غارت اموال صهیونیست ها
در این زمستان سرد و سیاه، از همه بی خانمانها، مفلسین، فقیران و یتیمان و اسیران،( یک کلمه مستضعفان و پا برهنگان)در خواست میشود: نسبت به غارت اموال و شرکتهای صهیونیستی اقدام نمایند. زیرا دستور ولی امر مسلمین جهان است، که ارسال هر گونه کالایی را، به مقصد اسرائیل مانع شوند. لذا همه مردم دنیا حق دارند: در این فراخوان شرکت کنند. و سهم خود را بردارند. این موضوع به 30زبان زنده دنیا، درج می شود ولی شما میتوانید: آن را به زبان های دیگر هم ترجمه، و در شبکه های اجتماعی انتشار دهید. هرکس هرچه قدر فالوور دارد، مسئولیتش در رساندن این پیغام بیشتر است. فرقی بین مسلمان و غیرمسلمان، کافر و بی دین و بت پرست نیست! زیرا خداوند همه آنها را، از یک پدر و مادر افریده هست. دلیل دیگر اینکه: قبلا محصولات شرکت های صهیونیستی را، می خریدند و سود آن به جیب شرکت های صهیونیست میرفته. لذا در هرجایی بیشتر این محصولات هست، وظیفه مردم آنجا سنگین تر است: برای تشریح بهتر این ماموریت باید دانست که: اموال صهیونیست ها همه از نزولخواری بوده، حرام بوده لذا متعلق به خودشان نیست. لذا هرکس از بانکها، پول ربوی گرفته، همه را باید برای خودش بردارد! تا میزان پولهایی که به صهیونیست ها، و شاگردان و شرکتها و بانکهای انان داده، تسویه شود. پس مرحله اول مصادره سهام، اوراق بهادار و بانکهای صهیونیست ها هست. شما می توانید به تاسی از مردم انقلابی ایران: در سال 1357 تمامی بانکها، را تصاحب کنید و پول های: نقد و طلا و جواهرات را برای خود بردارید. محل آن را هم برای سکونت بی خانمانها استفاده کنید. این یک فرمان 8میلیاردی است! که شامل همه مردم دنیا می شود. در مرحله دوم شرکتهای تولیدی صهیونیستی را شناسایی کنید، خرید از انها حرام است. لذا با تصاحب این شرکت ها، همه محصولات آن را بین فقرا تقسیم کنید. وکلای قانونی باید با مردم همکاری کنند. نام شرکتها را عوض کرده، به نام مالکان جدید ثبت نمایند، تا در تولید ان وقفه ایجاد نشود. مرحله سوم: شناسایی شرکتهایی ایت که: به صهیونیست ها غذا و محصولات می فروشند! آنها ممکن است خودشان صهیونیست نباشند. ولی چون با صهیونیست ها همکاری می کنند، در معرض این حکم قرار می گیرند. اغلب شرکتهای ترکیه ای و اذربیجان و آمریکایی و اروپایی و غیره، مشمول این بخش از طرح می شوند. آنها باید تمامی محصولاتی که به اسرائیل فروخته اند، در اختیار فقرا قرار دهند. و از این به بعد نیز نفروشند. و چنانچه فرمان را اجرا نکنند، مردم حق دارند برای همیشه، آنها را ادب کنند. و مالکیت انها را سلب. و به نام فقرا و پابرهنه ها ثبت وضبط کنند. مردم کشورهایی چون اردن که شاهد عبور: کامیونها و محصولات خریداری شده توسط :دولت صهیونیستی هستند، حق دارند همه اموال و حتی کامیون ها را، مصادره و به غزه ارسال دارند. رفح، خان یونس و کرانه باختری نیز مالکان واقعی این محصولات هستند. البته به میزانی که حق عبور محاسبه شود، میتوانند برای خود بردارند. و بین فقرای انجا تقسیم کنند. بنا بر این ای مردم دنیا، امروز روز مرحمت هست. روز پیروزی پابرهنگان: بر مستکبرین است. آن را گرامی بدارید و به دستورت عمل کنید، و نگذارید دوباره صهیونیست ها، و سرمایه داران وابسته، احیا شوند. و برای چپاول بیشتر در اینده، از دست شما بگریزند. هر یک صهیونیست که از دست مبارزان غزه، رفح و یا سراسر دنیا فرار کند، به معنی پایه گذاری یک اسرائیل جدید، و کشتار بیشتر فلسطینی ها هست. در این خصوص رحم و مروت لازم نیست. طبق دستور قران: همه خانه های انها را جستجو کنید. و هر چه دارند از انها بگیرید و خودشان را بکشید. هرگونه مماشات، آنها را برای انتقام بزرگتر، جری تر می کند.( فَإِذا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ) آنقدر آنها را بکشید و اموالشان را مصادره کنید، تا صلح برجهان حاکم شود.
وفاداری و بازاریابی
بازار یابی در اسلام هم مانند: بقیه فعالیت ها، نظریه سازی خودش را می خواهد. و نباید با اهرم دیگران، و نظریات آنها کار خود را اغاز کنیم. مثل این است که با کلید درب خانه دیگری، بخواهیم درب خانه خود را بگشاییم! پس همه علوم! نیاز به بازنگری دارند. زیرا همه علوم زایده فکر بشری هستند. درک ما از واقعیت را، علوم تشکیل می دهند. یعنی علوم بخودی خود، در جهان وجود ندارند. مثلا چیزی بنام شیمی یا فیزیک، وجود خارجی ندارد. بلکه ساخته و پرداخته ذهن بشر است. طبیعت کار خود را می کند! و راه خود را می رود. این ماهستیم که گاهی فیزیک را، از ان بیرون می کشیم و گاهی شیمی! علوم سخت که از این قاعده پیروی می کنند، علوم نرم بطرق اولی. زیرا چیزی بنام مدیریت! در بیرون ما نداریم. یا اقتصاد و مثلا سیاست. بلکه ذهن ما است که در مواجهه با پدیده های اجتماعی، بعد خاصی را برش می دهد. و آن را نامگذاری می کند. در واقع تمام علوم، همان نامگذاری است. به همین دلیل خداوند در قران هم می فرماید: ما همه اسما را به آدم آموختیم. لذا باید اساس فرضیه ها و نظریه ها عوض شود. و منابع فرضیه سازی، از متون غربی به سوی متون اسلامی حرکت کند. زیرا غرب به انتهای خود رسیده! و علت اینهمه افول هم، منابع علمی آنها است. بطور مثال در بازاریابی: سالها تحقیقات کردند، عمل کردند وبرای ما هم کلاس گذاشتند! هنوز هم می گذارند! ولی با یک امضا ترامپ، همه آنها از هم گسیخت. و نشان داد چیزی بنام بازاریابی، دروغی بیش نبوده. اینکه ما بیاییم 95درصد هزینه های کالا را، به بازاریابی تخصیص بدهیم. و با یک امضا، از صادر کردن آن یا فروش ان: به مشتریان خود منع شویم. که در هیچ تفکر منطقی نمی گنجد. ولی نشان اوج تمدن غربی! و علوم بازاریابی آن است. البته آنها هنوز علوم بازار یابی: قبل از انقلاب را به ما آموزش می دهند(قبل از تحریم کارتر) که با هزینه بیشتر، سهم بازار بیشتری پیدا کنیم. و می گویند تبلیغات هزینه نیست! سرمایه گذاری است. نوکینزی، ها می گویند باید نیاز خلق کنیم! و مردم را محتاج کالای خود بکنیم، تا جاییکه نسبت به آن اعتیاد پیدا کنند. که این عمل شنیع را، وفاداری مشتریان می نامند. اعتیاد یا وفاداری به کالا، یعنی اینکه نیاز هم نداشته باشیم، ان را بخریم تا اشباع تولید بی اثر شود. یا بصورت مصنوعی، در خود نیاز تولید کنیم. مواد مخدر و سیگار و مشروبات و سکس و خشونت، همه در این مقوله جای می گیرند. یعنی مردم احنیاجی به آنها ندارند. ولی بخاطر وفاداری، ان را می خرند و مصرف می کنند. پس: مصرف مواد مخدر یا سیگار، نیاز ذاتی بشر نیست: بلکه حتی عدم مصرف ان بهتر است. ولی برای پرستیژ اجتماعی، یا جامعه پذیر شدن که خود، ساختن افکار عمومی توسط بازاریاب ها هست: مجبورند آن را مصرف کنند، تا جان بدهند. یعنی یک معتاد! مردن در کنار خیابان را، نهایت وفاداری خود می داند. و هیچ از ان باکی ندارد. به همین دلیل نباید انها را جزو انسان به حساب آورد، زیرا احساس و روح انها، توسط شیطان تسخیر شده است. برای روشن شدن موضوع: دشمنان انقلاب اسلامی، کارتن خوابی را برای ما، یک عیب می دانند! ولی برای کشورهای پیشرفته، یک نوع توسعه شهری و رشد سرمایه داری! ارزیابی می کنند. حتی در فرهنگ معتاد ها برعکس مردم عادی، کارتن خوابی افتخار است. لذا هرچه شهر داری آن ها جمع می کند، باز با یک بهانه ای، میان همالان خود رفته. و ژنده پوش تر از قبل، به انها اعلام وفاداری می کنند. درست مثل زباله گردی! که دشمنان برای انقلاب اسلامی، آن را یک پدیده زشت معرفی میکنند، ولی خود زباله گردها، معتقدند که به معدن طلای کثیف دست یافته اند! و به هیچ وجه حاضر نیستند حتی سرقفلی محله خود را، واگذار کنند. لذا علت اینکه ما باید اساس نظریه ها را تغییر دهیم، در همین است که در چاله ای که آنها کنده اند، نیافتیم. چاله آنها یک تضاد درونی یا استانداردهای دوگانه است. مثلا ما طفل نامشروع را نمیپسندیم، ولی انها تبلیغ می کنند که بیشتر شود. در اسلام ازدواج دختران از 9سالگی واجب است، تا در فحشا نیافتند. ولی انها در فحشا می اندازند، تا ازدواج نکند.
بی بصیرتی نسبت به امام زمان عج
اگر از ۸میلبارد جمعیت روی زمین، در قیامت بپرسند چرا شیعه نشدی، و او بگوید من نشنیدم! خداوند با انها کاری ندارد، بلکه یقه علما را می گیرد و: از همه بالاتر از ولی فقیه سوال میکند: چرا در عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات، فقط به ۸۰میلیون توجه کردی؟یا حتی کمتر فقط به تهران و منطقه 6! از این رو باید ولی فقیه را، یاری کنیم تا صدای او به همه 8میلیارد بشر برسد. اگر مانعی بر سر راه است، برداریم. و اگر به گوش آنها رسید، با انها ارتباط داشته باشیم. و اگر خودش نخواست، مسئولیت ما برداشته شده است. البته اگر نخواستن او، بی عملی باشد ، و الا اگر دشمنی کند: و اطلاعات دریافتی او در دشمنی صرف کند، باید از بین برود. زیرا که باعث فساد در جامعه می شود. و باید که جلوی فساد گرفته شود. و این نشان می دهد که ما باید مواظب امام زمان و نایب ایشان باشیم! تا آنها را مثل 11امام قبلی، شهید نکنند. و این بصیرت است. در حالیکه ممکن است اشتباه محاسباتی، ما را برعکس بار بیاورد. یعنی همیشه منتظر باشیم که: امام زمان فقط ما را یاری کند! و به دیگران کاری نداشته باشد . و از ایشان یک کارمند یا کار گر خصوصی! در ذهن خود بسازیم. و هر موقع کار داشتیم! یا مشکل داشتیم او را صدا بزنیم. البته باید این موضوع ساماندهی شود، و از سوی علمای اعلام، بعنوان رساله عملیه یا بخشی از ان، مانند مسائل دیگر بند به بند بیان شود. زیرا ولایت و امامت هنوز وارد رساله عملیه نشده، و هرکس وظیفه خود را نمی داند! مجبور است که به افواه مراجعه کند، یا از روش سینه به سینه و: تاریخ و فلسفه شفاهی استفاده کند. به همین دلیل نظام خاصی ندارد، و مردم نمی دانند چگونه عمل کنند: که هم مورد رضای خدا باشد، و هم به نفع امام زمان عج و هم اینکه: جایگاه علما در سلسله مراتب کجاست. البته غرب همان تئوری امام زمان را، برداشته و برای خودش بنام هرم قدرت، و با استفاده از همان اعداد تدوین کرده است. مثلا در هرم قدرت ابتدا یک نفر است(بجای خدا، ملکه)بعد 14جعبه 12 نفری و دو نفر، هم تقسیم می شود. بعد از اینها 313نفر درقاعده هرم می باشد. لذا کسانیکه در این خصوص دستی بر اتش دارند. باید : نظریه پردازی نمایند و: تکلیف و جایگاه همه را معلوم نمایند. تا با این کار، هم افزایی درست شده و مانند تیم یازده نفره فوتبال، هرکس جایگاه خود را بشناسد. تا چنانچه فراخوان شد(اعلام ظهور) هرکس بداند: چه تخصصی دارد و در کجای سازمان امام زمان میتواند: بهتر خدمت کند. مثلا اگر همه فقط نظامی باشند، طبیعی است که جایگاه کار فرهنگی، خالی است یعنی: مردم توجیه نمی شوند. در حالیکه اولین سخن امام زمان بنابر مشهور: می فرماید من فرزند صفا و زمزم هستم! من فرزند کسی هستم که: با لب تشنه شهید شد! طبیعی است که اگر مردم دنیا، شیعه نشده باشند، این سخن ها را نمی فهمند. البته عده ای که به نظم و سازماندهی معتقد نیستند: می گویند حضرت، دستی به سر انسانها می کشد و عقل آنها تکمیل می شود و: همه چیز را می فهمند. یا تصور مدیریت خطی دارند: یعنی همه افراد مستقیما باید به: حضرت رجوع کنند! و مدیریت میانی لازم نیست. اما در روایات داریم که همه آن 313نفر، توجیه شده و پست سازمانی مخصوصی باید داشته باشند. و خودشان هم، باید 313نفر دیگر را سازماندهی کنند. اشکال اساسی در این است که علمای اسلام هم، که می خواهند مدیریت بخوانند، به آرا ماکیاولی و یا تیلور و یا دکتر رضائیان، مراجعه می کنند. یعنی اسلام را داری: تئوری مدیرت نمی دانند. در حالیکه اسلام دارای تئوری مدیریت است: اولا روایات فراوانی داریم که: به نظم و دیسیپلین اشاره شده، و حتی فرموده اند: اگر دونفر باشند حتما یکی را امام انتخاب کنند. ثانیا:فرموده اند رهبر بد باز هم بهتر از نبودن رهبر است. و حضرت فاطمه سلام الله فرمودند: خداوند ما را فرستاده، تا مردم هدایت شوند. تمام اصول مدیریت فایول! تصحیح شده اش در نهج البلاغه موجود است: مثلا حضرت در نامه به مالک اشتر وظائیف مدیریت را ،چهار گانه توصیف می کند.
ضرورت حفاظت و اطلاعات
برخی ها تصور می کنند، حمایت از ولایت فقیه، فقط شعار است. هرچه بیشتر مرگ بر ضد ولایت فقیه بگویند، بهتر است. در حالیکه حمایت در اینجا، به معنی حفاظت است. یعنی ما موظف هستیم از نایب امام زمان ع، حفاظت و نگهداری، اطاعت و حمایت بکنیم. تا اوامر ایشان اجرا و جامعه جهانی به سوی حکومت: واحد جهانی هدایت شود. با این عمل نشان می دهیم که: اگر: امام زمان عج هم بیاید، از او حفاظت خواهیم. مثال خوبی اقای قرائتی در علت غیبت امام زمان میز ند: اداره برق لامپی سرکوچه شما نصب می کند :تا روشنایی ببخشد، اما بچه ها یا بزرگتر ها، آن را به شوخی یا جدی سنگ می زنند، ناچار دومی و سومی را نصب می کند. وقتی می بیند وضع همانطور است، آخری را نصب نمی کند و منتظر می ماند: تا خود مردم تقاضا کنند. و قول هم بدهند که: از آن حفاظت می کنند. و از نور ش استفاده می نمایند. اینقدر نقش حفاظت و دریافت فیض و نورانیت و اطلاعات لازم، مهم است. آنهم نه هر علمی و اطلاعاتی! زیرا گذشتگان ائمه را جدی نگرفتند. و همه ائمه و معصومین شهید شدند و یا مسموم! لذا هیچ احدی نباید از پیام های ایشان دور بماند، و این وظیفه علما هست که: اسلام ولایت فقیه را به گوش همه جهانیان برسانند، زیرا که خداوند از علما تعهد گرفته! نه از جاهلان. اگر در روز قیامت، کسی ادعا کند که من، اصلا کلام وحی را نشنیدم، و نمی دانم شیعه چیست! خداوند یقه او را نمی گیرد! بلکه یقه علما را می گیرد که: چرا در عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات، اینگونه افراد در جهل مرکب باقی ماندند؟ (وقفواهم انهم مسئولون)یا( أخَذَ اللّه ُ عَلَى العُلَماءِ أن لا یُقارُّوا على کِظَّةِ ظالِمٍ) این یعنی که علما طراز، باید حکومت کنند، حکومت آنها بقدری قوی و مورد حمایت مردم باشد که: بتوانند به راحتی ظالمان را از بین ببرند. و زمینه برای شنیدن حقایق آماده شود. رهبری مستضعفان جهان، به قدرتی برسند: که کسی مانع آنها نشود! زیرا باید زمین را از انها پس گرفته، و وارث زمین بشوند. یعنی آن را از دست ستمگران خارج کنند. در حالیکه امروز ولی فقیه از دست ظالمان، و توطه های انان، راجع به ثروت و سرزمین های ازدست رفته چیزی نمی گوید. زیرا دشمنان چنان توطئه می کنند، که او ناچار مصلحت را درصرف نظر کردن می بیند. نزدیک 80تریلیون دلار از دارایی های شیعه، چه بصورت چمدان های طلا، نفت رایگان و عتیقه جات و نیروی انسانی ایران، غارت شده. ولی تنها چند میلیون دلار ان آزاد شده است. و این هم نتیجه اطاعت رئیس جمهور: از ولی فقیه بوده، نه اینکه مثل رئیس جمهور قبل، طرفدار مذاکره و امتیاز دادن، به بهانه تعامل با دنیا باشد. در حالیکه مردم شعار می دهند: ما همه سرباز توایم! و یا برای فرج امام زمان دعا می کنند. (البته شعاری) زیرا فکر می کنند، امام زمان خودش می اید، و همه دنیا را به تنهایی درست می کند! ظالمان را از بین می برد. لذا تفکر تدریجی لازم است نه تفکر دفعی! منتظر واقعی با منتظر صوری، در همین جا مشخص می شود. عده ای فکر می کنند، فقط باید دعا کنند و شعار بدهند، امام زمان خودش می اید و همه کارها را درست می کند. اما اینطور نیست. وقتی ظالمان باشند، نمی گذارند. و مانند یازده امام دیگر، ایشان را هم، شهید می کنند. مثل الان که برخی مسئولین، دوستی امام زمان را با دوستی آل سعود جمع کرده اند. امام خمینی فرمود: اگر از صدام بگذریم، از آل سعود نمی گذریم! زیرا آنها اطلاعات وسیعی در مورد امام زمان عج دارند، ولی از ان برای مبارزه کردن استفاده می کنند. آنها به همین جهت وهابیت را ترویج می کنند. تا اگر چنانچه امام زمان ظهور کند، کسی با او همکاری نکرده، بلکه در همان مکه به شهادت برسانند. مردم واقعی باید کمک کنند تا مکه، از لوث وجود وهابیت پاک شود. و قبله اول مسلمین هم، از دست صهیونیست ها، اینطور نمی شود که فقط: بخواهیم امام زمان عج در محله ما! ظهور کند. فقط فرمان ما را اجرا ، و مشکلات ما را برطرف نماید. باید مشکلات همه مردم دنیا، مد نظر باشد. زیرا همه از یک پدر و مادرند.
بیانیه انتخاباتی
ستاد انتخاباتی احمد ماهینی طی اطلاعیه ای اولین بیانیه انتخاباتی خود را صادر کرد: در این بیانیه آمده است که آمریکای نوین، آمریکای 99درصدی ها است نه یک درصدی ها. لذا باید همه بنیان های فعلی امریکا دچار تحول شوند و از بنیاد تغییر کنند: اولین تغییر آن است که کاخ سفید اشغال گردد، و به بی خانمان ها داده شود. زیرا در این زمستان سرد و سیاه 40درصد خانواده ها از داشتن سرپناه محروم هستند. و تمامی واحد های مسکونی ان توسط بانکها مصادره شده است. غذای نوانخانه ها به انها نمی رسد واغلب زباله گردی می کنند و یا از ریشه گیاهان برای خود غذا تهیه می کنند. زمین های زراعی انها نیز توسط شرکت های بزرگ از بین رفته است. لذا گام دوم آن است که به هر خانوار آمریکایی، چهار صد متر مربع در شهرها زمین شهری داده شود. و در روستاها ده هزار متر مربع از زمین های بایر و در دست شرکتهای بزرگ. داده شود. با این روش هر خانواده خودکفا شده و میتواند محصولاتی را بدست آورد و با دیگران به اشتراک بگذارید. لذا سیستم پولی نیز باید دچار تحول شود. یعنی بجای کسب درآمد از پولف به سوی کسب درآمد از کار حرکت شود. و لذا بانکها همگی باید بین سپرده گذارن خود تقسیم شود و بجای دفتر بانک واحد مسکونی به آنها داده شود. زیرا داریی بانکها به اندازه ای نیست که بتوانند سپرده های مردمی را نقدا بازپرداخت کنند. چون صاحبان بانکها تصور داشتند که پولهای مردم هم مال آنها است. لذا همه را خرچ پاداش و حقوق و خرید خانه و مغازه برای خود کرده اند. لذا مردم بی پول و طلبکار بی خانمان و بی غذا مانده اند. حتی غارت فروشگاهها هم نتوانسته تامین امنیت غذایی کند. چه رسد به بیمه و مستمری. علت اینهمه فقر و فلاکت مردم آمریکا هم صندوق بین المللی پول و خرانه داری امریکا است. خرانه داری امریکا 22تریلیون دلار بدهکار است و لذا هر پولی به دستش برسد دیگر بازگشت ندارد. ولی صندوق بین المللی کلک جدیدی زده است: از همه بانکهای دنیا پول خواسته به بهانه اینکه به انها وام می دهد! ولی نه از وام خبری هست نه از برگشت پول مردم. لذا اینطور به نظر می رسد که وال استریت، صندوق بین المللی پول ، خزانه داری و بانکها همه مصادره شوند. و بصروت واحد های مسکونی به طلبکاران داده شوند. این پیشنهاد انتخاباتی صرف نیست بلکه جلوگیری از فاجعه جدید بنام برج های دوقلو و حادثه 11سپتامبر است. زیرا اکنون دیگر بر همه ثابت شده که حادثه 11سپتامبر نه تنها یک عملیات تروریستی خارجی نبوده، بلکه بوسیله مدیران مالی برنامه ریزی شده بود تا اسناد مطالباتی همه در اتش سوخته شود. و اتفاقا بیشتر از همه، اعراب و ایرانیان ضرر کردند. زیرا خزانه داری امریکا بیش از 40سال پول نفت ایران و عربستان را نداده بود. و انها مطالبه داشتند. ولی الان هیچ سندی در دست آنها نیست. یعنی درواقع کسی نیست که از او مطالبه کنند، همه در اتش سوخته. فاجعه آمیز تر ان بود که بلافاصله به عراق و افغانستان حمله شد تا نفت عراق و موادمخدر افغانستان جایگزین نفت ایران و عربستان شود. اما به گفته ترامپ فقط7تریلیون دلار در عراق هزینه شد. واگر هزینه تجاوز به افغانستان و غیره را هم اضافه کنیم همان بدهی تابلو! یعنی 30تزیلیون دلار می شود. پس هر قولی نامزدها برای ترمیم اقتصاد آمریکا بدهند. فقط حرف پوچ است و برای رای اوردند. البته برخی ها فکر می کنندف ترامپ از دارایی های خود! برای مردم هزینه خواهد کرد. و مثلا بودجه بیمه و مستمری را تادیه خواهد کرد. اما ترامپ هم ثروتی ندارد. همه ثروتش گرو سازمان های حفاظتی هست که او را از انتقام سخت نجات دهند. من بعنوان یک نامزد انتخاباتی حاضرم در مناظرات شرکت کنم. و ثابت کنم که ترامپ اولا دارایی و ثروت خود را از دست داده، دوما، او برای حفاظت از جان خودش کاندیدا شده است نه کمک مالی به مردم. اشتباه نکنید! او فکر می کند: اگر رای بیاورد مصونیت سیاسی پیدا می کند.