جاری مجددا وام می گیرد! این بار بنام همسر یا پسر! ولی هرچه پرداخت می کند: بانک می گوید: هنوز سود آن را نداده ای! و لذا اصل وام باقی است. این است که اتشبار های اقتصادی: دشمن باید خاموش شود. یا مثلا در رسانه، آتش بارهای دشمن، همچنان آزادانه آتش بر سر مردم می ریزند. در حالیکه در جنگ های نظامی، معمولا اقدام اولیه خاموش کردن: آتش بارهای دشمن است. یعنی اگر از جایی موشک یا توپ شلیک می کنند، یا ضد هوایی می زنند، اولین کار این است که: پایگاههای مذکور را منهدم کنند. حالا در رسانه ها، اتش بار دشمن با خیال راحت، مشغول بمباران تبلیغاتی است. و تا کنون حتی یک: ادعانامه یا شکایتی بر علیه آنها تنظیم نشده. همانطور که در موضوع بانکها، در دوران انقلاب، مردم بانکها را آتش می زدند، الان هم باید بی بی سی یا منوتو و اینترنشنال را، با خاک یکسان کنند. و الا هرچه صدا و سیما، مطبوعات و رسانه های ایرانی فعالیت کنند، آنها دست برتر دارند! نه تنها خنثی می کنند، بلکه به مسخره هم می گیرند. قران می فرماید( فاعتدوا به مثل ما اعتدی علیکم). مانند خودشان رفتار کنید: آنها هزاران خبرنگار: خط مقاومت را شهید کردند. ولی ما جرات نداریم، یک بنگاه سخن پراکنی از انها را تخریب کنیم. گویا باید ایات جهاد را، دوباره بر مسئولین بخوانیم! زیرا جنگ رسانه ای، کمتر از قتال نیست. حضرت علی ع می فرماید: کسی که موقع حمله دشمن خواب باشد، با لگد دشمن بیدار می شود! این کیلویی ها و نوکیسه ها، حتی با لگد دشمن هم بیدار نمی شوند! می بینید که دشمن در خانه ها، نفوذ کرده کودکان و زنان ما را به بردگی برده! ولی کاری نمی کنید چرا؟ مگر یک پهباد فرستادن در بالای بی بی سی؟ چقدر هزینه دارد؟ فقط یک جو غیرت می خواهد. لذا من اینجا از همه مردم دنیا، مخصوصا بسیج لندن، بسیج نیویورک و برلین می خواهم: به منافع و ساختمان های شبکه های معاند، صدمه بزنند. آنها جادوگرانی هستند که :حکم شان اعدام است. همانطور که عمار یاسر، آن جادوگر را با تیغ شمشیر از بین برد. (این العمار) رسانه ای؟ افسوس که در ایران با نفوذ لیبرالها و سکولارها، رسانه های ایران هم، طرفدار اسرائیل هستند! ایرنا: تیتر می زند: آمریکا نیروهای تازه نفس به عراق وسوریه می فرستد! یا فارس تیتر میزند: آمریکا به ایران هشدار داد! بایدن گفت: به ایران یاد داشت داده ام! یعنی هنوز انها را ابر قدرت می دانند. در حالیکه انها ببر کاغذی هستند که: در رسانه ها زندگی می کنند. کو آن انجمن صنفی، که برای خبرنگار بی بی سی، گلو پاره می کرد، چرا الان را جع به شهادت خبرنگاران در غزه، چیزی نمی گوید؟ کجا هستند آن شرکتهای دانش بنیان، که برای مهسا گیت، گریبان خود را می دریدند، الان در مقابل کشتار زنان و دختران فلسطین، ساکت هستند.، شاید هم برعکس، از شهادت زن و بچه در کرمان، خوشحالند؟؟؟

تئاتر ملی

تئاتر ملی، نیازمند یک تئوری ملی مبتنی، بر امپراتوری عظمی هست. زیرا تئاتر ایران، نه تنها ملی نیست بلکه گذشته نگر و خارج گرا هست. یعنی غالبا به تئاتر های: قرن نوزدهم می پردازد. حتی اگر ظاهر مذهبی هم داشته باشد. وقتی تئاتر ملی شد، خودگردان هم میشود زیرا مردم حاضر نیستند: شعار مرگ بر انگلیس و فرانسه بدهند، بعد پول بدهند تئاتر:  آنچه گذشت اروپا را ببینند. لذا می بینیم برخلاف اینها، اوژن یونسکو، خودش شیعه بوده و نام اصلی اش: حسین یونسی و کتابش راجع به شمر ذی الجوشن است. اما در جو سنگین ضد شیعه اروپا، مجبور شده با تغییراتی، انرا از نظر مخفی کند. این کار را گوته شاعر آلمانی هم انجام داده. او درواقع شارح شعرهای حافظ بود. و بر اثر شعر های حافظ به :مظلومیت شیعه پی می برد(سرها بریده بینی، بی ظلم و بی جنایت) ولذا آخر عمری، حتی دستخط خود را هم به دست خط: امامان شیعه تغییر داد. و نوشته ها و دست نوشته هایی: از او باقی است که یاعلی را تمرین می کرده. لذا می بینیم برخلاف غرب زده های ایرانی! که دست گدایی به غرب دارند. آنها خودشان گدای: در خانه ائمه شیعه هستند. محمدعلی کلی نماد شیعه در امریکا بود. بجای کاسیوس، نام خود را محمد علی گذاشت. و در نماز جمعه تهران هم شرکت کرد. هم اکنون آفریقای جنوبی، در دادگاه لاهه، برعلیه اسرائیل شکایت کرده! در حالیکه در این نیم قرن عمر انقلاب، هیچ حقوقدانی در  ایران، اصلا به ذهن ش هم خطور نمی کند! که برعلیه امریکا و اسرائیل شکایت کنند. لذا برای ملی شدن تئاتر، در درجه اول باید تئوری داشت. مثلا اگر ما بپذیریم که: ایران ابر قدرت بوده، هست و خواهد بود، از درون این، حداقل سه هزار سال تاریخ بیرون می اید: هر سال اگر سه تا داستان مهم داشته باشد، ده هزار نمایشنامه از ان می توان نوشت. موضع گیری های فعلی نیز خود: مثنوی هفتاد من می شود: مانند جنک اکراین: که دو ابر قدرت به جان هم افتادند، ولی یک پهباد ارزان ایرانی، موازنه قدرت را به هم زد. یا در طوفان الاقصی که: شبیخون به همایش هوش مصنوعی، و دستگیری 250دانشمند مست، به همراه کامپیوتر ها، و انتقال آن به ایران. این تئوری همچنان به ما کمک می کند: تا در گذشته نمانیم! بلکه گذشته چراغ راه آینده باشد. و هزاران سناریوی تخیلی و واقعی، از ان بیرون می اید: مثلا پیاده روی به سوی قدس! و اینکه می گوییم: القدس لنا، یک شعار نیست بلکه واقعا قدس و همه :سرزمین ها مال ایران است: در جنگهای صلیبی که آنها قدس را اشغال کرده بودند، یک ایرانی به نام صلاح الدین ایوبی، قدس را آزاد می کند. الان هم فقط ایرانی میتواند قبله اول و دوم  را آزاد کند. تا این اواخر که تابع عثمانی بودند، ولی رسم الخط فارسی داشتند. و آثار باستانی دوره ساسانیان در آنجا فراوان است. سازمان ملل، این بزرگترین سازمان تجزیه طلب، از ایران و عثمانی، 210کشور بیرون کشیدند . و هنوز هم به دنبال آن هستند، با تبلیغ موسیقی نواحی، لباس محلی و..هشت کشور دیگر از ایران بیرون آورند. طبیعتا وقتی اینهمه :سناریو داشته باشیم، نیازی به سناریو های غربی نداریم. لزومی ندارد نمایشنامه های بی تماشاچی را تکرار کنیم. و بودجه دولت را در چاه بریزیم. با این سناریو و نماشنامه های فراوان و زیبا، مااز گذشته به اینده پرتاب می شویم. و امید آفرینی فقط در حد شعار نخواهد بود. دانشجوی تئاتر هم دچار سر درگمی نمی شود: او از جامعه و محیط اسلامی و تربیت های مسجد و بسیج، یکدفعه در دنیایی پرتاب می شود که: برایش ناشناخته است: هملت را نمی فهمد، کرگدن را نمی فهمئد، چخوف و برشت و دیگران را نمی شناسد. اما نام آرش، اریو برزن، سورنا، امیرکبیر سلیمانی و.. برایش حس نوستالژیک دارد. به آنها افتخار می کند. و لذا هزینه هم می پردازد. دولت هم بودجه می گذارد. چرا که تئاتر بدون تئوری، به اپوزیسیون بیشتر شبیه است. در همین نشست خبری دیدیم که: خبرنگار سازندگی با هنجار شکنی، هر انچه دلش خواست گفت: ولی خبرنگار ماهین نیوز به شدت: مورد حمله قرار گرفت و سخنان او تقطیع شد. حتی در نشست خبری وزیر ارشاد هم، سازندگی که نمایندگی کارگزاران داشت، عزیر تر بود!

لزوم نظریه پردازی

نظریه پردازی یا تئوریزه کردن: انقلاب اسلامی کاری است که تا کنون نشده است! ما در هیچ زمینه ای، نظریه مستقل نداریم. همگی یا کلا نظریات غربی هستند، یا رفو شده آن که اصطلاحا :یک کلمه اسلامی به آن چسبیده است: مثلا در مدیریت بحران، نه اتاق فکر هست، و نه اندیشه ورزی و نه تئوری پردازی، فقط عملیات، آنهم دیرهنگام، ناقص و بی ثمر. علت دیر هنگام و بی ثمر و ناقص بودن همه کارها، به همین سادگی است: مثل مسافری که هدف نداشته باشد. هرچه قدر راه برود، فایده ای ندارد. زحمت خود را می کشد. ولی بی فایده. در حالیکه اسلام بزرگترین منبع نظریه پردازی، یعنی قران را دارد. ولی مسلمان، متاسفانه نظریه های دیگران را، بر قران بار می کنند. لذا در عمل دچار نقص و اشتباه می شوند. مثلا نظریه قران در مورد سرمایه گذاری(فردی یا ملی یا جهانی) شکر گزاری است: قران می فرماید: (لئن شکرتم لازیدینکم) اگر شکر گزاری کنید، من به شما دهها برابر سود می دهم. و آن را زیاد می کنم. یا در وام دادن: می فرماید چه کسی به خدا وام میدهد؟ تا چند برابر ان را بگیرد؟(من ذالذی یقرض الله..) ولی دولت و مردم، همه سراغ چین می روند برای سرمایه گذاری! می گویند چین 800تریلیون دلار ذخیره ارزی دارد. و حاضر است در خراسان جنوبی، برای معادن آن 5میلیارد دلار سرمایه گذاری کند.  طبیعی است که چین ابتدا، در باغ سبز نشان می دهد تا: تمام منابع را به غارت ببرد. زیرا 800تریلیون دلار ذخیره ارزی اش، پول نفت ایران است که نداده.45سال اولین وارد کننده نفت ایران بوده، ولی به بهانه های مختلف ان را نداده! زمانی به بهانه دفاع از برجام! زمانی به بهانه: تحریم بانکی. و حتی به بقیه کشورها هم گفته: پول نفت را به من بدهید، تا به ایران کالا صادر کنم! در تئوری های اسلامی: مدیریت از خودشناسی شروع می شود. ولی تئوری های غربی برمبنای دیگر شناسی(روانشناسی و جامعه شناسی ) است. یعنی چگونه ثروت دیگران را برای خود بردارد. به همین جهت بالاترین حقوق ها را در خواست می کنند. شرکتی که هنوز نه به بار است و نه به دار، همه وامهای دریافتی اش: حقوق مدیرعامل و پاداش هیات مدیره می شود. بعد هم قادر به باز پرداخت بدهی نیست.  بانکها هم ادعا می کنند: باید طلب انها داده شود. و عاقبت کار 20هزار کارگاه تعطیل شده! یا مصادره شده و چند هزار مدیر زندانی و فراری: به جرم اختلاس! در تاریخ، نظریه اسلامی افرینش حضرت آدم است. اما آنها می گویند: این افسانه است، بعد می روند سراغ افسانه های داروین! و آن را تاریخ می گویند. به کجا می روند؟ ای قوم به حج رفته! معشوق همین جا است، بیایید، بیایید. حتی نظریات فیزیک و شیمی را هم، درست در نقطه مقابل: نظریات امام صادق ع یا امام باقر مطرح می کنند.( الله نور السموات والارض) قران می گوید: خدا نور اسمان ها و زمین است، ولی انها می گویند: نور ذرات فوتون است. یا موج و یا حرکت و انرژی! یعنی خودشان هم نمی دانند: چه می گویند. ولی فقط یک اصل را خوب می دانند: مخالفت با شرع و دین. در حالیکه اولین کرسی آزادی اندیشی را، خداوند قبل از خلقت بشر گذاشت، می گویند این از اصول :دمکراسی غربی است. خداوند فلسفه را قبل از آدم افرید: و چیستی و هستی آدم را، برای فرشته ها بیان کرد. و هدف خلقت را اعلام نمود. ولی آنها می گویند: فلسفه را افلاطون! و منطق را ارسطو خلق کرده است. لذا هیچگاه راجع به هدف افرینش راست نمی گویند: و در سفسطه، انسانها را غرق می کنند. و به قول امام علی ع: آنها در یک چیز متحد شده اند: که متحد نشوند(اتحدوا ان لا یتحدوا). حتی مفسران قران هم، ذوق و شوقشان این است که ثابت کنند: بله: در قران هم نظریه داروین تایید شده! (وَٱللَّهُ خَلَقَ کُلَّ دَآبَّةٖ مِّن مَّآءٖۖ فَمِنۡهُم مَّن یَمۡشِی..) اما فرق نظریه داروین با قران، این است که اولش فرمود: والله خلق. یعنی خدا آنها را خلق کرد. اما داروین می گوید: برحسب تصادف یا تکامل اینطور شده است. لذا نظریات علمی غربی، فقط برای حذف خدا است.