امریکا تا کنون بر دو پایه کشتار و غارت تاسیس شده بود که ترامپ نشان کشتار و بایدن نشان غاذت هست زیرا ترامپ عضو گروه کوکلس کلانها بوده و هر سرخپوست یا سیاهپوست را می دیده می کشته است، بایدن هم با فروش سلاح به جهان همه را غارت می کند زیرا سلاح ها به دهها برابر قیمت تمام شده فروخته می شد احمد ماهینی کاندیدای ریاست جمهوری امریکا می گوید جوانان از این موضوعات خبر ندارند،انها حتی نمیدانند مالک اصلی امریکا بومیان سرخپوست بودند، سفید ها که از اروپا امده بودند با سلاح های پیشرفته همه را قتل عام کردند تا صاحب امریکا بحساب ایند انها سرخپوستان را قتل عام و زمینهای انها را مصادره کردند و نسل جوان بداند که انها سیاهپوستان را برده خود کرده از انسان بهره کشی می کردند. اما انقلاب ایران به سلطه گری امریکا پایان داد. حالا بنده که تیوریسین انقلاب اسلامی هستم، رسالت خود را در امریکا می بینم. انها با آموزش اقتصاد مقاومتی میتوانند امریکای نوین بسازند که دیگر محتاج غارت یا دزدی نباشد. جوانها بدانند که امریکا در نفت دوم است. ولی خوی درندگی ترامپ و بایدن ها باعث شده که غارت کردن نفت دیگران را ادامه دهند و چاههای نفت را مسدود کننده بگویند هزینه بالا است. در حالیکه ما میتوانیم راه استخراجی را امورش دهیم که بشکه ای فقط چهار دلار هزینه داشته باشد. با این روش اشتغال عطیمی ایجاد میشود و خودکفایی هم از راه میرسد
جوخه های ترور فعال شوند
گویا ترامپ و بایدن و نتانیاهو، هنوز زنده اند و نفس می کشند. لذا وظیفه یکمیلیارد جوخه های ترور این است که، در آماده باش کامل باشند. و این آماده باش تا ترور کامل این سه تن ادامه دارد. جوخه های ترور ما یک نفره هست و با هیچکس ارتباط ندارد و فقط یک سلاح ملازم اوست. البته سلاح هم لازم نیست، میتوانند با مشت و لگد و سیلی هم حساب این سه نفر را برسند. انها ییکه دسترسی به این سه نفر ندارند میتوانند حامیان رسانه ای آنها را هدف قرار بدهند. احمد ماهینی کاندیدای ریاست جمهوری امریکا می گوید، قرار است هیچ رسانه ای عکس و فیلم و نوشته ای، از اینها ولو بعنوان مخالف نداشته باشند. لذا هر رسانه ای که این کار را بکند، در واقع حکم اعدام و نابودی خود را امضا کرده، در واقع پولهایی که از این سه نفر میگیرند، تبدیل به طناب دار شده انها را بجهنم می فرستد. حرامزاده هایی که از این سه نفر تبلیغ می کنند، نباید زنده بمانند و به تبلیغ خود ادامه دهند. مثلا در ایران روزنامه صنعت،دنیای اقتصاد نمونه چنین مطبوعاتی هستند، انها از یکطرف ظریف را تشویق به مذاکرات برجامی می کنند، و از سوی دیگر دوست دارند که، پاره کننده برجام رای بیاورد! و این تناقض یعنی افراد ضد وطن و خیانت کار هستند ،که فقط سقوط نظام را در نظر دارند. لذا هیات نظارت بر مطبوعات، باید بدلیل سیاهنمایی های انان، لغو امتیاز کند. اما در خارج از ایران، اگر خرده رسانه ای چنین کند، با جوخه های ترور طرف است، که کار خود را تمیز انجام داده، اثار جرمی باقی نخواهند گذاشت. اکنون جوخه های ما بصورت انفرادی، در سراسر دنیا هستند. در مدارس یا میخانه ها، هواداران این سه نفر را اعدام می کنند. دولت امریکا بداند که ترور اخیر ترامپ، دستگرمی بوده است و منتظر کارهای دقیقتر ،و سنگینتر باشد. البته بایدن خودش مردنی هست. اما چنانچه کاندیدا شدن احمد ماهینی را قبول نکند، باید شرکت در میتینگهای انتخاباتی را فراموش کند، و یا اگر اصرار داشته باشد باید عمودی برود و، ما او را افقی خواهیم کرد، چنانچه سید حسن نصرالله با دست خود ان را نمایش داد. گردانهای قسام هم جوخه های تک نفره را اموزش دهند، تا نتانیاهو را افقی کنند. و دنیا از شر این سه نفر راحت شود. و روی ارامش را ببینذ
شباع تولید و عرضه اشباع
ایران ده برابر جمعیت خود، ثروت و معادن دارد که، فقط یک برابر ان به بهره برداری برسد بازار اشباع شده است. در حالیکه الان نزدیک به سه برابر بهره برداری میشود، و کشور از حد اشباع گذشته است. کسانیکه از بیرون نگاه کنند تا شش برابر هم اشباع شده، یعنی مصرف برق در ایران شش برابر متوسط جهانی هست، بسادگی میتوان گفت تولید از ان هم بیشتر است، زیرا بخش اعظمی قاچاق شده، و بخش دیگری هم صادر میشود. یعنی تولید برق در ایران ،هشت برابر متوسط دنیا هست، ولی به نظر نفهم ها و نادان ها اصلا برق وحود ندارد! در تمام حامل های انرژی، مسکن، سوخت حتی مواد غذایی چنین است، یعنی به همت اما هشتم، تولید و مصرف در کشور هشت برابر متوسط حهانی است، لذا تا ده برابر مذکور جا دارد. و در این راه شهیدان خدمت فراوانی دادیم. میگویند یک نفر خواب رییسی را می بیند که، با همان لباس همان وضعیت خاک الوده در فعالیت هست. از او سوال می کند مگر شما شهید نشدی؟ چرا در بهشت هم ارام و قرار نداری? میگوید مردم با رای دادن به پزشکیان، گفتند که من هیچ کاری نکردم! مجبورم این دنیا هم، بی خیال اسایش بشوم، شما به نرجس سلیمانی هم، بگویید سردار سلیمانی هم هنوز چکمه هایش را در نیاورده. احمد ماهینی کاندیدای ریاست جمهوری امریکا می گوید. معنی این حرف ان است که مسئولین بالاتر، همیشه نیمه خالی لیوان را می بینند. و مردم نیز عاذت به غر زدن پیدا کرده اند، که هر چه کار میشود می گویند کم است. فقرا در ایران از ده جا یارانه می گیرند می گویند کم است، ثروتمندان هم از دهها جا درآمد دارند باز می گویند کم است. باید مردم شکر گزار و قناعت جو باشند. و بدانند که در امریکا و اروپاهم، مردم بیش از یک برابر انتظار ندارند. مردم امریکا حتی بیمه کامل ندارند. نوانخانه ها قدرت تقسیم غذاهای گرم و گران را ندارند. در حالیکه در ایران به هر بهانه ای، تغذیه رایگان با بهترین نوع مواد غذایی، انجام میشود زنان در ایران برای عمل زیبایی، لوازم ارایش هرچه لازم باشد با انعام اضافه پرداخت می کنند، ولی موقع زایمان میروند مدد کاری، و از فقر و بدبختی های خود گزارش میدهند. شرکتها موقع وام گرفتن از بانک، سود اور، با گردش مالی فوق العاده هستند، ولی در مقابل ریس جمهور از فشار مالیاتی، جریمه ها ی بیمه و اقساط عقب افتاده صحبت می کنند. جوانان حاضر نیستند در مترو و اتوبوس و تاکسی یک دقیقه منتظر بعدی باشند و : می گویند هزار تا کار دارند. اما نزد زهبر که می رسند می گویند بیکار و علاف هستند.
هنگامیکه حضرت علی علیه السلام ابیک را فتح کرد و برای انها چشمه ای درست کرد عازم طارم سفلی و قزل اوزون طارم علیا شد. در طارم سفلی فعلی، که همه شیعه شده بودند فردی بنام اسلم قزوینی، یا سلمان ماهینی، ملازم حضرت علی شد و گفت به سه زبان ترکی فارسی و عربی مسلط است . حضرت علی ان را به امام حسن بخشید و بعد غلام ترک امام حسین شد. که نامش در کتیبه های ۷۲تن موجود است. وی در ظهر عاشورا یاد اوری وقت نماز کرد، و امام حسین او را دعا نمود. وی در کربلا شهید شد و تنها یار ایرانی سپاه سیدالشهدا بود. دشمنان برای جایزه سر او را از تن جدا کرده، و ابن سعد دستور داد ان را به زادگاهش ماهین، بفرستند تا علامت پیروزی انها باشد. وقتی سرمبارک را به ماهین اوردند، دختران او گلندام را هم شهید کردند، اکنون محل دفن سر در ماهین بنام باش امامزادا معروف هست. و اوقاف با کمک خیرین در حال بازسازی. احمد ماهینی کاندیدای ریاست جمهوری امریکا می گوید. اکنون قریب به 1380سال از ان تاریخ می گذرد زیرا در همان محرم سال 61این سر بریده به ماهین رسیده است. و مردم در پاسداشت این معلم نخبه که چهار یا پنج امام را درک کرد و تنها نماینده ایرانی در سپاه امام حسین است، هرساله دهه اول محرم را به بازسازی حوادث محرم و احتمالا به نقل از دست نوشته های ایشان اقدام می کنند، نوحه ها و شعرها غالبا به سه زبان ترکی و عربی و فارسی نوشته و با صدای بلند خوانده می شوند. اما این اشعار با زبان امروز کمی تفاوت دارد که نشان قدیمی بودن انها هست. شعر ها و متن های که در تعزیه های ماهین خوانده میشود پر از مفاهیم قرانی و روایی و صنعت ادبی هست که برخی ها حالت بحر طویل دارد.دستنوشتها همه محلی است و گویا از همان اسلم الهام گرفته و یا اصلا خط او باشد چون اسلم هم خوش قریحه و هم خوشنویس بوده است و کاتب امام حسن و معلم فرزندان امام حسین و قصه گوی کودکان در عاشورا هم بوده است. در ماهین سه تیره وجود دارد تیره سلمان ماهینی،اشتری وسید ها. تیره سلمان یا حداد به اسلم بر می گردد. تیره اشتری ها به مالک اشتر از طریق ابراهیم اشتر، و سید ها به زید ابن علی از طریق فرزندش حسین ادامه می یابد.
چون تیم اقتصادی دولت در حال شکل گیری است و رئیس جمهور منتخب هم، ظاهراً در خواست نظر و پیشنهاد کرده است برحسب وظیفه و طی سالهای متمادی پیشنهاد ها را مطرح کرده ام و خدا می داند توجه نکردن به اندهم دنیای انسانی را خراب میکند و در اخرت هم جوابگویی را مشکل میسازد. اقتصاد اسلام بسیار ساده و قابل فهم است. همه بیت المال باید بین مردم تقسیم شود اینهم عینا و بطور مساوی چنانچه پیامبر و حضرت علی چنین می کردند. طوری که هیچ فقیری یافت نمی شد. مگر مسکین، یا در راه مانده مانند مهاجران افغانی،. اما چرا موضوع به این سادگی را پیچیده کرده و لاینحل جلوه میدهند،دو دلیل دارد یکی بدگمانی به خدا و دیگری خود محوری یا سود خواهی شخصی هست. اینهمه بانک و خزانه درست میکنند و بیمه و بورس میسازند نشان بد گمانی یا بی ایمانی بخدا است. او را رازقی نمیدانند. در حالیکه خدا میفرماید ما روزی شما دولتیها و دیگران را میدهیم. نشانه ان نزول باران هست. هرگاه باران کافی بیاید زمین ها سرسبز شده و غذای انسان و حیوان تامین میشود. ولی دولتها از نیامدن باران میترسند و لذا ذخیره می کنند تا روی خدا را کم کنند. و نگذارند او بوسیله گرسنگی و نقص اموال انها را امتحان کن د. ولنبلونکم بشی من الخوف و الجوع و نقص من الاموال. احمد ماهینی کاندیدای ریاست جمهوری امریکا می گوید دلیل دوم ناکار آمدی اقتصادی خود محوری و سود خواهی شخصی است. براساس فلسفه لیبرالیسم و اندیویجالیسم!هرکس باید سر خویش بگیرد و فقط به فکر خودش باشد. لذا حداکثر کردن سود یعنی جذب منابع دیگران به حلال یا حرام. و کاهش هزینه ها هم یعنی تحمیل هزینه های خود بر دیگران که اساس مدیریت و اقتصاد فعلی من جمله ایران را تشکیل میدهد. حتی مسیولیت های اجتماعی هم شکل ظاهری و فانتزی دارد زیرا بمنظور فرار مالیاتی و افزایش سود انجام می پذیرد