تفسیر (موضوعی قرآن) ماهین

تفسیر (موضوعی قرآن) ماهین

تقدیم به اساتیدم مرحومین: ایت الله کاشانی و ربانی شیرازی صاحب وسائل الشیعه و این الله مهدی شاه ابادی
تفسیر (موضوعی قرآن) ماهین

تفسیر (موضوعی قرآن) ماهین

تقدیم به اساتیدم مرحومین: ایت الله کاشانی و ربانی شیرازی صاحب وسائل الشیعه و این الله مهدی شاه ابادی

خذ من اموالهم

فرق درآمد و غنیمت
بودجه ایران شامل دو نوع درآمد هست: در امد حلال و حرام!  دولت باید درآمد نفت را به مردم بدهد: امام صادق علیه السلام فرمود: سهم خداوند از انفال، زیر نظر رسول خدا صلى الله علیه وآله مصرف میشود. یعنی مصرف می شود! نه پس انداز. در روایات و کتب فقهى، منابع طبیعى و ثروت‏هاى عمومى، غنائم جنگى، اموال بیصاحب مثل زمینى که صاحبش آن را رها کرده و اموال مردگان بیوارث، جنگل‏ها، درّه‏ ها، نیزارها، زمین‏هاى موات، معادن و... همه از انفال محسوب شده ‏اند.  بعد از تقسیم، اگر درآمد شخص از :هزینه های شخصی اضافه آمد، از آنها مالیات بگیرد. لذا اخذ مالیات بدون پرداخت درآمد نفت(یا انفال) ممنوع است. و تفاوت ماهوی مالیات با زکات و خمس همین است: که بودجه ولی فقیه از خمس، و بودجه دولت از مالیات و  بودجه جاری هم، از محل زکات جبران شود. لذا در این خصوص حوزه ها و مراکز اندیشه ورزی، باید مطالعه کنند، نه اینکه بگویند: ببینیم آمریکا چه کرده! ما که مقلد آمریکا نیستیم! مقلد آیات عظام هستیم، و با کمال احترام نکته ای را گوشزد باید کرد:  جلوی تبدیل اندیشه ورزی به: ترجمه ورزی را بگیرید. زیرا کارشناسان و داوران انتخاب شده، کاملا ترجمه ای هستند. یکی از این داوران به صراحت می گفت: ایران کشوری توسعه نیافته است، و باید اصول توسعه یافتگی را از: کشورهای پیشرفته! بیاموزد و آن را باور کند. این درست همان حرفی است که: مرحوم تقی زاده در صد سال پیش گفت. یعنی نهضت ترجمه. و از آن بدتر یعنی: ممنوعیت اندیشه ورزی داخلی، و ترویج مصرف اندیشه های غربی. متاسفانه کلیه موارد حرام در مکاسب را، همین ها، به بهانه اجرایی شدن در کشورهای پیشرفته، حلال می دانند.  فاجعه  آن است که اصلا: حلال و حرام سرشان نمی شود.  لذا بهره بانکی، درآمد نفتی، بجای برکت داشتن برای دولت ها، باعث سقوط آنها می شود.بنا بر این یک بار برای همیشه، دولت باید بپذیرد در مسائل جاری و اقتصادی کشور: حلال و حرام سرش می شود یا خیر! آیا می خواهد با سیستم ربوی صهیونیستی، بودجه را ببندد یا روش اسلامی؟ این نقطه همان پل صراط است، که می گویند از مو باریک تر است، و از شمشیر برنده تر: آیا می خواهد مانند آمریکای سابق! با زور از مردم مالیات بگیرد؟ که نهایت آن بدهی 30تریلیارد دلاری است؟ یا اینکه اول آنها را مستغنی کند، تا آنها به میل خود خمس و  زکات و مالیات بدهند؟ زیرا دستور خدا هم به پیغمبر: اخذ مالیات از اغنیا(خذ من اموالهم صدقه)هست. لذا برای حلال شدن و با برکت شدن بودجه، بدون استناد به عمل کشورهای پیشرفته!عناصر زیر تغییر یابد: تمامی انفال در اختیار مصرف شود، نه پس انداز. مراتع، جنگل ها، کوهها و دشت ها همه باید به: نسبت مساوی بین مردم تقسیم شود. و چون، اسلام جهان شمول است، و همه انسان های کره زمین، از یک پدر و مادر هستند. لذا برنامه و بودجه ای تنظیم شود که: مردم جهان بطور مساوی از نعمات خداوندی استفاده کنند. سیستم خود اظهاری در خمس باید ساماندهی شود، تا همه مردم دنیا خمس خود را بپردازند. کسی نگوید دسترسی نداشته ام، یا نمی دانم چیست! هرکس به سن تکلیف می رسد، در هر کجای دنیا هست باید رعایت کند. کسانی هم که نماز می گذارند، باید زکات هم بدهند. صدقه و مالیات، سهم فقیران در جیب ثروتمندان هستند. باید از انها گرفته شود.( وفی اموالهم حق معلوم) و به این وسیله به سوی فقر زدایی از: کل جهان اقدام کرد. البته در ایران ممکن است، قابل اجرا نباشد زیرا از یکسو: برنامه ریزان با مکاسب اشنا نیستند. و از سوی دیگر، فقها نباید در چارچوب دولت ها عمل کنند.  دربسیاری از موارد، احکام ثانویه، بر احکام اولیه ترجیح داده می شود!. و اکل میته جایز است. مثلا می گویند تورم بالا است، نرخ بهره را هم بالا ببریم. و چون حکم حکومتی مرجح هست، لذا بانک مرکزی با تصمیم :مافوق قانونی و مافوق عرف جهانی، نرخ بهره را به 40درصد می برد. که درواقع بدهی دولت را افزایش می دهد! تا آن را مصادره کند، چون اغلب هزینه های دولتی، بدهی به بانکها است.

سیروا فی الارض

توجیه فنی و اقتصادی: مستند 13قسمتی اسلم قزوینی (سلمان ماهینی)
 روستای ماهین در دامنه البرز  بین قزوین و زنجان، در میان کوههای سربفلک کشیده، و پر برف چون نگینی زیبا می درخشد. این روستا چهار راه بزرگی برای اتصال بین جاده زنجان و جاده رشت است. میتوان از لوشان به سلطانیه رفت و: از صائین قلعه به منجیل. به همین جهت مرکز بسیاری از حوادث مهم تاریخی، مخصوصا حوادث بیرون از جاده ای بوده، گنجینه ها و معادن فراوانی را در دل خود جا داده است. تا جاییکه برخی ان را (مادین) یعنی مرز مشترک: ماد های همدان و ماد های دیلم می دانند. برخی نیز آن را ماهین به معنی دو ما: قمرین بنی هاشم:حضرات عباس و علی اکبر می گویند: و برخی نیز ان را از به معنی زیبا و برگرفته از ماه  و پسوند می گویند: مانند سیمین و زرین. اسلم قزوینی هم به همین دلیل، نامهای متفاوتی داشته است: او را سلیمان ابن عمرو ترکی گفته اند. سلمان و سلیم هم نام دارد. و اصالتا ماهینی است: زیرا پس از شهادت در کربلا، سر او را جدا کرده، به این محل فرستادند و در ماهین دفن است. او تنها یاور ایرانی: امام حسین ع در کربلا بوده است. و مهمترین نقش او: یا آوری وقت نماز ظهر عاشورا است، که امام حسین ع هم او را دعا می کند. وی به سه زبان ترکی و فارسی و عربی، مسلط بوده. قراین تاریخی نشان می دهد که: حضرت علی ع او را در یکی از سفرهای: تبلیغی اش به شمال ایران، همراه می برد. البته کتب تاریخی از او: بعنوان غلام حضرت هم یاد می کنند. و چون خط خوشی داشته، بعنوان کاتب نیز رقم خورده است. اهالی ماهین نیز بر سه زبان فارسی، عربی و ترکی مسلط هستند. کتیبه ها و دست نوشته های آنان، قدمت هزار ساله دارد. فقط اگر سلمان ماهینی یا اسلم قزوینی را،  درنظر بگیریم تاریخ ماهین به 1400سال بالغ می شود. که بیش از اینها هست. اما پس از شهادت و دریافت سرمبارک، اهالی متوجه فاجعه کربلا می شوند. و به قیام دست می زنند: و در روستای همجوار بطور خودجوش، بر علیه آورندگان قیام می کنند. که مذاسم علم جوشان روستای سزنق، این را حکایت می کند. در این قیام دو فرزند اسلم، نیز شهید می شوند که مقبره آنها در کنار باش امامزادا می باشد. و به گلندام معروف است. این موضوعات دستمایه: مستند 13قسمتی هست که به ترتیب: قسمت اول: شیعه شدن او به دست امام علی قسمت دوم: همراهی با امام علی قسمت سوم استفاده از استعداد او در سه زبان، و خوشنویسی او قسمت چهارم:همراهی با امام حسن ع قسمت پنجم: معلم قران امام سجاد قسمت ششم جایزه معلمی از امام حسین ع قسمت هفتم شرکت در کربلا و جنگیدن قسمت هفتم: سربریدن و ارسال آن به وطن (ماهین) قسمت هشتم: استقبال مردم ماهین و فرزندان او(گلندام) قسمت نهم دفن سرمبارک(باش امامزادا) و شورش مردم سزنق(علم جوشان)قسمت دهم : عزاداری و سالگرد و اجرای تعزیه های کوتاه قسمت یازدهم تداوم تعزیه ها و تکمیل آن به سه زبان ترکی و عربی و فارسی به تبع از این شهید همشهری قسمت دوازدهم تکمیل دیوان اشعار و لباس های بازیگران و ترتیب نسل اندر نسلی نقش ها قسمت سیزدهم: اجرای تعزیه ی اسلم در ماهین امروز، به نظر میرسد که از همان سالها مردم تعزیه ها را اغاز کرده اند. توجیه فنی به لحاظ لوکیشن و و مستندات، میتوان آن را برشی از تاریخ ایران دانست. زیرا تمام حوادث تاریخی به هم مربوط هستند، و ما در جریان بررسی و تنظیم این مستند، ناچار به اوضاع اجتماعی، سیاسی و اقتصادی هم پرش خواهیم داشت. نکته اساسی در این نگرش، خاستگاه تاریخی، امپراتوری و سرآمد بودن: ایرانیان در همه زمینه ها هست. بخصوص اینکه تهران امروزی،  و البرز مرکزی توسط :جنگ های عمر و ابن سعد فتح نشده است، بلکه توسط سفرهای معنوی حضرت علی ع در دوران سکوت، شیعه شده اند. حضرت علی ع از باکو و تاتارستان، تا مزار شریف افغانستان را با مشاوره، مسلمان و شیعه نموده است. آثاری مانند چشمه علی، آبعلی و آبیک دسترنج ایشان برای اهالی بوده است. چنانچه یمن نیز به دست: مبارک ایشان بدون هیچ جنگی شیعه شده است. از نظر مالی نیز این سریال سعی می کند: کم هزینه ترین باشد. زیرا برای بیان تاریخی، به اندازه کافی مستند، فیلم وسریال وجود دارد. شاید تنها هزینه تدوین گر بر ان بار شود، البته اگر صدا و سیما موافقت نماید، از تاریخ پژوهان نیز استفاده می شود: که جمعا صد میلیارد ریال می شود.

لا تاکلوا اموالکم بینکم بالباطل

فرق درآمد و غنیمت

بودجه ایران شامل دو نوع در امد هست: در امد حلال و حرام!  دولت باید در امد نفت را به مردم بدهد، و از انها مالیات بگیرد. لذا اخذ مالیات بدون پرداخت در امد نفت(یا انفال) ممنوع است. و تفاوت ماهوی مالیات با زکات و خمس همین است: لذا یارانه باید خمس داشته باشد و  بودجه جاری هم از محل زکات جبران شود

سلام با عرض احترام نکته ای را گوشزد می نمایم  جلوی تبدیل اندیشه ورزی به ترجمه ورزی را بگیرید زیرا کارشناسان و داوران انتخاب شده کاملا ترجمه ای هستند. یکی از این داوران به صراحت می گفت: ایران کشوری توسعه نیافته است و باید اصول توسعه یافتگی را از کشورهای پیشرفته بیاموزد و آن را باور کند. این درست همان حرفی است که مرحوم تقی زاده در صد سال پیش گفت یعنی نهضت ترجمه

والذین یکنزون الذهب و الفضه

بودجه ریزی و برنامه، امری تازه و نورس نیست، که یک عده نوکیسه و کراواتی، بخواهند بما یاد بدهند. ایران امپرا توری 15هزار ساله دارد. و تا کنون بودجه و برنامه هم داشته، از همه مهمتر، خداوند است که سازمان برنامه هم دارد! خام اندیشانی که از گاوچرانی، به کاخ ریاست راه پیدا کرده اند، هرگز نمی توانند بودجه ریزی را به ما یاد بدهند. چون عمرشان به تکرار پذیری، و تجربه پذیری قد نمی دهد. بدتر از انها کسانی هستند که: هر نوع پیشرفت ایران را نادیده می گیرند و هنوز هم، می گویند ایران کشوری توسعه نیافته است! و باید اصول توسعه را از غربی ها یاد بگیرد، آن را بپذیرد و اجرا کند! واقعا وقتی خانه اندیشه ورزی، چنین کسانی را داور! انتخاب می کند معلوم است که: اصلا قصد اندیشه ورزی ندارند. بلکه می خواهند همچنان، به ادبیات ترجمه بپردازند و: تقلید صد درصد از برنامه ریزی غربی. آنها فکر می کنند 15هزار تمدن ایرانی، با آب دهن اداره می شده! می گویند روزی :مظفرالدین شاه برای ابطال نظریه بودجه غربی ، هرکس بودجه می خواست، یک تف به کف دستش می انداخت. ناصرالدین شاه که اصلا قبول نمی کرد. لذا مردم ضرب المثل درست کردند که: یک تف هم به کف دست ما نیانداخت! بودجه را میتوان معادل حسابداری ملی! یا خزانه داری یا مدیرت مالی ملی! گرفت که حرام است. مثلا می گویند اولین کسی که حسابداری را بعد از اسلام، به رسمیت شناخت، حجاج ابن یوسف ثقفی بود! او که شیعه ها را دسته جمعی می کشت! و این نشان می دهد خزانه داری و حسابداری، برای از بین بردن شیعه هست. زیرا اساس شیعه برمبنای: بودجه توده ای ، و اساس ظالمان برمبنای بودجه متمرکز است. در واقع تنها دموکراسی واقعی و ازادی اصیل، در احکام اسلامی است. چرا که سانترالیزم در ان وجود ندارد. و کسی بر دیگری برتری جویی نمی کند. و همه 8میلیارد مردم ،جهان از یک پدر و مادر هستند. همه دارای حقوق مساوی. و کار ها هم، به همه مردم سپرده شده است. اما دموکراسی غربی، دست  و پای انسانها را می بندد. و می گوید حالا آزاد هستی! زیرا مهمترین اصل در غرب و عالم ماده پرستان، اقتصاد و خورد و خوراک است. و آنهم براساس ارزش پولی: ارزیابی و تقسیم می شود: یعنی هرکس پول داشته باشد زندگی می کند، ولی کسی که نداشته باشد، باید بمیرد.(قانون تنازع بقا یا همان تعارض منافع) با این مبانی و تئوری های آن،دولت باید تمرکز داشته باشد، همه پولها دست دولت باشد. آنگاه دولت به کسانی که می خواهد زنده بمانند، به اندازه بخور و نمیر اجازه داشتن پول را بدهد. قبلا گفتیم دولت غیر اسلامی، فرقش با ملت این است که: ملت خزانه را پر باید بکند، و دولت آن را خالی کند. البته در دولت سرمایه داری، سرمایه دار این کار را می کند. با مکانیزم نامرئی مانند: کاهش دستمزد و یا حداقل دستمزد، تمام ثروتها را نزد خود، نگه می دارد. در حالیکه اسلام هر گونه جمع اوری نقد، مسکوکات و املاک را توسط: هر نهاد یا فردی حرام می داند. و باید هرچه در خزانه هست، بدون فوت وقت بین مردم به طور مساوی تقسیم شود. درواقع خزانه دولت اسلامی، مردم هستند: نه گاوصندوق ها.هر سرپرست خانوار، یک خزانه دار و برنامه ریز هست. لذا پول و نقدینگی باید: به سرپرست خانوار داده شود. او قیم فرزندان خود هست. اما در سرمایه داری ، سرمایه دار یا دولت، قیم مردم هستند. می گویند پولها را به ما بدهید، تا ما به نمایندگی مردم هزینه کنیم. درواقع می گویند: مردم عقل معاش ندارند، اگر بین آنها توزیع کنیم، مثلا کار های عمرانی انجام نمی شود. سیستم الهی هم یک سیستم توده ای، یا کلکتیو است: یعنی خزائن نزد خدا هست. و خدا به هرکس که دلش می خواهد می دهد. و این خواستن، هم به خدا برمی گردد. و هم به مردم. یعنی کسی که دعا کند، دعایش مستجاب می شود. آنقدر این سیستم مردمی هست که: می گویند: ملک رزق(میکائیل) سربازانی دارد که: آنها وظیفه دارند یک قطره باران را، حفاظت و هدایت کند تا به یک مورچه، یا گیاه و یا انسان مورد نظر برساند.

و لله خزائن السماوات والارض

نقش خزانه در دولت سازی
در دولت سازی آینده، حذف خزانه داری  مهمترین نقش را دارد. زیرا در قران می فرماید: (ولله خزائن السمواوات والارض) خزانه ها، همه برای خداست. و کسی حق ندارد خود را مالک آن بداند. و یا می فرماید (ولله ملکوت السماوات والارض) مالکیت آسمانها و زمین ها، برای خدا است و مالکیت خصوصی: یا دولتی و خصولتی، همه باطل است. ممکن است   حتی شرک باشد. یعنی با خدا شریک شدیم! ولی نه یک کفر است(کفران نعمت): زیرا حق خود را می پوشاند، آن را باطل می کند و خود را مالک می داند. بنا براین ذات اصلی دولت سازی جدید، مبتنی بر عدم مالکیت حتی مالکیت فکری است: زیرا فکر هم مخصوص خدا است. علم هم در مالکیت خدا است:( العلم نور، یقذفه الله فی قلب مایشا): علم و دانش پرتو و جرقه ای از نور خدا است، که در ذهن ها ایجاد می شود.(روزی همان روزشخص است) پس شورای نگهبان مواظب باشد: قانون مالکیت فکری هم مانند :قانون اراضی نشود.(الارض لمن احیاها) این مالکیت، مالکیت اعتباری است. یعنی از خداوند مجوز گرفته، نه از زمین شهری! زمین شهری فقط واسطه هست. تا حکم خدا را اجرا کند. یعنی زمین شهری یا سازمان جنگلها، نمی توانند: بطور دائم مرتع یا زمین را حتکار کنند، یا به شخص بخصوصی واگذار کنند. تنها ملاک واگذاری، کار است. و هنگامی که شخص یا دولت کاری نمی کنند، مالکیت انان بالذات لغو می شود. لذا اینهمه زمین و مراتع که: در دست سازمان جنگلها و مراتع و یا زمین شهری و حتی شهرداری، بیکار افتاده  همه باید واگذار به: کسانی شود که مسکن یا مزرعه ندارند. در دولت سازی جدید که ما در حال انجام آن، در سراسر دنیا هستیم، این موضوع شاخص ما است. یعنی در امریکا، اروپا، اسیا، افریقای جنوبی، اقیانوسیه حتی کره ماه و مریخ، دولتها حق ندارند: خود را مالک بدانند. این مفهوم دیگر خزانه داری است: خزانه داری نقدی مشمول ایه( کنز) می شود: که باعث سقوط دولت ها(عذاب شدید) می گردد( می گویند بودجه قرمز است). و مالکیت انفال (غیرمنقول) فقط در اختیار: مردم قرار می گیرد و: به مالکیت ابدی آنها در نمی اید. یعنی برای کار کردن میتوانند: آن را تصرف کنند. برای سود آوری یا سرمایه گذاری یا خرید وفروش، فقط از محصولات آن می توانند بهره ببرند. چرا که ایجاد خزانه، چه منقول و غیر منقول، شک داشتن به خزانه داری خداوند است: سعدی علیه الرحمه می فرماید:ای کریمی که از خزانهٔ غیب، گبر و ترسا وظیفه‌خور داری، دوستان را کجا کنی محروم؟ تو که با دشمنان نظر داری. لذا مردم بدانند که اگر حتی، دشمن خدا هم باشند، مستمری خود را باید: از خدا دریافت کنند. و دولت خدایی را حذف کنند. از امروز وظیفه همه مردم دنیا هست: اولا شیعه شوند. و سپس به حذف دولتهای ضد شیعه اقدام نمایند. مطالبات خود را در مورد زمین، خانه، شغل و غیره، فقط از خدا بخواهند. دشمنان خدا آنقدر قوی و پر رو هستند که: با اینکه همه امکانات خود را از خدا می گیرند، ناشکری هم می کنند.  تا همه را هم به بردگی خودشان ببرند. آنها می گویند هرچه می خواهید از دولت بخواهید! اشتغال، مسکن و ازدواج شما، فقط به دست دولت، آنهم بانکها، حل می شود: خدا بانکی! یا خداخزانه داری و یا خدا دولتی! را تبلیغ می کنند. تا هیچ چیز باقی نماند. و شما نیازی به عبادت خدا پیدا نکنید. و حتی دشمن خدا بشوید. اکثر دشمنان خدا، همان دولت پرستان هستند. مانند قیصر روم که می گفت: خدا به همان اسمانها برود و حکومت کند. روی زمین را به ما واگذار کند. در صورتیکه امام رضا ع فرموده: حتی نمک خود را از ما بخواهید! برای همین در اکثر مواقع در حرم امام رضا ع، نمک توزیع می کنند. یا در امامزاده صالح(برادر ایشان) تجریش، مردم نذر نمک می کنند و حاجت می گیرند! بعد هم نذر خود را ادا می کنند. و دائما در مقابل درب آن امامزاده، خیرات بسته های ده تومانی نمک است. اما دولتها، پزشکان خود را مامور می کنند: که ما نمک نخوریم! تا احتیاجی به امام رضا هم نداشته باشیم. حتی پارا فراتر گذاشته :نمک را بدتر از هرویین معرفی می کنند.