رایگان سازی برای مردم

رایگان سازی برای مردم

هسته خرما را دور نریزید آن را رد باغچه بکارید
رایگان سازی برای مردم

رایگان سازی برای مردم

هسته خرما را دور نریزید آن را رد باغچه بکارید

قَاتِلُوا الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَلَا یُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ

جهان به امپراتوری ایران رای داد
در ظاهر این ایرانی ها بودند که: رای می دادند. اما در عمل جهان در انتظار: این حرکت ایرانیان بود. همانطور که امام خامنه ای گفتند: چشم جهان به سوی ایران بود. و لحظات گزارش ها، در تب و تاب و جنبش می گذشت. تا اینکه این انتخابات پر شور به پایان رسید، و جهان به امپراتوری و بقای: ابر قدرتی او رای داد. این موضوع چنان مهم بود که بنده تصمیم گرفتم: بعنوان سومین نفر در آمریکا، کاندیدای ریاست جمهوری شده: دونفر دیگر یعنی ترامپ و بایدن را کنار بزنم. امیدوارم که در انتخابات آنجا، رای بیاورم در این صورت دبیرکل: سازمان ملل و اعضای شورای امنیت را عوض کرده، و نام اسرائیل را حذف خواهم کرد: اکنون مردم آمریکا در ایالت های مختلف، باید به من رای بدهند تا با رای قاطع: بتوانم انتقام شهید سلیمانی را بگیرم چون ایرانی ها طبق قانون کاپیتولاسیون، نمی توانند. حتی سپاه ایران هم(حاجی زاده) به دنبال این است که: از آمریکا این کار را انجام شود. زیرا طبق قانون کاپیتولاسیون، افراد آمریکایی هر جنایتی بکنند، ایران نمی تواند آنها را محاکمه و مجازات کند، و باید که دستگاههای آمریکایی: او را محاکمه و طبق قانون ایایلات مستقل آمریکا او را مجازات نمایند. این قانون در سال 1342 در زمان: حسنعلی منصور در مجلس تصویب شده، با اینکه او را ترور کردند، ولی تا کنون لغو نشده است. اصرار امام خمینی فقط باعث شد: مردم به خیابان ها بیایند، ولی مجلس ان را لغو نکرد. حتی بعد از پیروزی انقلاب هم، مجلس ها چنین کاری نکردند. و مانند سند 2030یا اف ای تی اف، فقط در شعار ها مخالفت شد ولی: در حال اجرا هست. و آمریکا همچنان میتواند: ایران را تحریم کند و لی، ایران نمی تواند شکایتی بکند. البته پیشنهاد من این است که مجلس جدید: اولین کاری که بکند، این قوانین را لغو کند. چون فقط مجلس می تواند. زیرا قوه قضاییه و مجریه، قانون مجلس را می شناسند. و لذا برای لغو اجرای 2030یا کاپیتولاسیون، آئین نامه هم دارند. هنوز با اینکه قانون جوانی جمعیت یا قانون حجاب، در مجلس هم تصویب شده، ولی قانون قبلی چون لغو نشده، هیچ تاثیری بر افزایش جمعیت ندارند. زیرا آنها کار خودشان را ادامه می دهند. لذا کوشش من در این 45سال، بجایی نرسید. البته من در سالهای دهه 60و هفتاد، به سیاست محدودیت جمعیت معترض بودم، ولی کسی حرف مرا گوش نمی کرد.  در روزنامه های مختلف: مقاله می نوشتم و خطرات آن را گوشزد می کردم، تا اینکه در دهه 90مسئولین به این خطرات پی بردند. ولی پی بردن آنها کافی نیست. من حتی با دکتر محمد بیگی مسئول کمیسیون جوانی جمعیت، صحبت کردم و گفتم تا آئین نامه های قبلی، لغو نشود امکان اجرای آئین نامه های جدید نیست. علاوه بر اینکه آئین نامه های جدید هم، نوشته نشده و بطور مشکوکیی مشمول مرور زمان هم شده است. در همه زمینه ها این طور است. زیرا حقوقدانان، اقتصاد دانان، و اغلب مسئولین ایران، تحصیلکرده آمریکا هستند. و بجز دستورات صندوق بین المللی پول، یا خزانه داری امریکا، چیز دیگری را قبول ندارند. حتی پولهای ایران را برای امریکا می فرستند: تا کسر بودجه آنها را تامین کنند. لذا معلوم شد که باید آمریکا اصلاح شود: تا ایران اصلاح شود. از این رو من تمام دوره های از آمریکا، کاندیدای ریاست جمهوری شدم. اولین بار زمانیکه امام خمینی (ره) فرمودند: کارتر باید برود بنده احساس مسئولیت کردم، و مانند محسن رضایی همه دوره ها، کاندیدا شدم. ولی متاسفانه رای مرا، دیگران نیاز داشتند. و من ناچار شدم ایثار نمایم. اما این دوره چون می دانند من می خواهم: ترامپ را اعدام کنم، گویا به من ویزا ندادند. و تاکنون موفق نشدم در: مناظرات شرکت کنم. از این رو اخطار می کنم که:اگر امریکا ویزای بنده را تایید نکند، و اقامت مرا تصویب نکند من دیگر کادیدا نخواهم شد. و این به ضرر آمریکا است. چون معلوم می شود آنطور که ادعا می کنند، انتخابات آزاد وجود ندارد. بلکه تبعیض نژادی وجود دارد. لذا راه دیگری را پیش خواهیم گرفت: و از مردم آمریکا می خواهم که کاخ سفید را اشغال، و به بی خانمان ها بدهند.

وَالشَّیَاطِینَ کُلَّ بَنَّاءٍ وَغَوَّاصٍ

رای به امپراتوری ایران
مردم ایران، به پای صندوقهای رای می روند تا: تایید چند باره بر امپراتوری شکر گزار ایرانی داشته باشند. آنها از خدا تشکر می کنند، از شهدا و رزمندگان و ایثارگران و مجریان، تشکر می کنند. امپراتوری ایرانی سابقه هزاران ساله دارد، هر موقع لازم بوده از روشهای معمول در جهان، برای ادامه حیات خود استفاده می کرده است: روزگاری نام پیشدادیان داشته است، یعنی قومی که برای عدالت،  آگاهی و رستگاری جهانیان پیش قدم بوده اند. جمشید جم  که تخت جمشید را بنا نهاد، نمی دانست که روزی پایتخت او: بنام کورش! ثبت خواهد شد. وی نیز امپراتور بزرگی بود که: خود را امپراتور ظالم نمی دانست. و با یک گوی جهان بین، دنیا را اداره می کرد. و برهیچ کسی ظلم روا نمی داشت.  برخی ها گفته اند پیشدادیان، همان فرزندان حضرت آدم بوده اند. زیرا وقتی فرزندان آدم ع به صد نفر رسید، دستور داد جشن سده برگزار کنند. و از آتش استفاده کرد: برای شادمانی، به همین جهت مخترع آتش را پیشدادیان گویند. و یا گفته می شود جمشید جم، همان حضرت سلیمان بود که بناهای فاخر در زمان او اتفاق افتاد(کل بنا و غواص) و همه بناها در فراماسونری واقعی او بودند. زیرا فراماسون به معنی سنگ کار، یا بنای سفت کار است :که البته با سوء استفاده از ان، بدنام شده است. همینطور بود افراد بعد از کورش! کورش کبیر و داریوش بزرگ، همه امپراتور شکر گزار بودند، ولی تاریخ نویسان، به تقلید از  یونانیان و رومیان، او را دیکتاتور می نامند. برخی از ایرانیان هم، یونان و رومی ها قدیم که عمدتا بربر بودندرا،امژراتوری نامیدند. حملات کورش برای تمدن سازی در اروپا را، لشکر کشی نابود گرانه می خواندند.  اما او شاخ شاخان بود و: البته نابودگر ظلم و ستم و سیاهی بود. زیرا یونان در عهد این دو امپراتور، به عنوان یکی از ساتراپ ها: یا استانهای ایران محسوب می شدند. ولی انان یاغیگری را دوست داشتند. حتی اعراب هم چشم طمع به این امپراتوری داشتند: و یاغیگری کردند. اما اردشیر بابکان: آنها را سرکوب و عربستان را تابع ایران ساخت. تا عصر ساسانی فرمانداران یمن و حجاز و یونان و روم، از ایران تعیین می شدند و: در کتیبه های کرمانشاه ثبت و ضبط شده است. در زمانی که توسعه اسلام آغاز شد: عمر معتقد بود باید با زور شمشیر: سرزمین ها را فتح کرد، لذا قادسیه را بوجود آورد. ولی حضرت علی ع در غیاب او: بدون شمشیر به یمن( در جنوب حجاز) و شمال ایران( از قفقاز تا مزار شریف) رفت و در همه جا، آبادانی(چشمه علی، آبعلی، ابیک، علی بلاغی) و آزادگی و اسلامیت را گستراند. برای جانشینی امپراتوری ساسانیان، هوشمندانه دو دختر یزد گرد سوم(آخرین پادشاه ساسانی) را به: عقد دو پسران خود(امام حسین ع و محمد حنفیه) در اورد، تا به این ترتیب امپراتوری ساسانی را، به امپراتوری علوی منتقل کند. فرزندان امام سجاد که مادربزرگشان ایرانی بود، ایران را سرزمین مادری نامیدند. و در گوشه گوشه آن، حاکمیت علوی را محافظت کردند. وجود 11هزار امامزاده در ایران، ادامه امپراتوری شکر گزار علوی را، اثبات می کند که تا امروز ادامه یافته:  خط مستقیمی از نسل های پیوسته (صراط المستقیم) از حضرت آدم تا خاتم، و از خاتم تا قائم عج، ترسیم نموده اند. اینها کوشش عمیقی کردند: تا همه دنیا با فرهنگ شیعه، و امام حسین ع اشنا کنند. زیرا وقتی امام قائم ظهور کند، خود را فرزند سیدالشهدا معرفی می کند. و نباید هیچ کسی در دنیا، بی اطلاع از این موضوع باقی بماند. و یا هنگام شنیدن پیام ظهور امام زمان، از خود بپرسد: اوچه می گوید؟ چرا به زبان قرانی صحبت می کند؟ لذا فرزندان امپراتوری ایران در گوگل، هوش مصنوعی ترجمه به 150زبان را ساخته اند، و ماهین نیوز آن را به کار برده : تا تمامی دنیا با معارف شیعه اشنا شوند. هیچ کس بهانه ای نداشته باشد: که معارف اسلام را نشنیده و: یا عربی نمی داند که سخنان امام قائم را؛ متوجه  شود! اکنون نیز با رای دادن به خبرگان رهبری، و نمایندگان مجلس، از انها می خواهند که پاسدار: این رسم شیرین امپراتوری شکر گزار باشند.و فریب مدعیان دروغین امپراتوری، و تبلیغات دشمنان را نخورند.

یَرْتَعْ وَیَلْعَبْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ

تئوری کودکیاری

نداشتن تئوری در همه رشته های علوم در ایران، باعث پراکنده کاری شده و نتیجه ای: جز فرار مغزها و نا امیدی نخبگان، در پی ندارد. البته برخی با رفو کردن تئوری های غربی، سعی دارند مثلا آن را بومی سازی کنند. ولی این کار مثل این است که: با کلید همسایه بخواهیم قفل خانه :خود را باز کنیم! یا باید کلید همسایه را نا کارآمد کنیم! و یا بی هدف آن را، در اطراف قفل بچرخانیم. اما تئوری های بومی میتواند: به امید افرینی، کار افرینی و شادی زیستن کمک کند. زیرا تئوری اصلی ایران: امپراتوری هست: یعنی ایران امپراتوری بوده! هست و خواهد بود. لذا همه اعمال ما در این چارچوب معنی پیدا می کند: ما رای می دهیم به ایجاد: یک امپراتوری یا تقویت آن. ما برنامه می دهیم، سازندگی و ابادانی می کنیم: برای یک امپراتوری شکر گزار. چرا که خداوند انسان را امپراتور می خواهد! کودک ما باید با نام امپراتوری، کام خود را باز کند. و جز امپراتوری چیزی نگوید، و چیزی نشنود. خداوند فلسفه وجودی بشر را :جانشینی خود معرفی کرده است. انسان نه رئیس یک خانواده، نه حتی رئیس یک اداره، بلکه رئیس کل جهان است! خداوند جهان را بخاطر انسان افریده. ولی ما مثل کودکی که به یک شکلات راضی می شود، تمام کرامت خود را، به یک جیفه دنیایی می فروشیم. و شاید هم خود را تحقیر می کنیم :تا چنین مقامی را باور نکنیم، یا از ان خوشحال نشویم. امپراتوری یعنی بالاترین قدرت. ابر قدرت یکتا، و خدا چنین انتظاری از انسان دارد: تا خود را بشناسد و بداند که: خدا به او چه مقامی داده است. طبیعتا امپراتوری مورد انتظار خدا، یک امپراتوری یاغی و ظالم نیست. بلکه قدرتی شکرگزار است: زیرا با شکر گزاری، خداوند قدرت انسان را افزایش می دهد. کودک ما باید با این مفاهیم آشنا شود و: به انها خو کند و با آنها خوشحال باشد. تئوری کودکیاری در اسلام هم تعریف شده!  قبل از اینکه تمدن 50ساله! غربی برایمان تئوری سازی کند، در 14قرن قبل پیامبر و امام علی زحمت آن را کشیده اند: مثلا فرموده اند: کودک در 7سال اول فرمانده هست:هر دستوری می دهد باید اجرا شود! اگر داد می زند و غذا می خواهد، باید بدون دستمزد،به او غذا داد.( دع یرتع و یلعب) در هفت سال دوم برعکس! فرمانبر است. یعنی قبل از شما، آماده می شود برای بیرون رفتن! غذا خوردن و..فرویدی ها که کودک را در یک حالت می بینند،  دچار اشتباه تربیتی می شوند. می فرمایند: 7سال سوم مشاور است: یعنی امپراتوری را فرامی گیرد. زیرا مشاور اعظم امپراتوری: بزرگتر خود یعنی پدر قرار می گیرد. پدر خدای روی زمین است(خلیفت الله فی الارض) چه برای همسر یا فرزندان. لذا فرزندان او را خدا و: روزی رسان خود می بینند. یک پشتوانه محکم! ولی متاسفانه تربیت نا اهلان، آن را بیرنگ کرده و موقعی که: انسان پدر خود را از دست می دهد، تازه می فهمد چه پناهگاه عظیمی را از دست داده است. لذا استقلال واقعی یا جوانی (سنی) از 21 سالگی باید آغاز شود: نه از 15یا 18 سالگی. از این رو یک پیوستگی دائمی بین نسل ها باقی می ماند.  شاهد گسستگی بین نسلی نخواهیم بود. وقتی که پدر به فرزندی می گوید: برو از خانه بیرون! در واقع روحیه او را در خلا رها می کند. او قبل از 21 سالگی نباید: چنین حرفی بشنود. اعتماد به نفس خود را از دست داده، دائم خود را معلق در خلا می بیند. و فکر می کند کسی او را دوست ندارد، لذا دست به خودکشی می زند. چون امید او به پدر و مادر است. و هنگامیکه حرف جدایی ولو: به شوخی پیش می اید هر دو افسرده میشوند. پدر و مادر حس می کنند: دیگر مفید نیستند، و برای کودک خود کاری نمی توانند بکنند، و فرزند تصور می کند(حتی اگر ازدواج کرده، خانواده داشته باشد) دیگر کسی او را دوست ندارد. ورها شده در فضای نا امن است. بنا براین تئوری کودکیاری در اسلام، حمایت کامل: پدر و مادر از فرزندان است: تا 21 سالگی. یعنی همسر اختیار کردن هم، با حمایت پدر و مادر باید باشد، نه اینکه بگویند: برو خانه بخر وخودت را اداره کن.

کنتم امت وسطا

نیاز جهانی به مدیریت ایرانی
همه جهان امروز، به مدیریت ایرانی نیاز خود را اعلام نموده اند. و براساس تحقیقات میدانی، ثابت شده که ایرانیان در تمام کارهای محوله، از سوی آمریکا و اروپا و قاره های دیگر، موفق ترین مدیران بوده اند. تا درجات فوق العاده بالای مدیریت، ارتقا پیدا کرده اند. شرکت های مهم آمریکایی و اروپایی، بالاترین دستمزدها را به مدیران ایرانی می دهند. و نیاز رفاهی و مالی انان را، در شرایط حداکثری تعیین و :حتی به آنان ویزا و اقامت رایگان می دهند، تا بعنوان مدیر مستقر در آن کشورها، مشغول به کار شوند. بطوریکه ایران از نظر صادرات: نیروی انسانی متخصص و مخصوصا مدیریت، در رتبه اول جهان قرار دارد. در داخل نیز همه دانشجویان و نیروی کار، خود را برای مدیریت در یکی از: کشورهای خارجی آماده می کنند. در سطح کلان نیز، ایران کار های غیر مدیریتی مانند: خدمات پسماند یا امور کارگری را، به اتباع همسایه ها واگذار می کند. و خود مشغول به مدیریت جهانی هست. مثلا افغانها در ایران، که بیش از 5میلیون نفر هستند، همگی در کار ساختمانی و عمرانی، به خدمات خود ادامه می دهند و از این رو باری از دوش ایرانیان برمی دارند. پاکستانی ها در کار کشاورزی،  به کمک ایران آمده اند بطوریکه :اغلب برنج خوراکی ایرانی را: هندی و پاکستانی تشکیل می دهد. عراقی ها و خط مقاومت، به مبانی فقهی و حوزوی: ایران کمک می کنند. و چین بیشترین نیروی خدماتی ترابری را انجام می دهد. آمار ها نشان می دهد که در ایران، رشته مدیریت از نظر کمی و کیفی، به بالاترین درجه رشد خود رسیده: در حالیکه بقیه رشته ها به دانشجویان خارجی واگذار شده است: براساس تحقیقات انجام شده، از منابع سازمان سنجش کشور، رشته مدیریت در قبل از انقلاب، فقط بازرگانی بوده ولی بعد از انقلاب، شاخه ها و میان رشته های فراوانی به خود گرفته: مانند مدیریت صنعتی، مدیریت دولتی تا مدیریت پسماند. که حدود 50میان رشته ای را شامل می شود. براساس این تحقیق، تورم دانشجوی مدیریت نیز به 50برابر رسیده: بطوریکه گفته شده:افزایش ظرفیت پذیرش مدیریت، به دو برابر 5رشته فلسفه، علوم اجتماعی،تاریخ، زبانشناسی و اقتصاد رسیده است. یعنی هماهنگی کاملی بین پذیرندگان، و دانشجویان بوجود آمده: هم دانشجویان اقبال بیشتری: به مدیریت نشان داده اند، و هم دولت ظرفیت پذیرش مدیریت: و رشته های فرعی ان را افزایش داده است. در تمام سالهای اخیر، 50درصد پذیرفته شدگان: رشته های دیگر هم در روند تحصیلی خود، بسوی رسته مدیریت گرایش پیدا کرده اند یعنی اگر در دوران لیسانس و کارشناسی و کنکور، در رشته های ریاضی و فنی و مهندسی و پزشکی قبول شده اند، در دوره های ارشد و دکتری و حتی پسا دکترا، به مدیریت روی اورده اند. و عملا هم در پست های مدیریتی مشغول به کار شده اند. لذا این روند ثابت می کند: علت بیکاری فارغ التحصیلان هم، تغییر ذائقه کاری انان :به سمت مدیریت است. یعنی دوست ندارند زیر دست: کسان دیگری باشند، بلکه خودشان کسب و کار مدیریتی داشته باشند. از این رو :رشد شرکتهای مستقل و دانش بنیان، با شتاب بالایی همراه بوده است. اغلب انها هم سکوی پرش به سوی : مدیریت جهانی محسوب می شوند. یعنی براثر تورم مدیریتی در ایران، آنها با ورود به شرکتهای دانش بنیان ، دوره کوتاه مدت مدیریت جهانی را، تجربه کرده و با کسب ارتباطات لازم، آماده اعزام به یکی از کشورها می شوند. (که البته برخی ها آن را فرار مغزها عنوان می کنند). در حالیکه این امر نشان می دهد: تورم نیروی متخصص و نخبه، در ایران بقدری زیاد است که به ان: تعبیر (بی توجهی) می گویند. یعنی نخبگان در ایران مانند: آثار باستانی آنقدر زیاد هستند، که گاهی  رسیدگی به آنان، در صف های طولانی است. توفیقات مدیران ایرانی در جهان هم، به حدی است که تقاضا برای مدیر ایرانی، به بالاترین نیاز انها تبدیل شده است. مثلا کشوری مثل آمریکا، با اینکه 22تریلیون دلار بدهکار و: هرسال با کسربودجه مواجه هست، اما بالاترین دستمزدها را به ایرانی ها می پردازد.

وقاتلوا ائمه الکفر

اقتصاد جنگ غزه
در یک جمله میتوان گفت: جنگ غزه، وظیفه انتقال دارایی های غربی، به ایران را بعهده دارد. همانطور که در جنگ عراق 7تریلیون دلار: از امریکا به ایران منتقل شد. زیرا امریکا درعراق هرچه هزینه کرده، ایران با بیرون کردن آمریکا از عراق، همه را تصاحب نموده است. بعبارت دیگر انتقال معکوس صورت گرفته است: مثلا امریکا به سربازان خود، حقوق می داد یا برای عراق، امکانات لجستیک می فرستاد. و آنها همه را در عراق هزینه می کردند. یا بخشی از دارایی های عراق می شد. فرضا پادگانهایی که درست کرده اند. طبیعتا از نیروهای عراقی استفاده کرده، و به آنها دستمزد می دادند. و عراقی ها دستمزد خود را در اربعین، خرج ایرانی ها می کردند. این روند تراوایی یا همان تروآیی! بعد از پیروزی انقلاب آغاز شد: آمریکا نفت رایگان از ایران می برد. ولذا بسیار ثروتمند شده بود. و به این پولها عادت کرده و بر روی ان برنامه داشت. وقتی انقلاب اسلامی شد، روند معکوس شد: یعنی ایران نفت به آمریکا نداد. آمریکا هم ایران را تحریم کرد. لذا شرکت های امریکایی مجبور شدند: خودشان روابط سرمایه گذاری و بازار یابی را ادامه دهند. به همین خاطر کالاهای آمریکایی، به قیمت ارزان به ایرانیان داده می شد: تا مشتری از دست نرود که نمونه آن کمپانی! اخیر بود که اپل 70میلیونی را 20میلیون می داد. از ان طرف هم دولت آمریکا، که بی پول شده بود، ناچار به دارایی های ایران: چنگ انداخته آن را غارت می کرد، یا بقول خودش بلوکه می کرد. ولی این بلوکه کردن هم طبق قانون تراوایی اقتصادی، نشت پیدا می کرد و به داخل ایران برمی گشت: مثلا از این پول ناچار بودند: مبالغ هنگفتی به ایرانیان ضدانقلاب، برای براندازی بدهند، آنها هم دلارها را به داخل ایران، برای عوامل خود می فرستادند. عوامل هم در ایران خرج می کردند. اکنون نیز غزه به همین شکل است: از یکسو تمام اهدایی های غربی، سوخته می شوند. زیرا بمباران غزه عمدتا :در جاهایی صورت می گیرد که: نقشه و طرح آن توسط محمود عباس بوده، که به آسانی در اختیار اسرائیل قرار می دهد. یعنی پاکسازی اموالی حرام! و بجای ان شهرک های صهیونیست نشین، تخلیه و در اختیار غزه قرار می گیرد. اغلب شهرک نشین ها یهودی، یا فرار کرده و یا به جاهای دیگر منتقل شده اند. و تا دوبرابر شهرک ها، در تیررس غزه هست و خالی از سکنه می باشد. از سوی دیگر یمن هم با هماهنگی کامل، تمام کشتی ها و داراییهای ان را مصادره می کنند. مانده کشتی هم متعلق به مقاومت می شود. همه اینها یعنی که ایران، نه تنها نیروهای نیابتی برای جنگ دارد. بلکه برای اقتصاد هم دارد. آنها بدون نیاز به دستور ایران، در جهت انتقال داراییهای بیشتر اقدام می کنند. هر روز که می گذرد، هزینه جنگ غزه برای امریکا و اسرائیل، بالاتر می رود. و همه می دانند که این هزینه ها به جیب: مقاومت می رود. چه بصورت نقدی که به مزدوران،سربازان خود می دهند و: چه بصورت کشتی یا تانک و نفر بر، که هر روز شکار می شوند. و این روند تا جایی ادامه خواهد یافت :که کلیه دارایی های غربی در اسرائیل و آمریکا تمام شود. همانطور که در اروپا تمام شده. یعنی اروپا ماند زمان بعد از جنگ دوم جهانی، فقیر و بیچاره شده است. زیرا اگر داشت باز هم: به اسرائیل کمک می کرد. پس میتوان گفت کمک به اسرائیل، نقطه پایان ثروت دولت آمریکایی ها است. هنگامیکه دارایی آمریکا هم مثل اروپایی ها، تمام شود مرگ اسرائیل هم فرا می رسد. چون بدون کمک آمریکا، وجود نخواهد داشت. تنها راه نفس کشیدن آمریکایی ها، امید به اجرای برجام ، اف ای تی اف و کاپیتولاسیون است. زیرا هنوز میتوانند به این بهانه ها، ایران را تلکه کنند. و اموال ایران را مصادره و: برای اسرائیل بفرستند. همانطور که به بهانه 11سپتامبر، تمام غرامت خانواده ها و شرکت ها را، از پول ایران برداشت کردند. البته به انها هم ندادند! لذا حقوق دانان ایرانی، اگر وجدان داشته باشند، کاپیتولاسیون یا برجام و سند 2030و اف ای تی اف را دور میریزند یا دورمی زنند.