رایگان سازی برای مردم

رایگان سازی برای مردم

هسته خرما را دور نریزید آن را رد باغچه بکارید
رایگان سازی برای مردم

رایگان سازی برای مردم

هسته خرما را دور نریزید آن را رد باغچه بکارید

,والفجر و لیال عشر

اصل مطلب را بگویید
دهه فجر راز بزرگی را برملا کرد: و آن گفتمان فراجهانی شیعه بود. اما مسئولین از درک آن عاجز، زبانشان کوتاه! و یا تحت تاثیر القائات دشمنان، آن را تکذیب می کنند! راز دهه فجر: گشودن آسمان ها به روی انسان زمین گیر شده بود. انسانی که با ابزار مصنوعی، می خواست از این زمین بگریزد! اما نمی توانست. کره ماه برایش مثل: پنیر بود که فقط باید خورده می شد، و قابل سکونت نبود. کره خورشید، سوزان و پر آتش بود که حتی: با چشم غیر مسلح نیز نمی توانست: به آن نگاه کند! حسرت پرواز او برای گرفتن ستاره درمشت! فقط به ارتفاع 15هزار پایی :محدود شده بود. دست و بالش بسته بود. پرهای او قیچی شده بود. و دانش راه انحرافی برگزیده. او صاحب خانه را نادیده گرفته، و می خواست با دزدی، از پنجره حارج شود. در های علم را پشت گوش انداخته بود: و به دنبال درب مادی علم می گشت. همه چیز بود: ولی هیچ چیز نبود. عاقبت این آرزو ها منفجر شد: فجر انقلاب اسلامی را ایجاد کرد. فجر انقلاب اسلامی نتیجه آرزوهای فروخفته بشریت، در میان زندان هایی از آهن بود. آدم هاییکه در هواپیمای آهنی می نشستند، و یا در تانکهای چیفتن، خود را زندانی می کردند تا: راهی برای آزادی و آبادی پیدا کنند. از انفجار جمعیت ترسیده بودند! و دست به کشتار های وسیع می زدند. گویا می اندیشیدند: دنیا بزودی تمام می شود. و آنها گرسنه خواهند ماند. واپسین امید های بشری، برای رفتن به کره مریخ! یخ زده بود. زیرا کره مریخ نه جایی برای زندگی کردن، بلکه جایی برای یخ زدن! و زیبایی هالب گونه بر: دور سیاره شدن. باید خود را برای منجمد شدن آماده می کرد. تا شاید چند سال دیگر، ذوب شود و زندگی بیشتری را تجربه کند. کهکشان راه شیری، برایش ترسناک بود. زیرا که مادر هرکول، در هنگام شیردادن فرزندش، پا به فرار گذاشته بود. سیاهچاله ها دهن گشوده بودند. تا زمین را ببلعند. و شهاب ها بر سر انسان ها، باریدن گرفه بود! قیامتی بود و رستاخیزی! و بشری که هرچه دست و پا می زد، چیزی دستگیرش نمی شد. ایام الله دهه فجر آئینه ای شد و: خورشید اسلام در ان تابید، و بر مردم منعکس شد. و دیدند همه:! که خورشید نه سوزان، که گرمابخش و نیرو بخش و حیات بخش است. اگر جهنم هست، برای خودش است! اما برای ما نور تولید می کند. اگر مریخ! یخ زده بود، یخ هایش آب شد و بوی زندگی از ان به مشام رسید: کره ماه، که به وسیله پیامبر اسلام، دونیمه شده بود در شیارهای خود، زندگی را جوانه زد. و :هوا و فضا! بجای زباله دانی ماهوارک ها! اکنون  پیام های محیط زیست را مخابره می کنند. چون: ایران پا به فضا گذاشته بود. دیگر هیچ چیز هولناک نبود: حتی مرگ، شیرین ترین رویای انسانها شده بود. شهادت در راه خدا، معنی خود را تفسیر کرده بود: زندگی در جهانی بزرگتر و آباد تر: و پرواز بدون هیچ ترسی، به تمامی اقطار جهان . شهدا چنان قهقهه مستانه میزنند و(عند ربهم یرزقون) هستند که همه را به خود می خوانند. آنها نه تنها به کره مریخ که: در جوار رحمت الهی رفت و آمد می کنند. (طی الارض) برایشان تمرین بالندگی است. امروز هوش مصنوعی هم: دچار سرگیجه شده است: می خواهد برعلیه انسان بشورد! اما نمی تواند. جنگ ستارگان به دوستی ستارگان تبدیل شده. و همه در راه توسعه و رشد همگام شده اند. دیگر کسی از بی اطلاعی رنج نمی برد. هیچ سوالی در ذهن هیچ کسی نیست. همه کس همه چیز می دانند. دیگر استعماری وجود ندارد: که اسنان ها را تحقیر کند. و خود را هوش برتر بداند. امروز هوش ایرانی، همه را مبهوت کرده، تا دیگر به هوش مصنوعی نیازی نباشد. دشمن که نقاب هوش مصنوعی زده بود: تا دنیا را به دست نابود گرها! بسپارد، در یک طوفان الاقصی، برای همیشه زمین گیر شد. آنچنان که ترجیح می دهند: در اسارت فلسطینی ها باشند. و برای اعدام! از اسارت آزاد نشوند. نفس گرم گردان های قسام، در روح سرد هوش مصنوعی دمیده.  حالا، همه جهان بعثت پیامبر را جشن می گیرند. کسی نیست که قران را آتش بزند. و یا برنابودی اسلام شادی کند.

اقرا باسم ربک الذی خلق

پیامبر فرا جهانی

 دشمنان پیامبر، سعی دارند پیامبر اسلام را، در عربستان دفن کنند! در حالیکه پیامبر اسلام نه تنها جهانی، بلکه فرا جهانی هست. زیرا پیامبر اسلام، حتی  قبل از تولد حضرت آدم بوده است. و برای تمام اسمانی ها اشنا هست. وقتی ایشان به دنیا آمد، آسمان نورباران بود. و در زمین هم بینی ابرقدرت زمان، به خاک مالیده شد.  کنگره کاخ امپراتوری ساسانی (تیسفون) ترک برداشت. دریای ساوه خشک شد، و آتشکده زرتشتی ها خاموش گشت. پیامبر اسلام در یک شب از مکه به بیت المقدس رفت! از انجا با سرعت نور، به اسمانها سری زد و برگشت. در حالیکه زمان برایش صفر شده بود. بنا بر این رحمت للعالمین است. اگر فقط برای دنیا بود، می فرمود عالم! ولی فرمود عالمین. یعنی همه جهان ها. در بسیاری از روایات آمده که: معصومین در اسمان ها، معروفتر از زمین هستند. یک روز شیطان مجسم شد و گفت: من حضرت علی ع را دوست دارم! گفتد چرا؟ گفت: وقتی خدا را عبادت می کردم، یک روز نور بسیار زیادی، بسرعت از بالای سر ما گذشت. پرسیدم این نور چیست گفتند: نور حضرت علی ع است. لذا فراجهانی به این معنی است. در مکان و زمان جاری است. یعنی همه زمان ها و همه مکان ها پیامبر اسلام را می شناسند. (هوش مصنوعی هم به دنبال راز این کار است)بهت بحیرا از مهر نبوت، در کودکی پیامبر اتفاق افتاد. ولی شق القمر در زمانی اتفاق افتاد که: مردم معجزه خواستند. لذا با این دید همه کسانی که به پیامبر اهانت می کنند، یا او را محدود می دانند، کاملا در اشتباه هستند. محدود کنندگان پیامبر بر چند دسته هستند: دسته اول که می گویند: او دیوانه، شاعر یا ساحر است. که قران جوب آنها را داده: (ماهو بشاعر و مجنون!) دسته دوم گفتند: او سواد ندارد بنابر این: از سلمان فارسی اقتباس می کند. یعنی الکی از خانه بیرون می رود: و برمی گردد و می گوید: به من وحی شده!  یزید شعر معروف خود را می خواند که: نه وحی درکار بوده و نه پیامبری! اما خداوند جواب آنها را هم داده: او یک عجمی است، ولی قران عربی فصیح. دسته سوم کسانی هستند که امروزه ادعا می کنند: او مربوط به 14قرن پیش است. و: مسائل روز تغییر کرده است. یا می گویند: فقط مربوط به عربها هست. که هر دو اینها اشتباه است. زیرا پیامبر قبل از رحلت، حضرت علی ع را جانشین: خود معرفی کرد. و بعد هم فرزندان او به امامت رسیدند: تا 250سال. چون مردم به فهم و بلوغ رسیده بودند، امام غایب شد تا در انتهای تاریخ ظهور کند. و در این فاصله، نواب و نمایندگان حکومت را به دست گرفته اند. اکنون وظیفه تمام مردم دنیا هست: از ابتدا تا انتها! که پیامبر را بشناسند. و به حرفهای او عمل کنند. و اگر کسی بگوید من نمی دانستم، از او پذیرفته نیست. امروز، این مطالب را به 22زبان تالیف می کنم تا به گوش همه برسد. و اگر جاهایی هست که نمی رسد. وظیفه شما است. گرچه وظیفه خود مردم هم هست. اما ابتدا خداوند از علما تعهد گرفته. است. اما مردم هم تک تک مسئولند: که مانند سلمان فارسی جستجو کنند. وی سیصد سال عمر داشت! و همه آن را در سفر و تحقیق بود. وی زمان پارتیان  و افراد قبل از ساسانیان را، تجربه کرده بود. وی شاهد بود که ساسانیان همه کتب ماقبل خود را سوزاندند. او شاهد بود که پادشاهان ساسانی، برای مقابله با اسلام، زرتشتیان را به دربار دعوت کردند. و از انها خواستند مانع نفوذ اسلام شوند. وی می دید که حتی انها در مقابل اذان مسلمانها! برای خود موی گوش شدند. یعنی موهای خود را تا بناگوش تاب می دادند. وعربها به ان مجوس می گفتند. اما همه را رها کرد و به مدینه رفت. و نزد پیامبر اسلام عرضه کرد. و آنقدر مقرب شد که پیامبر فرمود: (سلمان منا اهل البیت). و همشهری های او را مسلمان نامید! بنا براین بعثت پیامبر نه بوسیله سلمان، بلکه در غار حرا اتفاق افتاد. جبرائیل او را مجبور به خواندن کرد(چیپ کامپیوتری زیر پوستش کار گذاشت!)(اقرا و ربک الاکرم): بخوان پیامبر. و او خواند. برهمه خواند. و تولد قران را اعلام کرد. و جشن تولد قران هم همان روز مبعث است.

فذکر هم بایام الله

روز فراجهانی 22بهمن
دشمن سعی دارد: جشن 22بهمن را هرچه محدود تر و کمتر نشان دهد! دوستان نادان هم، به او کمک می کنند تا فقط: در چهار چوب ایران جشن گرفته شود. برخی ها پارا فراتر گذاشته: به تهران نگاه می کنند. یکی هم مانند بی بی سی، فقط جاهای خالی خیابان های تهران را نشان می دهند! می گویند یک نفر  چلو کبابی تاسیس کرد، ولی هیچ مشتری نداشت! ماهها گذشت و عاقبت از یک فرد پر تجربه، علت را جویا شد! او گفت: شرح فعالیت روزانه ات را بگو! وی گفت: تا ظهر کار می کنیم، ظهر برای نماز و نهار 2ساعت تعطیل می کنیم! حالا وضع دشمنان 22بهمن، همین است: درست موقع ظهر 22 بهمن، همه دوربین ها را خاموش می کنند: و می گویند چیزی ندیدیم. اما واقعیت تغییر نمی کند. امام خمینی این روز را یوم الله نام گذاری کرد: یعنی روزی که نه تنها توسط انسانها، بلکه از سوی آسمانها هم، گرامی داشته می شود. در قران هم آمده:( فذکر هم به ایام الله) یعنی روز های خدایی را یاد آوری کنید: روز های خدا، روز هاییست که مردم را به یاد خدا می اندازد. چون فراموشی ذاتی بشر است. کلمه انسان از نسیان و فراموشی می اید. انسان ها فراموش می کنند که: خداوند دنیا را در شش روز خلق کرد. لذا نوروز را بوجود آورد، تا مردم همه ساله تولد زمین را جشن بگیرند. از این رو نوروز 6روز است. اما جشن تولد ماه! به آنها اضافه شده و 12روز گردید. هر ماه نیز جشن گرفته می شود. البته به فرموده امام صادق ع : مردم پارس آن را ادامه دادند، ولی اعراب آن را ضایع کردند. شبهای چله، یاد آور طولانی ترین شب سال است. در ان شب انسانها با بیداری و: شاهنامه خوانی و قران و حافظ، یاد خدا را گرامی می دارند. و نعمت های او را پاس می دارند. روز نجات مردم مصر از دست فرعونیان، ایام الله است. که مصریها آن را فراموش می کنند، ولی فرعون را (اهرام ثلاثه)فراموش نمی کنند. برخی از ایرانی ها نیز، 22بهمن را فراموش می کنند، ولی طاغوت را دائم یاد آوری می کنند. از این رو باید دانست که 22بهمن، در آسمانها هم جشن گرفته می شود. لذا در روی زمین ، همه مردم دنیا، در روستا و شهر و: با هر دین و ایین، با هر نژادی باید آن را جشن بگیرند. زیرا به فرموده امام خمینی 22بهمن: ایینه ای است که خورشید اسلام، بوسیله آن برما تابید. و نباید قربانی مطامع افراد سودجو و: انحصار طلب قرار بگیرد. وآن را فقط به فجر آفرینان تبریک بگویند. سازمان تبلیغات اسلامی یا شورای هماهنگی تبلیغات، به همین دلیل کلمه ایران را با خود حمل نمی کنند. زیرا اسلام برای همه مردم جهان است. هر نوزادی که متولد می شود، بایدد در گوش راست او اذان، و درگوش چپ او اقامه بگویند. هر فردی به سن بلوغ رسید، باید نماز بخواند و زکات بدهد. این دستور الهی است. دستور یک ایرانی، یا اهالی نجف یا مکه و مدینه نیست که: آن را محدود به جغرافیا کنیم. همه مردم دنیا را خداوند از: یک پدر و مادر خلق کرده و نباید: آنها در خطر گمراهی بمانند، و به اتش جهنم بسوزند. مقصر آنهایی هستند که محدود کننده هستند.(و قفوا هم انهم مسئولون) محدود کنندگان هستند که: از اسامی چون مسیحی و یهودی و زرتشتی و بودایی و مایا،استفاده می کنند. و الا خداوند همه را عبد خطاب می کند. و ناس می گوید. چرا که یکسان هستند و: چیپ! وجودی انها یکی است. فطرت، عقل و غریزه انسانی، دستگاه هدایت گر خودکاری است که در: وجود همه انسانها کار گذاشته شده است. فقط انسان ها باید اراده کنند: آن را روشن کنند! انبیا وظیفه کلید زدن را دارند. و کلید همه زده شده، اما محدود گران، آن را خاموش می کنند. لذا ای همه انسان های جهان، بیدار شوید به خدا ایمان بیاورید! و در راهپیمایی 22بهمن در محله ها و شهر ها شرکت کنید. با توجه به توان خود، این موضوع را به 22زبان! ترجمه کردیم، ولی شما باید ان را به تمام: زبانهای محلی و شهری و روستایی ترجمه کنید. و به همه آحاد مردم برسانید. دوربین های خداوند، آنها را ضبط می کند. ملائکه آن را بازبینی و مشاهده می کنند. و خداوند خوشحال می شود.

خذ من اموالهم

فرق درآمد و غنیمت
بودجه ایران شامل دو نوع درآمد هست: در امد حلال و حرام!  دولت باید درآمد نفت را به مردم بدهد: امام صادق علیه السلام فرمود: سهم خداوند از انفال، زیر نظر رسول خدا صلى الله علیه وآله مصرف میشود. یعنی مصرف می شود! نه پس انداز. در روایات و کتب فقهى، منابع طبیعى و ثروت‏هاى عمومى، غنائم جنگى، اموال بیصاحب مثل زمینى که صاحبش آن را رها کرده و اموال مردگان بیوارث، جنگل‏ها، درّه‏ ها، نیزارها، زمین‏هاى موات، معادن و... همه از انفال محسوب شده ‏اند.  بعد از تقسیم، اگر درآمد شخص از :هزینه های شخصی اضافه آمد، از آنها مالیات بگیرد. لذا اخذ مالیات بدون پرداخت درآمد نفت(یا انفال) ممنوع است. و تفاوت ماهوی مالیات با زکات و خمس همین است: که بودجه ولی فقیه از خمس، و بودجه دولت از مالیات و  بودجه جاری هم، از محل زکات جبران شود. لذا در این خصوص حوزه ها و مراکز اندیشه ورزی، باید مطالعه کنند، نه اینکه بگویند: ببینیم آمریکا چه کرده! ما که مقلد آمریکا نیستیم! مقلد آیات عظام هستیم، و با کمال احترام نکته ای را گوشزد باید کرد:  جلوی تبدیل اندیشه ورزی به: ترجمه ورزی را بگیرید. زیرا کارشناسان و داوران انتخاب شده، کاملا ترجمه ای هستند. یکی از این داوران به صراحت می گفت: ایران کشوری توسعه نیافته است، و باید اصول توسعه یافتگی را از: کشورهای پیشرفته! بیاموزد و آن را باور کند. این درست همان حرفی است که: مرحوم تقی زاده در صد سال پیش گفت. یعنی نهضت ترجمه. و از آن بدتر یعنی: ممنوعیت اندیشه ورزی داخلی، و ترویج مصرف اندیشه های غربی. متاسفانه کلیه موارد حرام در مکاسب را، همین ها، به بهانه اجرایی شدن در کشورهای پیشرفته، حلال می دانند.  فاجعه  آن است که اصلا: حلال و حرام سرشان نمی شود.  لذا بهره بانکی، درآمد نفتی، بجای برکت داشتن برای دولت ها، باعث سقوط آنها می شود.بنا بر این یک بار برای همیشه، دولت باید بپذیرد در مسائل جاری و اقتصادی کشور: حلال و حرام سرش می شود یا خیر! آیا می خواهد با سیستم ربوی صهیونیستی، بودجه را ببندد یا روش اسلامی؟ این نقطه همان پل صراط است، که می گویند از مو باریک تر است، و از شمشیر برنده تر: آیا می خواهد مانند آمریکای سابق! با زور از مردم مالیات بگیرد؟ که نهایت آن بدهی 30تریلیارد دلاری است؟ یا اینکه اول آنها را مستغنی کند، تا آنها به میل خود خمس و  زکات و مالیات بدهند؟ زیرا دستور خدا هم به پیغمبر: اخذ مالیات از اغنیا(خذ من اموالهم صدقه)هست. لذا برای حلال شدن و با برکت شدن بودجه، بدون استناد به عمل کشورهای پیشرفته!عناصر زیر تغییر یابد: تمامی انفال در اختیار مصرف شود، نه پس انداز. مراتع، جنگل ها، کوهها و دشت ها همه باید به: نسبت مساوی بین مردم تقسیم شود. و چون، اسلام جهان شمول است، و همه انسان های کره زمین، از یک پدر و مادر هستند. لذا برنامه و بودجه ای تنظیم شود که: مردم جهان بطور مساوی از نعمات خداوندی استفاده کنند. سیستم خود اظهاری در خمس باید ساماندهی شود، تا همه مردم دنیا خمس خود را بپردازند. کسی نگوید دسترسی نداشته ام، یا نمی دانم چیست! هرکس به سن تکلیف می رسد، در هر کجای دنیا هست باید رعایت کند. کسانی هم که نماز می گذارند، باید زکات هم بدهند. صدقه و مالیات، سهم فقیران در جیب ثروتمندان هستند. باید از انها گرفته شود.( وفی اموالهم حق معلوم) و به این وسیله به سوی فقر زدایی از: کل جهان اقدام کرد. البته در ایران ممکن است، قابل اجرا نباشد زیرا از یکسو: برنامه ریزان با مکاسب اشنا نیستند. و از سوی دیگر، فقها نباید در چارچوب دولت ها عمل کنند.  دربسیاری از موارد، احکام ثانویه، بر احکام اولیه ترجیح داده می شود!. و اکل میته جایز است. مثلا می گویند تورم بالا است، نرخ بهره را هم بالا ببریم. و چون حکم حکومتی مرجح هست، لذا بانک مرکزی با تصمیم :مافوق قانونی و مافوق عرف جهانی، نرخ بهره را به 40درصد می برد. که درواقع بدهی دولت را افزایش می دهد! تا آن را مصادره کند، چون اغلب هزینه های دولتی، بدهی به بانکها است.

سیروا فی الارض

توجیه فنی و اقتصادی: مستند 13قسمتی اسلم قزوینی (سلمان ماهینی)
 روستای ماهین در دامنه البرز  بین قزوین و زنجان، در میان کوههای سربفلک کشیده، و پر برف چون نگینی زیبا می درخشد. این روستا چهار راه بزرگی برای اتصال بین جاده زنجان و جاده رشت است. میتوان از لوشان به سلطانیه رفت و: از صائین قلعه به منجیل. به همین جهت مرکز بسیاری از حوادث مهم تاریخی، مخصوصا حوادث بیرون از جاده ای بوده، گنجینه ها و معادن فراوانی را در دل خود جا داده است. تا جاییکه برخی ان را (مادین) یعنی مرز مشترک: ماد های همدان و ماد های دیلم می دانند. برخی نیز آن را ماهین به معنی دو ما: قمرین بنی هاشم:حضرات عباس و علی اکبر می گویند: و برخی نیز ان را از به معنی زیبا و برگرفته از ماه  و پسوند می گویند: مانند سیمین و زرین. اسلم قزوینی هم به همین دلیل، نامهای متفاوتی داشته است: او را سلیمان ابن عمرو ترکی گفته اند. سلمان و سلیم هم نام دارد. و اصالتا ماهینی است: زیرا پس از شهادت در کربلا، سر او را جدا کرده، به این محل فرستادند و در ماهین دفن است. او تنها یاور ایرانی: امام حسین ع در کربلا بوده است. و مهمترین نقش او: یا آوری وقت نماز ظهر عاشورا است، که امام حسین ع هم او را دعا می کند. وی به سه زبان ترکی و فارسی و عربی، مسلط بوده. قراین تاریخی نشان می دهد که: حضرت علی ع او را در یکی از سفرهای: تبلیغی اش به شمال ایران، همراه می برد. البته کتب تاریخی از او: بعنوان غلام حضرت هم یاد می کنند. و چون خط خوشی داشته، بعنوان کاتب نیز رقم خورده است. اهالی ماهین نیز بر سه زبان فارسی، عربی و ترکی مسلط هستند. کتیبه ها و دست نوشته های آنان، قدمت هزار ساله دارد. فقط اگر سلمان ماهینی یا اسلم قزوینی را،  درنظر بگیریم تاریخ ماهین به 1400سال بالغ می شود. که بیش از اینها هست. اما پس از شهادت و دریافت سرمبارک، اهالی متوجه فاجعه کربلا می شوند. و به قیام دست می زنند: و در روستای همجوار بطور خودجوش، بر علیه آورندگان قیام می کنند. که مذاسم علم جوشان روستای سزنق، این را حکایت می کند. در این قیام دو فرزند اسلم، نیز شهید می شوند که مقبره آنها در کنار باش امامزادا می باشد. و به گلندام معروف است. این موضوعات دستمایه: مستند 13قسمتی هست که به ترتیب: قسمت اول: شیعه شدن او به دست امام علی قسمت دوم: همراهی با امام علی قسمت سوم استفاده از استعداد او در سه زبان، و خوشنویسی او قسمت چهارم:همراهی با امام حسن ع قسمت پنجم: معلم قران امام سجاد قسمت ششم جایزه معلمی از امام حسین ع قسمت هفتم شرکت در کربلا و جنگیدن قسمت هفتم: سربریدن و ارسال آن به وطن (ماهین) قسمت هشتم: استقبال مردم ماهین و فرزندان او(گلندام) قسمت نهم دفن سرمبارک(باش امامزادا) و شورش مردم سزنق(علم جوشان)قسمت دهم : عزاداری و سالگرد و اجرای تعزیه های کوتاه قسمت یازدهم تداوم تعزیه ها و تکمیل آن به سه زبان ترکی و عربی و فارسی به تبع از این شهید همشهری قسمت دوازدهم تکمیل دیوان اشعار و لباس های بازیگران و ترتیب نسل اندر نسلی نقش ها قسمت سیزدهم: اجرای تعزیه ی اسلم در ماهین امروز، به نظر میرسد که از همان سالها مردم تعزیه ها را اغاز کرده اند. توجیه فنی به لحاظ لوکیشن و و مستندات، میتوان آن را برشی از تاریخ ایران دانست. زیرا تمام حوادث تاریخی به هم مربوط هستند، و ما در جریان بررسی و تنظیم این مستند، ناچار به اوضاع اجتماعی، سیاسی و اقتصادی هم پرش خواهیم داشت. نکته اساسی در این نگرش، خاستگاه تاریخی، امپراتوری و سرآمد بودن: ایرانیان در همه زمینه ها هست. بخصوص اینکه تهران امروزی،  و البرز مرکزی توسط :جنگ های عمر و ابن سعد فتح نشده است، بلکه توسط سفرهای معنوی حضرت علی ع در دوران سکوت، شیعه شده اند. حضرت علی ع از باکو و تاتارستان، تا مزار شریف افغانستان را با مشاوره، مسلمان و شیعه نموده است. آثاری مانند چشمه علی، آبعلی و آبیک دسترنج ایشان برای اهالی بوده است. چنانچه یمن نیز به دست: مبارک ایشان بدون هیچ جنگی شیعه شده است. از نظر مالی نیز این سریال سعی می کند: کم هزینه ترین باشد. زیرا برای بیان تاریخی، به اندازه کافی مستند، فیلم وسریال وجود دارد. شاید تنها هزینه تدوین گر بر ان بار شود، البته اگر صدا و سیما موافقت نماید، از تاریخ پژوهان نیز استفاده می شود: که جمعا صد میلیارد ریال می شود.