رایگان سازی برای مردم

رایگان سازی برای مردم

هسته خرما را دور نریزید آن را رد باغچه بکارید
رایگان سازی برای مردم

رایگان سازی برای مردم

هسته خرما را دور نریزید آن را رد باغچه بکارید

لا تاکلوا اموالکم بینکم بالباطل

فرق درآمد و غنیمت

بودجه ایران شامل دو نوع در امد هست: در امد حلال و حرام!  دولت باید در امد نفت را به مردم بدهد، و از انها مالیات بگیرد. لذا اخذ مالیات بدون پرداخت در امد نفت(یا انفال) ممنوع است. و تفاوت ماهوی مالیات با زکات و خمس همین است: لذا یارانه باید خمس داشته باشد و  بودجه جاری هم از محل زکات جبران شود

سلام با عرض احترام نکته ای را گوشزد می نمایم  جلوی تبدیل اندیشه ورزی به ترجمه ورزی را بگیرید زیرا کارشناسان و داوران انتخاب شده کاملا ترجمه ای هستند. یکی از این داوران به صراحت می گفت: ایران کشوری توسعه نیافته است و باید اصول توسعه یافتگی را از کشورهای پیشرفته بیاموزد و آن را باور کند. این درست همان حرفی است که مرحوم تقی زاده در صد سال پیش گفت یعنی نهضت ترجمه

والذین یکنزون الذهب و الفضه

بودجه ریزی و برنامه، امری تازه و نورس نیست، که یک عده نوکیسه و کراواتی، بخواهند بما یاد بدهند. ایران امپرا توری 15هزار ساله دارد. و تا کنون بودجه و برنامه هم داشته، از همه مهمتر، خداوند است که سازمان برنامه هم دارد! خام اندیشانی که از گاوچرانی، به کاخ ریاست راه پیدا کرده اند، هرگز نمی توانند بودجه ریزی را به ما یاد بدهند. چون عمرشان به تکرار پذیری، و تجربه پذیری قد نمی دهد. بدتر از انها کسانی هستند که: هر نوع پیشرفت ایران را نادیده می گیرند و هنوز هم، می گویند ایران کشوری توسعه نیافته است! و باید اصول توسعه را از غربی ها یاد بگیرد، آن را بپذیرد و اجرا کند! واقعا وقتی خانه اندیشه ورزی، چنین کسانی را داور! انتخاب می کند معلوم است که: اصلا قصد اندیشه ورزی ندارند. بلکه می خواهند همچنان، به ادبیات ترجمه بپردازند و: تقلید صد درصد از برنامه ریزی غربی. آنها فکر می کنند 15هزار تمدن ایرانی، با آب دهن اداره می شده! می گویند روزی :مظفرالدین شاه برای ابطال نظریه بودجه غربی ، هرکس بودجه می خواست، یک تف به کف دستش می انداخت. ناصرالدین شاه که اصلا قبول نمی کرد. لذا مردم ضرب المثل درست کردند که: یک تف هم به کف دست ما نیانداخت! بودجه را میتوان معادل حسابداری ملی! یا خزانه داری یا مدیرت مالی ملی! گرفت که حرام است. مثلا می گویند اولین کسی که حسابداری را بعد از اسلام، به رسمیت شناخت، حجاج ابن یوسف ثقفی بود! او که شیعه ها را دسته جمعی می کشت! و این نشان می دهد خزانه داری و حسابداری، برای از بین بردن شیعه هست. زیرا اساس شیعه برمبنای: بودجه توده ای ، و اساس ظالمان برمبنای بودجه متمرکز است. در واقع تنها دموکراسی واقعی و ازادی اصیل، در احکام اسلامی است. چرا که سانترالیزم در ان وجود ندارد. و کسی بر دیگری برتری جویی نمی کند. و همه 8میلیارد مردم ،جهان از یک پدر و مادر هستند. همه دارای حقوق مساوی. و کار ها هم، به همه مردم سپرده شده است. اما دموکراسی غربی، دست  و پای انسانها را می بندد. و می گوید حالا آزاد هستی! زیرا مهمترین اصل در غرب و عالم ماده پرستان، اقتصاد و خورد و خوراک است. و آنهم براساس ارزش پولی: ارزیابی و تقسیم می شود: یعنی هرکس پول داشته باشد زندگی می کند، ولی کسی که نداشته باشد، باید بمیرد.(قانون تنازع بقا یا همان تعارض منافع) با این مبانی و تئوری های آن،دولت باید تمرکز داشته باشد، همه پولها دست دولت باشد. آنگاه دولت به کسانی که می خواهد زنده بمانند، به اندازه بخور و نمیر اجازه داشتن پول را بدهد. قبلا گفتیم دولت غیر اسلامی، فرقش با ملت این است که: ملت خزانه را پر باید بکند، و دولت آن را خالی کند. البته در دولت سرمایه داری، سرمایه دار این کار را می کند. با مکانیزم نامرئی مانند: کاهش دستمزد و یا حداقل دستمزد، تمام ثروتها را نزد خود، نگه می دارد. در حالیکه اسلام هر گونه جمع اوری نقد، مسکوکات و املاک را توسط: هر نهاد یا فردی حرام می داند. و باید هرچه در خزانه هست، بدون فوت وقت بین مردم به طور مساوی تقسیم شود. درواقع خزانه دولت اسلامی، مردم هستند: نه گاوصندوق ها.هر سرپرست خانوار، یک خزانه دار و برنامه ریز هست. لذا پول و نقدینگی باید: به سرپرست خانوار داده شود. او قیم فرزندان خود هست. اما در سرمایه داری ، سرمایه دار یا دولت، قیم مردم هستند. می گویند پولها را به ما بدهید، تا ما به نمایندگی مردم هزینه کنیم. درواقع می گویند: مردم عقل معاش ندارند، اگر بین آنها توزیع کنیم، مثلا کار های عمرانی انجام نمی شود. سیستم الهی هم یک سیستم توده ای، یا کلکتیو است: یعنی خزائن نزد خدا هست. و خدا به هرکس که دلش می خواهد می دهد. و این خواستن، هم به خدا برمی گردد. و هم به مردم. یعنی کسی که دعا کند، دعایش مستجاب می شود. آنقدر این سیستم مردمی هست که: می گویند: ملک رزق(میکائیل) سربازانی دارد که: آنها وظیفه دارند یک قطره باران را، حفاظت و هدایت کند تا به یک مورچه، یا گیاه و یا انسان مورد نظر برساند.

و لله خزائن السماوات والارض

نقش خزانه در دولت سازی
در دولت سازی آینده، حذف خزانه داری  مهمترین نقش را دارد. زیرا در قران می فرماید: (ولله خزائن السمواوات والارض) خزانه ها، همه برای خداست. و کسی حق ندارد خود را مالک آن بداند. و یا می فرماید (ولله ملکوت السماوات والارض) مالکیت آسمانها و زمین ها، برای خدا است و مالکیت خصوصی: یا دولتی و خصولتی، همه باطل است. ممکن است   حتی شرک باشد. یعنی با خدا شریک شدیم! ولی نه یک کفر است(کفران نعمت): زیرا حق خود را می پوشاند، آن را باطل می کند و خود را مالک می داند. بنا براین ذات اصلی دولت سازی جدید، مبتنی بر عدم مالکیت حتی مالکیت فکری است: زیرا فکر هم مخصوص خدا است. علم هم در مالکیت خدا است:( العلم نور، یقذفه الله فی قلب مایشا): علم و دانش پرتو و جرقه ای از نور خدا است، که در ذهن ها ایجاد می شود.(روزی همان روزشخص است) پس شورای نگهبان مواظب باشد: قانون مالکیت فکری هم مانند :قانون اراضی نشود.(الارض لمن احیاها) این مالکیت، مالکیت اعتباری است. یعنی از خداوند مجوز گرفته، نه از زمین شهری! زمین شهری فقط واسطه هست. تا حکم خدا را اجرا کند. یعنی زمین شهری یا سازمان جنگلها، نمی توانند: بطور دائم مرتع یا زمین را حتکار کنند، یا به شخص بخصوصی واگذار کنند. تنها ملاک واگذاری، کار است. و هنگامی که شخص یا دولت کاری نمی کنند، مالکیت انان بالذات لغو می شود. لذا اینهمه زمین و مراتع که: در دست سازمان جنگلها و مراتع و یا زمین شهری و حتی شهرداری، بیکار افتاده  همه باید واگذار به: کسانی شود که مسکن یا مزرعه ندارند. در دولت سازی جدید که ما در حال انجام آن، در سراسر دنیا هستیم، این موضوع شاخص ما است. یعنی در امریکا، اروپا، اسیا، افریقای جنوبی، اقیانوسیه حتی کره ماه و مریخ، دولتها حق ندارند: خود را مالک بدانند. این مفهوم دیگر خزانه داری است: خزانه داری نقدی مشمول ایه( کنز) می شود: که باعث سقوط دولت ها(عذاب شدید) می گردد( می گویند بودجه قرمز است). و مالکیت انفال (غیرمنقول) فقط در اختیار: مردم قرار می گیرد و: به مالکیت ابدی آنها در نمی اید. یعنی برای کار کردن میتوانند: آن را تصرف کنند. برای سود آوری یا سرمایه گذاری یا خرید وفروش، فقط از محصولات آن می توانند بهره ببرند. چرا که ایجاد خزانه، چه منقول و غیر منقول، شک داشتن به خزانه داری خداوند است: سعدی علیه الرحمه می فرماید:ای کریمی که از خزانهٔ غیب، گبر و ترسا وظیفه‌خور داری، دوستان را کجا کنی محروم؟ تو که با دشمنان نظر داری. لذا مردم بدانند که اگر حتی، دشمن خدا هم باشند، مستمری خود را باید: از خدا دریافت کنند. و دولت خدایی را حذف کنند. از امروز وظیفه همه مردم دنیا هست: اولا شیعه شوند. و سپس به حذف دولتهای ضد شیعه اقدام نمایند. مطالبات خود را در مورد زمین، خانه، شغل و غیره، فقط از خدا بخواهند. دشمنان خدا آنقدر قوی و پر رو هستند که: با اینکه همه امکانات خود را از خدا می گیرند، ناشکری هم می کنند.  تا همه را هم به بردگی خودشان ببرند. آنها می گویند هرچه می خواهید از دولت بخواهید! اشتغال، مسکن و ازدواج شما، فقط به دست دولت، آنهم بانکها، حل می شود: خدا بانکی! یا خداخزانه داری و یا خدا دولتی! را تبلیغ می کنند. تا هیچ چیز باقی نماند. و شما نیازی به عبادت خدا پیدا نکنید. و حتی دشمن خدا بشوید. اکثر دشمنان خدا، همان دولت پرستان هستند. مانند قیصر روم که می گفت: خدا به همان اسمانها برود و حکومت کند. روی زمین را به ما واگذار کند. در صورتیکه امام رضا ع فرموده: حتی نمک خود را از ما بخواهید! برای همین در اکثر مواقع در حرم امام رضا ع، نمک توزیع می کنند. یا در امامزاده صالح(برادر ایشان) تجریش، مردم نذر نمک می کنند و حاجت می گیرند! بعد هم نذر خود را ادا می کنند. و دائما در مقابل درب آن امامزاده، خیرات بسته های ده تومانی نمک است. اما دولتها، پزشکان خود را مامور می کنند: که ما نمک نخوریم! تا احتیاجی به امام رضا هم نداشته باشیم. حتی پارا فراتر گذاشته :نمک را بدتر از هرویین معرفی می کنند.

الذین قالو ربناالله ثم استقاموا

ما ایالات مستقل آمریکا را به رسمیت می شناسیم

   مردم آمریکا سالها است که برای: ایالات مستقل مبارزه می کنند. اخیرا حتی تگزاس با نیروهای زرهی، به این کار اقدام کرده است. لذا باید همه جهان مبارزات اینها را، به رسمیت بشناسد. امپراتوری ماهین که این مبارزات را دنبال می کند، از مردم استقلال خواه آمریکا، عذر خواهی می کند که: دیر اقدام کرده است.  و اعلام می دارد: آنها به سازمان ملل امیدوار نباشند. آنجا فقط نامش سازمان ملل است، ولی در واقع مزدور دولت جعلی امریکا هست. همانطور که مردم اسرائیل هم، سالهاست به شکل های مختلف، با صهیونیزم مبارزه می کنند. اخیرا بنام شنبه های اعتراضی، برعلیه نتانیاهو شعار می دهند. اما سازمان ملل که مزدور: دولت جعلی آمریکا است، ناچار است به: دولت جعلی اسرائیل هم، روی خوش نشان دهد. و اینهمه اعتراضات را پیگیری نکند. اما ایران توانسته با سازماندهی جمعه های اعتراض، همبستگی خود را با ملت ضد صهیونیست اسرائیل نشان دهد. امپراتوری ماهین حکم می کند که: تمام نهاد های دولتی اسرائیل باید: از هواداران نتانیاهو تخلیه شوند: و سران آنها اعدام گردند. و سپس حکومت به دست مردم بیافتد. زیرا مردم باقی مانده در اسرائیل، جایی ندارند بروند. لذا با هر گونه شرایط حماس موافق هستند. آنها در شعار های خود، خواسته حماس را مطرح می کنند: شعار اصلی آنها، آزادی تمام اسرا در مقابل: تمام اسرای فلسطینی است. همچنین آنها به طرح ایران، مبنی بر رای گیری اعتراف می کنند. و خواستار حذف دولت دستوری هستند. دولتی که باید سالها پیش ساقط می شد، ولی بزور برمردم حکومت می کند. آنها ضمنا به حضور زائران بیت المقدس اعتراضی ندارند. و طرح امپراتوری ماهین را هم پذیرفته اند: لذا  نشان مردمی بودن در اینجا سه چیز است اولا: اعلام پایان جنگ و ستیز،  دوم آزادی کلیه اسرای دوطرف، سوم برپایی پیاده روی جهانیان به سوی زیارت بیت المقدس. همچنین برای مردم فرانسه هم عذر خواهی می کند! زیرا آنان نیز سالها است که: برای آزادی مبارزه می کنند. اکنون مهد آزادی و دموکراسی، تبدیل به مرکز کشتار فرانسویان شده است. آشکار و مخفی، مردم و انقلابیون دزدیده و به زندان برده شده، یا آنها را سربه نیست می کنند. بار دیگر از تمام کشورهای جهان می خواهیم که: دولت و زورگوی ماکرون را، به رسمیت نشناسند و با آن قطع رابطه کنند. و از مردم فرانسه هم می خواهیم که: مکرون را ترور کنند، و کاخ ورسای را به بی خانمان ها واگذار کنند. تا در این سرمای سوزان، آنها نیز پناهگاهی داشته باشند. آنها سالها برای این کشور زحمت کشیده اند. و حالا هیچ ندارند. این است نتیجه آزادی و لیبرال دموکراسی که :بعد از 50سال باید  مردم فرانسه کشته و زندانی شوند، و یا در خیابانها از گرسنگی و سرما بمیرند. در انگلیس نیز! در حالی شاه چارلز برای خود: جشنهای افسانه ای می گیرد، مردم در خیابان های لندن، جایی برای خوابیدن پیدا نمی کنند. اغلب انها به دریا و رودخانه پناه برده، و کلبه ای چوبی هم درست کرده اند، ولی رود تایمز نیز، با انها مهربانی نمی کند. نتیجه صد سال استعمار بریتانیای کبیر، همین است که مردم قیام کنند و: شاه چارلز را بکشند و قصر های او را، برای خود بردارند. و بریتانیای کبیر را با یک خط قرمز باطل کنند. آیا مردم چین و هند و اندونزی و هنگ کنگ، چه گناهی کرده اند که باید زیر بار کمونیستهای: بودایی بروند. همه چیزشان مصادره شود. و بنام توسعه، معادن و دارایی آنان غارت شود. و مردم ایران چه گناهی کرده اند: که باید 800میلیارد دلار پول نفت خود را از چین، نمی توانند بگیرند؟  تورم در ایران بیداد می کند، در حالیکه حتی بخشی از این مطالبات را، به ایران می داد، کل زندگی مردم کم هزینه تر می شد. زیرا کل بودجه ارزی ایران 50میلیارد دلار است. یعنی 16سال بودجه ایران تامین می شد. مسئولان ایران بدانند، قبل از انکه به فکر فروش نفت،  باشند، یا بخواهند از گردشگری در مقابل نفت حمایت کنند، باید اولویت را به اخذ مطالبات بدهند. زیرا در هر صورت این کیسه سوراخ، راه به جایی نمی برد.

و ادا حکمتم بین الناس

تحول در دولت سازی
برخلاف تئوری های غربی، دولت سازی فقط در قرن 21نیست، بلکه از ابتدای تاریخ بوده است. ولی اسامی مختلف داشته است: از جمله برده داری! فئودالیسم، سرمایه داری و امپریالیزم. برحسب تعریف دولت، ملت در واقع تحت ستم دولت بوده است. یعنی دولت و ملت از هم جدا بودند. هرکه در سیستم دولتی وارد می شد، باید از سیستم ملت جدا شود. این جدایی لازم بوده چه: از نظر تئوری و چه از نظر عملی! زیرا یکی حاکم و دیگری محکوم، یکی ارباب، دیگری دهقان. یکی کارگر و دیگری سرمایه دار. امپرالیزم به معنی جمع دولتها: در مقابل جمع ملتها. به همین دلیل آنها را میتوان متقاعد کرد: که هرکس پایگاه اجتماعی اش تغییر کرد، دیدگاهش هم تغییر می کند. یا اینکه باید دیدگاه خود را، تغییر دهد تا بتواند طبقه اجتماعی خود را عوض کند. مثلا مردم با مالیات مخالفند، اما دولتها جانشان به آن بستگی دارد. آنهم نه پرداخت مالیات! بلکه اخذ مالیات. پس تفاوت ماهوی این دو کاملا آشکار است: که امروزه به نام تعارض منافع گفته می شود. عامل اصلی جدایی دولت و ملت، همین تعارض منافع هست: مردم می خواهند که پول نفت، بدون کم و کاست و به دلار بین آنها تقسیم شود. ولی دولت نمی خواهد: حتی یک دلار به مردم بدهد، می گوید حودمان می مانیم بی پول. شاخص مهم جدایی دولت و ملت، خزانه داری است. مردم، یعنی کسانی که خزانه را پر می کنند، دولت یعنی کسانی که خزانه را خالی می کنند. این نظریات، سلسله وار هست، و تمام ابعاد دولت سالاری و ملی گرایی را، روشن می کند بطوریکه هیچ نقطه مشترکی بین دولت و ملت، ساخته نمی شود. برای همین است: کسی که کاندیدا هست: یک تفکر هجومی دارد. ولی وقتی برنده شد، تفکر دفاعی می گیرد. قطع رابطه کامل با هواداران را، سرلوحه کار قرار می دهد :تا هرگز این تغییر رفتار را مواخذه نکنند. اما اینها همه تئوری های مادی است. دولت سازی در اسلام، که امروز آغاز شده است. همه دولت ها را تغییر می دهد. بدون کودتا و خونریزی. و حتی برعکس، انها کودتا می کنند!و خونریزی به راه می اندازند. بعنوان نمونه دولت اسرائیل است. که در مقابل تغییر دولت: به سوی دولت اسلامی، کودتا و جنگ به راه انداخته، هزاران کودک و زن را بخاک و خون کشیده، تا جلوی اعمال تغییر دولت را بگیرد.فرق امپراتوری ماهین در همین نکته است: که یک (دولت ملت) است. یعنی بجای نقاط افتراق، به نقاط مشترک می رسد. در اینجا بنا به دستور پیامبر و امام علی، نیازی به خزانه داری نیست. همه غنایم بین مردم :عینا و بلافاصله تقسیم می شود. به همین دلیل همه کشتی هایی که یمن می زند، متعلق به یمن است. و باید آن را بین مردم خودش تقسیم کند. و یا وقف زائران بیت المقدس کند. حزب الله لبنان هرچه میتواند: باید سلاح های پادگان های بمباران شده را، سالم بیرون آورد. و برای خود بردارد. حماس باید تمام ساختمان های شهرک سازی صهیونیستی را، مصادره کند. و بجای ساختمانهای تخریب شده، به صاحبان فلسطینی بدهد. از این رو در کشورهای دیگر هم باید: دولت های غربی که از ملتها جدا هستند، از بین بروند. و دولت ملت جدید ساخته شود. وکاخ سفید و ورسای و باتینگهام، به بی خانمها داده شود. در این  دولت سازی جهانی که آغاز شده. مردم باید در میدان باشند. تصور نکنند اگر در خانه بنشینند، مردم غزه پیروز می شوند! آنها برای پیروزی به همه شما احتیاج دارند. کسانیکه میتوانند کار تبلیغی کنند، کسانی که نمی توانند، کمک مالی و کسانیکه قدرت بدنی دارند، باید خود را به غزه برسانند. همه 8میلیارد جمعیت جهان، از کوچک و بزرگ در این دولت سازی سهیم هستند. زیرا آرزوهای انان مهم است. مردم ایران در زمان انقلاب، کاملا دست خالی بودند. رژیم پهلوی از همه کشورها: پشتیبانی مالی و تسلیحاتی می شد. آنها هیچ  دریچه ای  به پیروزی نداشتند. ولی به خاطر امید و آرزوهای شان مبارزه می کردند. در جنگ تحمیلی هم هشتاد کشور جهان بیش از: هشتاد تریلیون دلار به صدام کمک کردند. ولی باز ایران انقلاب شده، پیروز شد.