امپراتور فرضیه ها و داستان ها، از هنگامی قابل طرح است که بدانیم: ایران امپراتوری یکتای جهانی بوده، هست و خواهد بود. تکه کردن این فرضیه، ما را به سناریو ها و داستانهای گمراه کننده می برد. زیرا اساس هر داستان، جانمایه آن است که گفته نمی شود! و خواننده باید آن را کشف کند. و هنرمند کسی است که این جانمایه را، در طویلترین نوشتار و گفتار و سریال ها بیان کند. تنها در اخر کار، خواننده یا بیننده راضی شود که: توانسته پایان را بفهمد. فرضیه های درست مبنای داستان های درست می شود. و هنرمند این فرضیه ها را،از عالم تخیل به واقعیت می رساند. لذا اینکه ایران هم اکنون هم، امپراتوری یکتای جهان است قابل اثبات است. داستان آینده هم که: ایران امپراتوری یکتا خواهد بود، میتواند بخوبی ارزیابی شود، و نمره یک بگیرد. باید دانست: ایران بواسطه موقعیت ژئوپلیتیکی اصالت دارد، یعنی اصیل است. این درمقابل دیگر کشورها، که همگی مهاجر بوده اند مطرح می شود. و این دو باهم تکمیل می شود. یعنی همه کشورها و همه مردم دنیا، از یک پدر و مادر هستند، و لذا از یک جا تقسیم و در سطح جهان پراکنده شده اند. حتی در تئوری های داروین هم، این موضوع اثبات می شود. زیرا همه میمون ها در همه جنگل ها، تبدیل به انسان نشدند! بلکه در یک حادثه و در یک موقعیت مکانی واحد، این موضوع اتفاق افتاده و بعد در سراسر جهان توزیع شده است. در منابع قرانی، همه اینها برعکس است. جنگل مادر انسانها نبوده! بلکه بهشت مبدا تولد اوست. فرق جنگل با بهشت در این است که: در جنگل شیرها و پلنگ ها حکومت می کنند، و جایی برای انسان نیست. اما در بهشت خداوند وملائک وفرشتگان حکومت می کنند، و جایی برای حیوانات درنده نیست. لذا تئوری داروین از این جهت باطل است که: انسان هیچگونه برتری جسمی، نسبت به حیوانات نداشته که بتواند خود را حفظ کند. وبقای او تضمین شود. چون قانون جنگل قانون اقویا هست. انسان نه میتواند مثل پرنده ها پرواز کند، و نه مثل پلنگ فرار کند، و نه مثل شیر طعمه خود را با دندان پاره کند. حتی اگر به عقلش رسیده باشد که: از جنگل فرار کند، نه مانند گربه دارای پشم است، که در برابر تغییرات آب و هوا مقاومت کند، و نه غذایی آماده دارد که بخورد. همه اینها را خدا به او یاد داده است. و خداوند است که حفظه(مسئول حفاظت) گمارده. لذاهمه ابنا بشر از ابتدا، یک قبیله یا خانواده بودند، مرکز ان هم ایران بوده است. از کنار دریای قزوین است که :مادها به همدان می روند، پارتها به شیراز، سکاها به سیستان و بلوچستان و هند و اروپایی هم، دورتر! آنهاییکه رفتند، می خواستند حکومتی جداگانه داشته باشند. ولی نتوانسته، پشیمان شده برگشته، دوباره به ایران ملحق شدند. جاهایی هم که هنوز سرکشی می کردند، توسط کورش و داریوش به مام میهن ملحق شدند. لذا گذشته ایران نشان می دهد که امپراتوری یکتا بوده. حتی در زمان های مختلف با وجود ملوک الطوایفی و خرده شاهان! همگی به شاهنشاهی ایران مرتبط بودند. در جنگ اول و دوم جهانی، نیز ایران بی طرف است. آنها با خودشان می جنگیدند. برای همین است که متفقین برای تایید پیروزی خود، به تهران می آیند. و تهران را پل پیروزی می نامند. با همین پشتوانه است که تئوری دروازه تمدن، یا پیش بسوی تمدن بزرگ مطرح می شود. گرچه غرب زدگان آن را نوکری آمریکا می دانستند، ولی هیمنه ایران،هنوز در دلهای غربی ها بود. و جرات استعمار نداشتند. بلکه در همه امور یک چشمشان به ایران بود. از نیکسون و کندی تا کارتر و بایدن و اوباما، همگی خود را با لابی ایران هماهنگ می کردند. البته لابی صهیونیست ها، با کشف بمب اتم، توانست مدتی امریکا را از ایران جدا کند. اما در جنگ اکراین و طوفان الاقصی، شاهد بودیم که صهیونیزم نیز مقهور قدرت ایران شدند. چند تا پهباد ایرانی، چنان در اکراین فلسطین برتری خود را اثبات کرد، که همه بمب های اتمی و غیر اتمی به محاق رفتند. اکنون افتخار ابرقدرت پوشالی آمریکا، در این است که توانسته یک پهباد ایرانی را، که از یمن پرتاب شده سرنگون کند.
صنعت چاپ در ایران، بیش از هزاران سال سابقه دارد. ولی غرب روی آن را پرده ای کشیده تا :تاریخچه صد ساله خود را به رخ ما بکشد. وجود سی هزار کتیبه یک اندازه، با نوشته هایی همسان، همان معنی چاپ را می دهد. در صورتیکه همین کار را بطور ناقص، گوتنبرگ انجام داد نامش را اختراع چاپ گذاشتند. حتی اگر چاپ روی سنگ را قبول نداشته باشیم، چاپ کاغذی هم از مصر و چین اغاز شد. ایا بنظر شما اسکناس ها را در چین باستان، یک یک می نوشتند؟ و یا در ایران که سکه ضرب می شد، و همگی یک شکل بودند: همان چاپ امنیتی یا اروراق بهادار محسوب نمی شود؟ آیا به نظر شما برای امپراتوری بزگ داریوش و کورش، ضرب سکه با دست و تک تک انجام می گرفت؟ کاری که گوتنبرگ انجام داد، حتی سلیمان نبی هم قبلا انجام داده بود. انگشتر یا خاتم و نگین آن، خود نمونه ای از چاپ ملخی هست. ایا چاپار خانه های ایران، باتف دهان نامه ها را می نوشتند؟ اولین پول ایران در 503قبل از میلاد که: دریک نام داشت، با دندان خراش برمی داشت؟ و شکل یک کماندار را در ان حک می کرد؟ باید دانست که حتی برای جلوگیری از تقلب، علاوه بر نقش یکپارچه در تیراژ میلیونها عدد! از اعدا جفر و اسطرلاب و محاسبات :فوق کامپیوتری استفاده می کردند. مثلا می گویند شیخ بهایی می خواست: فرمولی بنویسد و بر درب بارگاه امام رضا، حک کند که گناهکاران نتوانند وارد شوند! همان چیزی که امروز پسورد گفته می شود، و افراد نامحرم نمی توانند وارد شوند. از ان گذشته در چاپ پارچه نیز کمتر از چاپ کاغذی و سنگی تاریخ نداریم. نقش گلبوته و ترمه بر روی پارچه ها، همگی تکرار شونده هستند. حتی در فرش و کاشی کاری هم همینطور است. دلیلش آن است که طراح اصلی، فقط یک نقش را می کشید. بقیه بصورت قالب سنگی و یا چوبی، طراحی و پس از آغشته شدن به رنگ، بر روی پارچه یا دیوار نقش می بست. آیا چاپ ترمه در اصفهان که به عهد صفویه برمی گردد. قبل از گوتنبرگ نبود؟ ممکن است بگوییم: چاپ سنگی از گوتنبرگ اغاز شد، که اولین کتاب مقدس را چاپ کرد. بعد به هند رفت! واولین قران هم در هند بصورت سنگی چاپ شد. اما همه اینها فقط یک رشته از چاپ است. شاید اهمیت ان خارج کردن موضوع امنیتی، از چاپ بود. یعنی علاوه بر طراحان اوراق، نقشهای پارچه و مساجد و کتیبه ها، مردم هم قادر شدند که چاپ کنند. یعنی نهضت چاپ در اروپا، خروج موضوع چاپ از خواص است. و همین امر باعث اقبال مردمی به چاپ شد. و امپراتوری چاپ را بوجود آورد. این امپراتوری تا قبل از انقلاب اسلامی ادامه داشت. انقلاب اسلامی نوار یا سی دی را جایگزین چاپ اعلامیه نمود. در غرب نیز به اهمیت غیر مکتوب پی برده ، در نقش شبکه های رادیویی و تلویزیونی تاکید کردند. لذا هالیوود جای انتشارات فرانکلین را گرفت. تا جاییکه امروزه هیچ کشوری، در زمینه چاپ سرمایه گذاری نمی کند. و ایران توانسته در این خلا مالی، بزرگترین امپراتوری چاپ و انتشارات را پایش کند. کافی است بدانیم که بیشترین کتاب ها، کارهای چاپی ایران، در خارج از کشور انجام می شود. یعنی همه چاپخانه های دنیا، برای ایران کار می کنند. نمایشگاههای چاپ فقط با قصد: جلب توجه ایران بپا می شود. و باصطلاح چاپخانه داران داخلی، نفس آنها را بریده اند. آخرین دستاورد های چاپی انان، در مرحله اول برای ایران است. دلیل انهم این است که تابحال، نمایشگاه چاپ ایران با چند سال سابقه، اصلا واحد بین المللی ندارد. زیرا می ترسند راه باز شود! باز هم بیشتر نفسشان به شماره بیافتد. در حالیکه در ایران، از گرانی کاغذ و چاپ و کتاب صحبت می کنند! عین همان کتابها با هزینه حمل از خارج، ارزانتر به دست مشتری می رسد. و این نشان می دهد که چاپخانه های خارج، راکد تر شده اند و: چشمشان به تولیدات ایرانی هست. مقداری که پول یا اوراق بهادار ایران، بصورت تقلبی چاپ می شود حتی دلار امریکا هم به گردش نمی رسد.
إمبراطوریة الطباعة
یعود تاریخ صناعة الطباعة فی إیران إلى أکثر من آلاف السنین. لکن الغرب أسدل علیها الستار لیکشف لنا عن تاریخها الذی یمتد لمائة عام. ووجود ثلاثین ألف نقش بنفس الحجم، وبکتابات متطابقة، یعطی نفس معنى الطباعة. وإذا فعل جوتنبرج نفس الشیء بشکل غیر کامل، فقد سمی ذلک اختراع الطباعة. وحتى لو لم نقبل الطباعة على الحجر، فقد بدأت الطباعة الورقیة أیضًا فی مصر والصین. هل تعتقد أن الأوراق النقدیة کانت مکتوبة واحدة تلو الأخرى فی الصین القدیمة؟ أو فی إیران عندما ضربت العملات المعدنیة وکانت جمیعها بنفس الشکل: نفس الشیء لا یعتبر طبعة أوراق مالیة أو أوراق مالیة؟ هل تعتقد أنه بالنسبة لإمبراطوریة داریوس الکبیر وکورش، کان سک العملات المعدنیة یتم یدویًا وبشکل فردی؟ ما فعله جوتنبرج، حتى سلیمان النبی قد فعله بالفعل. والخاتم أو الختم وجوهرته مثال لطباعة الجراد. هل کانت بیوت تشابار فی إیران تکتب الرسائل شفهیاً؟ أول عملة إیرانیة عام 503 قبل المیلاد والتی کانت تسمى دریک هل تم قطفها بعود الأسنان؟ ونحت فیها شکل الرامی؟ ویجب أن نعلم أنه حتى لمنع الاحتیال، بالإضافة إلى الدور المتکامل فی تداول ملایین الأرقام! واستخدموا حسابات جعفر والإسطرلاب وحسابات الکمبیوتر العملاق. مثلاً یقولون إن الشیخ البهائی أراد أن یکتب صیغة وینقشها على باب بلاط الإمام الرضا حتى لا یدخل المذنبون! نفس الشیء یسمى کلمة المرور الیوم، ولا یمکن للأشخاص غیر المصرح لهم الدخول. بعد کل شیء، لیس لدینا تاریخ فی طباعة الأقمشة أقل من طباعة الورق والحجر. تتکرر أنماط الزهرة والکشمیر على الأقمشة. إنه نفس الشیء حتى فی السجاد والبلاط. والسبب هو أن المصمم الرئیسی رسم دورًا واحدًا فقط. أما الباقی فیصنع على شکل حجر أو قالب خشبی، وبعد صبغه بالطلاء یتم نقشه على القماش أو الحائط. هل توجد طباعة الکشمیر فی أصفهان تعود إلى العصر الصفوی؟ ألم یکن قبل جوتنبرج؟ ویمکننا أن نقول: إن الطباعة الحجریة بدأت مع جوتنبرج الذی طبع أول کتاب مقدس. ثم ذهب إلى الهند! وأول قرآن طبع بالحجر فی الهند. لکن کل هذا مجرد سلسلة من المطبوعات. ربما کان من المهم إزالة المشکلة الأمنیة من الطباعة. أی أنه بالإضافة إلى مصممی الأوراق وأنماط القماش والمساجد والنقوش، کان الناس أیضًا قادرین على الطباعة. أی أن حرکة الطباعة فی أوروبا هی خروج موضوع الطباعة عن الخصائص. وهذا ما أثار اهتمام الناس بالطباعة. وأنشأت إمبراطوریة الطباعة. واستمرت هذه الإمبراطوریة حتى الثورة الإسلامیة. استبدلت الثورة الإسلامیة الشریط أو القرص المضغوط بطباعة المنشورات. وفی الغرب، أدرکوا أیضًا أهمیة ما هو غیر مکتوب، وشددوا على دور شبکات الإذاعة والتلفزیون. لذلک، أخذت هولیوود مکان منشورات فرانکلین. حتى الیوم، لا یوجد بلد یستثمر فی الطباعة. وتمکنت إیران من مراقبة أکبر إمبراطوریة للطباعة والنشر فی ظل هذا الفراغ المالی. ویکفی أن نعرف أن معظم الکتب والمطبوعات الإیرانیة تتم فی الخارج. وهذا یعنی أن جمیع دور الطباعة فی العالم تعمل لصالح إیران. تقام المعارض المطبوعة فقط بهدف جذب انتباه إیران. وقد قطعت ما یسمى بالطابعات المحلیة أنفاسها. أحدث إنجازاتهم المطبوعة هی فی المرحلة الأولى لإیران. والسبب الآخر هو أنه حتى الآن، لا یوجد لدى معرض الطباعة الإیرانی وحدة دولیة على الإطلاق. لأنهم خائفون من أن یُفتح الطریق! مرة أخرى، سوف یقع المزید من أنفاسهم على الرقم. بینما فی إیران یتحدثون عن ارتفاع أسعار الورق والطباعة والکتب! وتصل نفس الکتب إلى العمیل بسعر أرخص مع تکلفة الشحن من الخارج. وهذا یدل على أن المطابع الأجنبیة أصبحت أکثر رکوداً وأعینها تتجه نحو المنتجات الإیرانیة. حجم الأموال أو الأوراق المالیة الإیرانیة التی یتم طباعتها بطریقة مزورة، حتى الدولار الأمریکی لا یتم تداوله.
سلاح ، خمیر بازی هست که خدا به انسان داد. و اکنون موقع جمع کردن خمیر بازی است! لذا حشد الشعبی باید: بجای انفجارات، آنها را تک بزند! و یمن بجای بمباران کشتی ها، انها را سالم مصادره کند. همه کشتی ها و ناو ها و تانکها، سالم بمانند! زیرا خداوند با نابودگری مخالف است. باید همه آنها به کشتی های گردشگری، هواپیمای توریستی و ابزار موزه ای تبدیل شوند. همه سلاح ها فقط باید در دست ایرانی ها باشد، تا زیر نظر صاحب الزمان عج،و نایب برحقش، مانع تولید ان بوسیله دیگران شود. و قدرت مخصوص خدا باشد(ولله الامر) این امر هم از نظر مادی به نفع جهان است و هم از نظر اسلامی و دینی. در قران می خوانیم که خداوند زره سازی را به حضرت داوود یاد داد! و آهن را در دستهای او (مانند خمیر)نرم کرد( والنا له الحدید). و به سلیمان ذوب آهن را آموزش داد(عین القطر) حتی غواصی به زیر دریا، و پرواز به اسمانها را هم انجام داد. اما همین حضرت سلیمان در حالیکه ناظر: همه فعالیت های عمرانی و صنایع نظامی بود، بر بالای بلندی تا سه روز، جسد بی جانش خشک شد. همه کارکنان با سرعت تمام کار می کردند! و تصور می کردند نظاره او جدی است. تا خداوند موریانه ای را مامور کرد: پای عصای او را بخورد و جسد خشک شده اش، بر زمین بیافتد! با رفتن او، همه این امکانات به دست شیاطین افتاد. و تا امروز، شیاطین جن و انس از آنها استفاده می کنند. و در قرن بیست و یکم! و عضر فضا و اتم و هوش مصنوعی! که صهیونیزم وارث آن بود، فقط یک علت داشت: به دنبال جسد حضرت سلیمان بودند، تا در کنار او شاید به رموز بیشتری دست پیدا کنند. لذا صهیونیزم بالاترین قدرت نظامی را، چه بصورت مستقیم در داخل سرزمین های اشغالی، و چه بصورت غیر مستقیم و نیابتی در پنتاگون، ام آی سیکس و حتی ساواک ایران، ایجاد کرد. براساس اسناد تاریخی، بمب اتم را هم صهیونیست ها ساختند. لذا باید این سلاح و علم ان، از دست صهیونیزم خارج شود(ایران ، پنتاگون را از محل مطالبات خود بخرد، تا جنگ، رایگان پایان یابد) حضرت مولانا چه خوب گفته: تیغ دادن در کف زنگی مست ** به که آید علم ناکس را به دست. یعنی این سلاح های کشتار جمعی، اگر در دست ایرانیان باشد بهتر است: که علم آن نزد صهیون باشد. زیرا زنگی به معنی ایرانی است(یا زنگی، زنگی باش یا رومی رومی)، زن و زندگی هم از همین کلمه مشتق شده است. سعدی هم می گوید: تیغ بران گربه دستت داد چرخ روزگار، هرچه خواهی ببر، اما نبر نان کسی. یعنی ایرانیان در طول تاریخ ثابت کرده اند که: اگر تیغ بران هم در دست داشته باشند، مست هم باشند، باز نان کسی را نمی برند، چه رسد به جانش. اکنون نیز جهان شاهد دوقطب بزرگ اسلحه سازی،بکار گیری، اسلحه هست: کل کارخانجات صهیونیستی در امریکا، اسرائیل، فرانسه و انگلیس! یک طرف، پهباد و موشک ایرانی در طرف دیگر. و در طوفان الاقصی ثابت شد که: پهباد و موشک ایرانی، از تمامی سلاح های صهیونیستی کار امد تر است(یکی مرد جنگی ، به از صد هزار.)نتیجه آنهم این است که کلیه کارخانجات جنگی بی پول شده! به حال تعطیل در امدند. آمریکا که با بدهی نجومی، سعی می کرد به اسرائیل وام بدهد، ناچار پنتاگون را به فروش گذاشت. اسرائیل هم با روزی 7میلیارد دلار بدهی، تا مدتی از چین و ترکیه برای زنده ماندن،قرض میکند. لذا زمینه برای انتقال تکنولوژی جنگ، به ایران فراهم است. این سلاح ها در دست ایرانی باشد به کسی اسیب نمی رسد. و اگر هم کسی اسیب ببیند، برای خلع سلاح است. ایران میتواند بجای اموال بلوکه شده خود، کارخانجات و تمام سلاح ها را بخرد. کشورهای اسرائیل و فرانسه و امریکا را، به مناطق موزه ای و گردشگری تبدیل و: کلیه سلاح های جنگی ناکار امد را هم، به وسایل صنعت گردشگری اختصاص دهد. مهمترین هدف گردشگری جهان هم: حج خانه خدا و زیارت قدس و کربلا قرار دارد.(سیرو فی الارض و ابتغوا من فضل الله)
آمریکا و اروپا و اسرائیل و سازمان ملل متحد، یکجا به زباله دان تاریخ فرستاده شدند. با قبول ادامه آتش بس، حق وتو آنها باطل شد. و لذا طوفان الاقصی یک باطل السحر بزرگ بود. از سال 1947تا کنون پیروزمندان جنگ دوم جهانی، برای خود برتری جویی کرده، حق وتو را تصویب کردند. و با این حق وتو اسرائیل را از حذف شدن مانع شدند. به وسیله همین جرثومه کثیف، قرن بیستم و بیست و یکم مالامال از جنگ و درگیری بود. مسلمان کشی یک رویه معمول شده بود. با اینکه اسرائیل رژیم تروریستی بود، ولی مسلمانها را تروریست اعلام می کردند، تا راحت تر بکشند. با اینکه اسرائیل غاصب بود :با زور تفنگ و ترور فلسطین را اشغال کرد، ولی تبلیغ می کردند که اسلام دین شمشیر است! تا هیچکس قدرت دفاع از اسلام را نداشته باشد. با اینکه خودشان در فکر نابودی بشر بودند: هر نوع وسیله ای را امتحان می کردند. ولی مسلمانها را نابود گر معرفی می کردند. جنگ رسانه ای آنقدر تیز بود که هر نوع :حرکت مسلمانان را قبل از انجام محکوم می کرد. هیچ اثاری از اسلام ار تخریب انان در امان نبود، ولی می گفتند که اسلام ضد اثار باستانی است. همه تاریخ جهان، همان تاریخ اسلام بود. ولی انها تاریخ بدون اسلام را تدریس می کردند. همه تئوری های علمی و آموزشی از ایران بود، اما آنها علوم و تحقیقات بدون ایران را حمایت می کردند. و مغز های ما را بسوی خود می خواندند. اما اکنون برعکس شده است، همه آنهاییکه به فرنگ رفته اند، سفیر امپراتوری اعظم ایران شده اند. و بزودی رئیس جمهوری همه کشورها، از ایرانی ها یا ایرانی تبارها خواهد بود. اکنون همه چیز برعکس می شود. همه ثروت آمریکا به ایران برمی گردد. زیرا فقط 4تریلیارد دلار ایرانی ها در امریکا سرمایه گذاری کرده اند. بلوکه کردن دارایی، نه از قدرت امریکا، بلکه از فقر و فلاکت است. اگر پولهای ایران را بدهند، باید به گدایی بروند. کار بجایی رسیده که اسرائیل، از امریکا وام گرفته! تا اموراتش را بگذراند. اگر پول ایران را داده بودند، که نمی توانست وام بدهد. لذا لابی ایرانی در امریکا تقویت شده، نتانیاهو دیگر حرفی برای گفتن ندارد. در طول تاریخ آمریکا، لابی ایران و لابی اسرائیل با هم رقابت داشته اند. ثروت آمریکا در دست یهودیان بود، ولی قدرت ان در دست ایرانیان. که آن را به حزب دموکرات، و جمهوری خواه نسبت می دادند. اما در واقع حزب جمهوریخواه، همان لابی صهیونیستها بود، و حزب دموکرات لابی ایرانی ها. به همین خاطر در موقع جمهوریخواهان، موضع آمریکا نسبت به ایران سخت می شد. و موقع دموکراتها به نفع ایران بود. از کندی گرفته تا کارتر و امروز، نفوذ ایرانی در ان مشخص بود. البته بعد از انقلاب، عده ای از ایرانیان به لابی صهیونیست ها پیوستند. و کفه آنها قوی تر شد. ولی کارتر در مقابل آنها ایستاد. آزادی بیانی که کارتر به شاه تجویز کرد، انقلاب ایران را پربار نمود. لذا صهیونیست ها تشکیلات خود را علنی کرده و آیپک را تاسیس کردند. هدف انها این بود که با هزینه های گزاف، کاندیدهای موردنظر خود را حمایت کنند :تا در ریاست جمهوری رای بیاورند. اما ثروت آنها به ثروت و قدرت ایرانیان نمی رسید. مردم ودادگاهها هم بیشتر با لابی ایران بودند. در زمان انتخاب الگور شاهد بودیم که: لابی ایرانی و صهیونیستی برابر بودند، ولی دادگاه به ضرر الگور رای داد. با ضربه ای که طوفان الاقصی بر پیکر صهیونیزم وارد کرد، لابی صهیونیست ها به گدایی افتادند. و ایرانی ها مالک اصلی امریکا شدند. لذا حق وتو زیرپا گذاشته شد! آنها هم قبول کردند. اما متاسفانه چین و ترکیه که شریک دزد، و رفیق قافله هستند، در این روند مانع ایجاد کردند. دستور صریح رهبر جهانی ایران، قطع شاهرگ های اقتصادی رژیم صهیونیستی بود. که این روند را به صفر نزدیک کند. ولی انها با افزایش صادرات خود به این رژیم، در مقابل ایران عمل کردند. اما این کار تاثیر ندارد. زیرا که آنها برای پول این کار را می کنند. ورژیم صهیونیستی هم پولی ندارد.