به دست هر کسی که برسد
این نامه هدایت است که: به دست تو می رسد! و به 26زبان مختلف تر جمه شده! و میتواند به وسیله تو اضافه تر شود، تا به دست همه برسد! از 8میلیارد بشر موجود و آیندگان، هیچکس نباید جا بماند. زیرا قطار انقلاب اسلامی، برای همه جا دارد: تا همه صدای وحی را بشنوند، که در روز قیامت، عذری از آنها پذیرفته نخواهد شد. بدانید که ما، خودمان را خلق نکردیم. بلکه یک قادر متعال، با هوش و بافضیلت، ما را طراحی و ساخته است. او همچنین مواظب ما هست! و هر کاری انجام می دهیم، می بیند. و ما را هدایت می کند: تا براثر رفتار اشتباه، خود را از بین نبریم. او محافظ ماست. و برای هدایت ما، انبیا را فرستاده و با هر کدام معجزه ای همراه کرده است. آخرین آن پیامبر اسلام، حضرت محمد ص است: که قران معجزه او ست و تا به امروز به دست ما رسیده است. قران کتاب جامعی هست که: زبان و خط را به ما یاد می دهد. ما باید با همان خط بخوانیم و بنویسیم، تا مورد رضایت خداوند باشد. و به زبان و خط مشترکی برسیم. کلیه معارف زندگی را در آن نوشته است. و برای تفسیر ابعاد این معارف، علاوه بر پیامبر جانشینانی برای او: قرار داده که برحسب زمان، و موقعیت هرکسی، آنها را راهنمایی کند. 13نفر از اینها معصوم بودند. یعنی همه رفتار و گفتار و نوشتار انها، مطابق استاندارد قرانی بوده، و هیج انحراف از استاندارد نداشته اند. اما بقیه با یک درجه تخفیف، بالاترین معصومیت نسبت به دیگران، رهبری را بعهده می گیرند. که نایب امام زمان هستند. و فیوضات ایشان را، به همه مردم جهان می رسانند. لذا همه بشر باید خود را، به این سازمان متصل کنند. نامهای گوناگون، را کنار بگذارند. و در دل خود، مطیع حدا و رسول و ائمه و ولایت فقیه باشند. چرا که غیر از اینها، ساخته پرداخته دست بشر است. و ما را به جایی نمی برد. فقط از ما یک برده ای می سازد که: برای ارباب خودش کار کند. مثلا در نظام سرمایه داری، همه کارگرند! و برای سرمایه دار کار می کنند. دستمزدی که دریافت می کنند، بخور و نمیر است: تا زنده بمانند و به استثمار خود ادامه دهند. اما در قران، همه آدم ها، یک امپراتورند. زیرا جانشین خدا، بر روی زمین هستند. زمین و زمان و تاریخ، همه برای انسان آفریده شده است. خلقت خداوند محدود نیست: و برای ادامه بیشتر ان، به انسان قدرت خلاقیت هم داده است. تا او نیز به توسعه و تکامل و رشد، مشغول باشد. همه باید بدانند که خداوند قادر متعال، همیشه همراه آنها هست. حتی زبان تکلم هم، با هدایت ایشان است. مخالفت انسانها با خدا، نیز مخلوق خداوند است! زیرا هیچ چیزی خارج از حیطه نظارت او نیست. و علت اینهمه نام گذاری ها، دوست داشتن بهتر خدا هست. کسی که مشرک هست، یا با خدا قهر است، نه اینکه او را قبول ندارد. بلکه به او اعتراض می کند: مانند یهودیان که اعتراض کردند: گفتند چرا پیامبر از نسل اسحق نیست؟ و از نسل اسماعیل است. یا کفار قریش اعتراض داشتند: چرا خداوند یک بچه یتیم را، پیامبر کرد. و سران قریش را قابل ندانست. من و شما هم اعتراض می کنیم: اگر دستم رسد بر چرخ گردون، از او پرسم که این چون است و آن چون، یکی را میدهی صد ناز و نعمت! یکی را نان جو آلوده در خون. ببینید شاعران ما، راه رفتنشان شعر است. و چه خوب خودخواهی ما را برملا می کنند. آنها، همه انحرافات بشری را، زاییده ناشکری می دانند. یعنی هرکس کافر و بت پرست و کمونیست و سرمایه دار شده! فقط یک دلیل داشته: به قسمت کردن خدا نسبت به خودش! اعتراض داشته. مثل الان مردم ایران که: همگی، از گرانی خوشحالند! ولی تا موقعی که مربوط: به خودشان شوند. مشکلات اقتصادی مردم هم، از همین جا است: دوست دارند هرچه خودشان دارند، گران شود! ولی آنچه دیگران دارند، ارزان شود. فقط به این دلیل که همه را بخرند، و دیگران هیچ نداشته باشند. و این نهایت رذالت است. پس اگر خود را از این رذالت برهانیم، به قسمت خداوند راضی باشیم. هیچ مشکلی بوجود نخواهد آمد.
قطعنامه پایانی22بهمن
مردم جهان! فردا روز 22بهمن است، و باید که به خیابان ها بیایید. و بعد از راهپیمایی قطعنامه ای را بخوانید که: در ان از سازمان ملل متحد درخواست شود: تا نام اسرائیل را حذف کند. برای این منظور، همه ابعاد امروز آموزش داده می شود: همه مردم دنیا از بزرگ و کوچک در راتش 8میلیاردی: بسیج جهانی عضو هستند. چون از یک پدر و مادر هستند، و همه از حقوق مساوی برخوردارند. اینها اعضای عادی هستند. اما میتوانند به اعضای فعال بسیج تبدیل شوند: قدم اول خودسازی و قدم دوم دیگر سازی است. خودسازی یعنی اینکه آنقدر مطالعه کنند، که هیچ سوالی در ذهن شان باقی نماند. طبیعتا تنها منبعی که میتواند: به همه سوالهای انها پاسخ دهد. فقط منابع شیعه هست یعنی: قران، سنت، اجماع و عقل. لذا تنها بایک سوال شما خداپرست شده و: سوال دیگر شیعه!سوال اول اینکه ایا ما، خودمان را بوجود آورده ایم؟ یا کس دیگری؟(توحید) سوال دوم این است: کسی که ما را بوجود آورده، ما را رها کرده؟ یا مواظب ما است که از بین نرویم؟(نبوت ) سوال بعدی: آیا پیامبر اسلام حق داشته: جانشین خودش را انتخاب کند؟(امامت). وقتی جواب این سوالها را در وجدان خود پیدا کردید، نوبت دیگر سازی می شود: این سوالها را از آنها هم بپرسد. و دامنه افراد را بیشتر کنید: حالا یک هسته مقاومت بسیج دارید. نام سازمانی آن: حلقه معرفتی صالحین هست. این حلقه به تناسب در مساجد، حسینیه ها، محله ها و روستاها ، میتواند تمرکز داشته باشد. ولی اشنایی آنها بایکدیگر، تشکیل حلقه های صالحین است. مرحله بعدی اتصال آن به بسیج 8میلیاردی، از طریق یافتن رابطین می باشد، که مهم نیست. یعنی فرماندهی بسیج 8میلیاردی، به شما اطمینان دارد و شما را، به رسمیت می شناسد. آنهاییکه مرحله خودسازی و: دیگر سازی (تشکیلات)را انجام داده اند، باید واحد عملیات برای خود تعیین کنند. وظیفه واحد عملیات برگزاری :کلاس یا مراسم برای تجمعات دائمی است. تا نیرو ها همیشه در دسترس باشند. آنها میتوانند روزانه سه یا پنج بار، در مساجد همدیگر را ملاقات کنند(نماز بخوانند). مساجد یا محلات، میتوانند هفته ای یکبار، در مصلی یا معابد(نماز جمعه) میتینگ داشته باشند. درواقع نماز جمعه ها، کنگره هفتگی است. عتبات میتواند محل همایش های ماهیانه باشد :زیرا ما 12 امام داریم. و هرماه به زیارت یکی از انها برویم. و گردهمایی سالانه هم، باید در مکه باشد. اما به دلیل ممانعت عربستان، این کار در عراق و ایام اربعین، صورت می گیرد. غیر از این تجمعات روتین، باید به مسائل روز نیز، واکنش نشان داد. لذا مانند مردم ضد صهیونیست اسرائیل، می توان شنبه های اعتراض تا سقوط اسرائیل را داشت. یا مانند یمنی ها و ایرانی ها، جمعه های اعتراض تاسقوط اسرائیل را برپا کرد. یا مانند لندنی ها، پولهای خود را از بانکها بیرون کشید. البته پیشنهاد ما این است که بخاطر هوای سرد. و:ازدیاد بی خانمانها، اولین کار، اشغال کاخ سفید و کاخ ورسای و باتینگهام باشد. اگر کفایت نکرد، ساختمانهای سازمان ملل و یا موسسات جاسوسی نیز، مصادره شوند. قتوای حلال بودن این کار، قبلا صادر شده است. زیرا حضرت علی می فرماید: هیچ کاخی ندیدم مگر اینکه: گرسنگان در اطرافش! یعنی کاخ ها از پول همین بی خانمانها ساخته شده. ولی دیگران از ان استفده می کنند. علی ایحال امروز، روز 22بهمن، جشن تولد جهانی انقلاب اسلامی است. در هر مرحله هستید، میتوانید گروههای خود را به خیابان ها بیاورید : جشن و شادی داشته باشید. زیرا کارناوال شادی: برای 22بهمن، میتواند امید در دل جهانیان را زنده نگهدارد. چرا که آنها میفهمند 8میلیارد! پشتیبان دارند. که به قول امام خمینی ره: هرکدام یک سطل آب بریزد، اسرائیل را سیل می برد. چرا که این عمل یک عمل: سینرژیک و هم افزا هست. و از آب نرم و روان! سیلی بنیان کن می سازد. و خداوند هم آن را تایید کرده: میفرمایند (یدالله مع الجماعه). دست خدا با جمع هست. چونکه اسلام دین کمپانی، مشارکتی و کلکتیو هست. و باید دانست که دست خدا بالاتر از :همه دستهای دشمنان هست(یدالله فوق ایدیهم)
روز جهانی انقلاب اسلامی، باید ثبت جهانی شود
ارتجاع در سازمان های اداری غوغا می کند. و بدنه فرهنگی و اجتماعی: اسیر لاطائلات لیبرالیزم غربی می باشد. در حالیکه خود غربی ها برعکس، به سوی اسلام آمده اند.میتوان گفت که تئوری تعامل، باعث شده تا ظرفداران آن، به گذشته غرب برگردند. و خود غربی ها و مردم آن، به سخن نوین انقلاب اسلامی گوش فرا دهند. بعنوان نمونه: یونسکو نسبت به ثبت میراث ناملموس، بسیار جدیت نشان می دهد. در حالیکه از تخریب اثار باستانی توسط داعش، عربستان و اسرائیل چیزی نمی گوید: عربستان بیش از سه هزار آثار با ارزش اسلامی را تخریب، و اتوبان یا هتل ساخته است، اسرائیل علنا اثار پیامبران را از بین برده، وشهرک سازی نموده، داعش نیز هزاران میراث مشترک بشری را از بین برده. اما یونسکو ساکت است. گویا چیزی اتفاق نیافتاده. اما دنبال ثبت جشن سده، آنهم بصورت کاملا فاجعه آمیز است. جشن سده مربوط به صد نفره شدن: اولاد آدم است، و این نشان می دهد که حضرت آدم، زبان فارسی داشته است. ولی یونسکو اصرار دارد، آن را به زرتشت و امثال ان نسبت دهد. که هیچ تناسب زمانی ندارد. در ایران نیز نتوانستند با جنگ و خونریزی، اقوام را از ایران جدا کنند، حالا تحت عنان میراث اقوام! این کار را می کنند. مردم خودشان لباس محلی را کنار می گذارند. ولی سازمان میراث به آنها پول می دهد: تا لباس را بدوزند و نمایش دهند. حتی گاهی آنقدر مصنوعی می شود که: یک تهرانی نقش محلی بازی می کند! و می گوید: من دانشجوی رشته هنر هستم، به من پول می دهند که چند روز، لباس ایل بختیاری یا کرد را بپوشم. در اوایل انقلاب هم عزالدین حسینی چند بادیگارد داشت، که همگی دانشجوی دانشگاه تهران بودند. وباجبار لباس کردی هم پوشیده بودند. اکنون بیش از نیم قرن هست که :مردم به خیابان ها می آیند و در هر مناسبتی جشن انقلاب اسلامی بپا می دارند. ولی تا کنون نسبت به ثبت این میراث ناملموس، هیچ اقدامی نشده است. گویا مسئولین اعتقادی به پیروزی انقلاب اسلامی ندارند. مانند شبکه های معاند فکر می کنند: انقلاب اسلامی یک اتفاق بوده! و بزودی از بین می رود. لذا نیازی به ثبت آن نیست. معجزات انقلاب اسلامی: از سال 1342آغاز می شود. ولی هیچکدام: نه ثبت جهانی شده و نه حتی ثبت ملی. آیا قیام مردم ورامین ثبت جهانی شده است؟ در حالیکه اشغالگری اسرائیل ثبت جهانی شده! و هنوز هم نمی خواهند آن را، از لیست کشورها خارج کنند. کشتار مردم فلسطین، و اشغال آن، تاسیس یک کشور، به عنوان یک واقعیت! در همان سالها ثبت شد. و کشوری بنام اسرائیل را بوجود آورد. و هنوز هم نمی خواهند: به اشتباهات خود اعتراف کنند. اما پیروزی مردم ایران بر رژیم تا دندان مسلح، و مورد حمایت همه کشورهای جهان، نه تنها بعنوان واقعیت ثبت نمی شود! بلکه دائم خبر از کم شدن طرفداران! و کم شدن تعداد رای دهندگان! صحبت می شود. مسئولین هم درگیر این فشار های تبلیغاتی شده، دائم مردم را به رای دادن! تشویق می کنند. و دائم از انها می خواهند که: در راهپیمایها شرکت کنند. ولی وقتی ثبت جهانی شد، مانند اسرائیل، دارای قوی ترین ارتش خاورمیانه می شود! چرا مسئولین کوتاهی می کنند؟ چون خواست ابر قدرتها هست. و هنوز اسرائیل را ابر قدرت می دانند. هنوز فکر می کنند: جنگ شش روزه هست. در حالیکه جنگ 11روزه! 33روزه، پشت سرگذاشته شده. و امروز جنگ 120روزه! را تجربه می کنیم. و سازمان ملل و یونسکو، فقط ابرا تاسف می کنند. لذا امپراتوری ماهین اعلام می دارد: سازمان ملل و یونسکو، به دلیل انحراف از اهداف خود و:حمایت از ستمگران، منحل می گردد. و باید که دبیرکل و اعضای شورای امنیت، استعفا دهند. و اگر چنانچه استعفا ندهند، عقوبت سختی در انتظار آنها است. و باید مجازات حمایت از اسرائیل را بچشند. لذا از مردم تمام دنیا می خواهد:به منافع آمریکا و اروپا و اسرائیل و حامیان آن: در قطر و مصر، حمله کنند. کلیه کاخ های سفید و ورسای و باتینگهام را تصرف کنند، مقر سازمان ملل را برای بی حانمان ها قرار دهند. تا در این زمستان سرد سرپناهی داشته باشند
ابطال نظریه تعامل با جهان
فرضیه تعامل در روابط خارجی، یک فرضیه ابتدایی، برای حرکت اولیه یک حکومت یا ملت است. به این معنی که مثلا در ایران، انقلاب اسلامی رخ داده و: دنیا آن را به رسمیت نمی شناسد. لذا با اعزام گروههای حسن نیت، سعی می کند که: روابط خارجی را ترمیم، و به حالت قبل برگرداند. و این نامگذاری محترمانه: دیپلماسی التماسی است. این نظریه از دوجهت مردود است: یکی اینکه تصور ارتجاعی است. یعنی سعی دارد روابط را مثل گذشته! بازسازی کند. و این یعنی برگشت به رژیم قبل. و به اصطلاح مردمی: به گه خوردن و غلط کردن افتادن! دلیل دوم از ان جهت است که: ترمیم در سطح گذشته روابط، امکان ندارد مگر اینکه: همه چیز بجای خود برگردد! یعنی شاه دوباره زنده شود! شریف امامی و آموزگار و هویدا، از اعدام رهایی شوند. تا از انقلاب دست شست. و آن را یک اشتباه تاریخی توصیف کرد. و برای جبران ضایعات انقلاب، هزینه های دو برابری پرداخت کرد: مثلا لانه جاسوسی را به آمریکا پس داد، لوله های نفت را برای ان گشود. با سلام و صلوات، 15هزار مستشار نظامی را برگرداند: و دختران دبیرستانی را به آنان اهدا کرد، تا نسل جدید آمریکایی در ایران، ادامه تخم ریزی داشته باشند. و خیلی کارهای دیگر. که ساده ترین آن (غلط کردم نامه) است. مثلا پیامبر اسلام نامه به دربار روم و ایران و حبشه فرستاد. وقتی که نامه توسط کیخسرو پاره شد، روابط تیره گردید. و پیامبر برای تعامل با جهان! می بایست عذر خواهی کند. و از اینکه احساس تکلیف نموده، اظهار پشیمانی نماید. در واقع میتوان گفت: این تئوری، ساخته پرداخته سلطنت طلبان است، تا جمهوری اسلامی را منزوی، و سلطنت قاجار یا پهلوی را برگردانند. پهلوی بیشتر با استعمار نو، یعنی آمریکا گره خورده، ولی قاجار با سیاست استعماری کهنه، یعنی بریتانیا هماهنگ هست. بنا براین سلطنت طلبها، بیشتر مایل هستند که آمریکا برگردد. و مدیریت کشور را به دست بگیرد. از این رو بر ضعف مدیریت و ناکار آمدی دولت، تاکید دارند. اما قاجار (مریم عضدانلو قاجار) بیشتر بر بازگشت اروپا، مخصوصا انگلیس یا فرانسه تاکید دارند. لذا مسعود رجوی و بنی صدر، هم که فرار می کنند، به دامن فرانسه پناه می برند. و جهت یابی بی بی سی هم، بیشتر با منافقین هست. آنها معتقدند که رژیم پهلوی از ابتدا، بد بوده و نباید بوجود می امد. زیرا باعث از بین رفتن قاجار شد. لذا مبارزه آنها با پهلوی ها، نه برای خاطر جمهوری اسلامی، بلکه جمهوری قجری است. و اساس اختلاف این دو گروه هم، برمبنای خاستگاه آنها هست. لذا می بینید در مساله مهسا گیت، منافقین، هیچگاه روسری های خود را برنداشتند. از سوی دیگر دیپلماسی التماسی، یا همان تعاملی،که جنبه انفعالی دارد، باعث می شود که مطالبات اقتصادی هم مسکوت بماند. مثلا 800میلیارد دلار پول 50سال نفت به چین، اصلا مطرح نشود! تا چین در شورای امنیت، رای بر علیه ایران ندهد: یا روسیه! هند و حتی پاکستان و عراق! حتی تخریم امریکا به رسمیت شناخته، و کاپیتولاسیون اجرا شود.نتیجه آن هم فقر مردم ایران، تورم و بیکاری است. در حالیکه تئوری جدید، باید تئوری امپراتوری باشد، روابط براساس تئوری انقلابی تعریف شود. ولذا مانند: امام خمینی باید گفت: روابط با آمریکا را می خواهیم چکار! امام خمینی براساس تئوری امپراتوری، و قدر قدرتی ایران، می فرمود: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند! ولی تعامل گرایان (اعم از سلطنت طلب قاحاری یا پهلوی) به بهانه فهم زبان جهان! همیشه می گفتند: امریکا قصد دارد حمله کند. و می تواند غلطی بکند. لذا هیچگاه به دنبال مطالبات، اموال بلوکه شده و سرقتی ایرانیان نرفتند. در ظاهر می گفتند: آمریکای جنایتکار! ولی مانند رهبران مافیا در ایتالیا! برای انان مصونیت قائل بودند. هرکس هر جنایتی می کرد، کافی بود از مرزها خارج شود. کل گناهان او بخشیده! و به گردن مسئولین نوشته می شد. طلا و جواهرات، عتیقه جات، دلار ها و تومان ها بود که: سر از آمریکا و کانادا در می اورد. و مردم با تورم وبی پولی، روزگار می گذراندند تا پشیمان از انقلاب شوند.
امپراتوری با اجازه
فرق است بین امپراتوری: با اجازه و بی اجازه. امپراتوری های غیر ایرانی، همه امپراتوری های خود خوانده بودند: و بدون اجازه خداوند بوجود آمده بودند. مخصوصا امپراتوری روم که قیصر گفته بود: خداوند را در زمین جایی نیست. و باید در همان آسمانها بماند. و زمین را به قدرت ما بسپارد. در واقع برای رسیدن به امپراتوری، برعلیه خدا شورش کرده، و یا حد اکثر او را در کوه المپ، زندانی می کردند. فیلسوفان یونان هم به همین شکل، خدا را بیرون می کردند، بعد با هم فلسفه می بافتند تا ببینند که :خدا را میتوانند قبول کنند یا خیر. نتیجه هم معلوم بود: خدا در پشت در عقل باقی می ماند، و اجازه ورود نداشت. زیرا خداوند را نمی شد لمس کرد و یا دید. این است که کلیه امپراتوری های این گونه، فقط چند روزی بوده اند. حتی نامگذاری امپراتوری بر انان اشتباه بوده، زیرا فقط یک شهر را در اختیار داشته اند. و بقیه را بربر یا وحشی می دانستند. اصطلاح تمدن هم به همین معنی است: زیرا از مدنیت یعنی شهر (سیتی) درست شده است. لذا اطلاق تمدن به ایران یا اسلام، تحقیر جهانشمولی آن است. و به همین خاطر دشمنان ایران، آن را ایرانشهر می خوانند. تئوری ایرانشهری، باید جای خود را به جهان شهری یا حتی فرا جهان شهری بدهد. عظمت ایران را نباید فقط: در شیراز و تخت جمشید خلاصه کرد. و یا حتی به همدان، بابل و ایلام. زیرا تنها یکی از این شهرها، برابر آتن و روم است. ایران بزرگ، امپراتوری با اجازه بوده: امپراتوری یکتا و یکتا پرست. فراگیر و جهانشمول. با انقلاب اسلامی، از جهانشمولی هم بالاتر رفته: و فرا زمینی گشته است. امروز حضور ایران در فضا، این نوید را می دهد که: امپراتوری فضایی بی اجازه هم، منقرض شود و به تاریخ بپیوندد. زیرا ماهواره های ایران، همگی تازه و نوهستند. و مامور پاکسازی فضا از زباله های فضایی. قمر های مصنوعی! یا ماهواره های مخابراتی که :روزی برای خود امپراتور بودند، امروز تاریخ مصرفشان تمام شده( اکسپایر شده ). و به زباله های فضایی تبدیل گردیده اند. و باعث بیماریهای فراوانی از قبیل: ازدیاد سرطان در روی زمین گشته اند. و سلامت کره زمین را تهدید می کنند. حتی ماهواره های تبلیغاتی هم، به سرنوشت پایانی خود رسیده اند. که نمونه آن تعطیلی شبکه من و تو هست. زیرا به دلیل فرسودگی، هزینه های زیادی را به اسپانسرها تحمیل می کنند. علاوه بر اینکه هیچ پیامی ندارند. تا مدتی از سکس برای بقای خود استفاده می کردند، که حضور عنتری مانند مصیبت! نشان داد که به ته قضیه رسیده اند. اما بر سر ویرانه آنها، امپراتوری با عظمت و با اجازه از خداوند تشکیل شد. علف های هرز تبدیل به شیر گوسفند! و برای بزرگ شدن این امپراتوری، مصرف شدند. گرچه این امپراتوری از اول بزرگ بود. زیرا همیشه با خدا بود. و از خدا اجازه می گرفت. واز درب اصلی وارد حیطه قدرت می شد. نه مانند دیگر امپراتوری ها، که دزدانه و با عنف از پنجره ها، وارد می شدند تا صاحبخانه را بیرون کنند.ابتدای صبح تاریخ! جمشید جم بود که با یک سکو(پلتفرم) بنام جام جم، برجهان حکومت می کرد. یعنی قدرت مطلق بود. و هیچ گردنکشی، نای نفس کشیدن نداشت.شاید اولین گردنکشان همان رومی ها بودند! که تخت جمشید را هم به اتش کشیدند. اما رفتند!و به تاریخ پیوستند. ولی ایران ماند. و تا به امروز قد کشید. رومیهای جدید هم نتوانستند باقی بمانند. امروز آمریکا از دست یمنی ها! و عراقی ها، در امان نیست. و هرچه اعلام می کند: ما نبال درگیری با ایران نیستیم، فایده ندارد. انگشت کوچکه ایران! دائما آنها را قلقلک می دهد. و همین بس است که بگوییم: ایران امروز کشف شده همان ایران دیروز است. دوباره باید بخوانیم: بخوان، دوباره بخوان! بخوان بنام گل سرخ ، در صحاری شب، که باغها همه بیدار و بارور گردند! بهار آمده، از سیم خاردار گذشته. حریق شعله گوگردی بنفشه چه زیباست!(شفیعی کدکنی) بخوان بنام امپراتوری با اجازه، که از مرزهای زمینی فراتر رفته! و درآاسمانها 22بهمن را جشن می گیرند.