تفسیر (موضوعی قرآن) ماهین

تفسیر (موضوعی قرآن) ماهین

تقدیم به اساتیدم مرحومین: ایت الله کاشانی و ربانی شیرازی صاحب وسائل الشیعه و این الله مهدی شاه ابادی
تفسیر (موضوعی قرآن) ماهین

تفسیر (موضوعی قرآن) ماهین

تقدیم به اساتیدم مرحومین: ایت الله کاشانی و ربانی شیرازی صاحب وسائل الشیعه و این الله مهدی شاه ابادی

فضل الله المجاهدین علی القاعدین

ابطال نظریه تعامل با جهان

فرضیه تعامل در روابط خارجی، یک فرضیه ابتدایی، برای حرکت اولیه یک حکومت یا ملت است. به این معنی که مثلا در ایران، انقلاب اسلامی رخ داده و: دنیا آن را به رسمیت نمی شناسد. لذا  با اعزام گروههای حسن نیت، سعی می کند که: روابط خارجی را ترمیم، و به حالت قبل برگرداند. و این نامگذاری محترمانه: دیپلماسی التماسی است. این نظریه از دوجهت مردود است: یکی اینکه تصور ارتجاعی است. یعنی سعی دارد روابط را مثل گذشته!  بازسازی کند. و این یعنی برگشت به رژیم قبل. و به اصطلاح مردمی: به گه خوردن و غلط کردن افتادن! دلیل دوم از ان جهت است که: ترمیم در سطح گذشته روابط، امکان ندارد مگر اینکه: همه چیز بجای خود برگردد! یعنی شاه دوباره زنده شود! شریف امامی و آموزگار و هویدا، از اعدام رهایی شوند.  تا از انقلاب دست شست. و آن را یک اشتباه تاریخی توصیف کرد. و برای جبران ضایعات انقلاب، هزینه های دو برابری پرداخت کرد: مثلا لانه جاسوسی را به آمریکا پس داد،  لوله های نفت را برای ان گشود. با سلام و صلوات، 15هزار مستشار نظامی را برگرداند: و دختران دبیرستانی را به آنان اهدا کرد، تا نسل جدید آمریکایی در ایران، ادامه تخم ریزی داشته باشند. و خیلی کارهای دیگر. که ساده ترین آن (غلط  کردم نامه) است. مثلا پیامبر اسلام نامه به دربار روم و ایران و حبشه فرستاد. وقتی که نامه توسط کیخسرو پاره شد، روابط تیره گردید. و پیامبر برای تعامل با جهان! می بایست عذر خواهی کند. و از اینکه احساس تکلیف نموده، اظهار پشیمانی نماید. در واقع میتوان گفت: این تئوری، ساخته پرداخته سلطنت طلبان است، تا جمهوری اسلامی را منزوی، و سلطنت قاجار یا پهلوی را برگردانند. پهلوی بیشتر با استعمار نو، یعنی آمریکا گره خورده، ولی قاجار با سیاست استعماری کهنه، یعنی بریتانیا هماهنگ هست. بنا براین سلطنت طلبها، بیشتر مایل هستند که آمریکا برگردد. و مدیریت کشور را به دست بگیرد. از این رو بر ضعف مدیریت و ناکار آمدی دولت، تاکید دارند. اما قاجار (مریم عضدانلو قاجار) بیشتر بر بازگشت اروپا، مخصوصا انگلیس یا فرانسه تاکید دارند.  لذا مسعود رجوی و بنی صدر، هم که فرار می کنند، به دامن فرانسه پناه می برند. و جهت یابی بی بی سی هم، بیشتر با منافقین هست. آنها معتقدند که رژیم پهلوی از ابتدا، بد بوده و نباید بوجود می امد. زیرا باعث از بین رفتن قاجار شد. لذا مبارزه آنها با پهلوی ها، نه برای خاطر جمهوری اسلامی، بلکه جمهوری قجری است. و اساس اختلاف این دو گروه هم، برمبنای خاستگاه آنها هست. لذا می بینید در مساله مهسا گیت، منافقین، هیچگاه روسری های خود را برنداشتند. از سوی دیگر دیپلماسی التماسی، یا همان تعاملی،که جنبه انفعالی دارد، باعث می شود که مطالبات اقتصادی هم مسکوت بماند. مثلا 800میلیارد دلار پول 50سال نفت به چین، اصلا مطرح نشود! تا چین در شورای امنیت، رای بر علیه ایران ندهد: یا روسیه! هند و حتی پاکستان و عراق! حتی تخریم امریکا به رسمیت شناخته، و کاپیتولاسیون اجرا شود.نتیجه آن هم فقر مردم ایران، تورم و بیکاری است. در حالیکه تئوری جدید، باید تئوری امپراتوری باشد، روابط براساس تئوری انقلابی تعریف شود. ولذا مانند: امام خمینی باید گفت: روابط با آمریکا را می خواهیم چکار! امام خمینی براساس تئوری امپراتوری، و قدر  قدرتی ایران، می فرمود: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند! ولی تعامل گرایان (اعم از سلطنت طلب قاحاری یا پهلوی) به بهانه فهم زبان جهان! همیشه می گفتند: امریکا قصد دارد حمله کند. و می تواند غلطی بکند. لذا هیچگاه به دنبال مطالبات، اموال بلوکه شده و سرقتی ایرانیان نرفتند. در ظاهر می گفتند: آمریکای جنایتکار! ولی مانند رهبران مافیا در ایتالیا! برای انان مصونیت قائل بودند. هرکس هر جنایتی می کرد، کافی بود از مرزها خارج شود. کل گناهان او بخشیده! و به گردن مسئولین نوشته می شد. طلا و جواهرات، عتیقه جات، دلار ها و تومان ها بود که: سر از آمریکا و کانادا در می اورد. و مردم با تورم وبی پولی، روزگار می گذراندند تا پشیمان از انقلاب شوند.

و ماقدروالله حق قدره

امپراتوری با اجازه
فرق است بین امپراتوری: با اجازه و بی اجازه. امپراتوری های غیر ایرانی، همه امپراتوری های خود خوانده بودند: و بدون اجازه خداوند بوجود آمده بودند. مخصوصا امپراتوری روم که قیصر گفته بود: خداوند را در زمین جایی نیست. و باید در همان آسمانها بماند. و زمین را به قدرت ما بسپارد. در واقع برای رسیدن به امپراتوری، برعلیه خدا شورش کرده، و یا حد اکثر او را در کوه المپ، زندانی می کردند. فیلسوفان یونان هم به همین شکل، خدا را بیرون می کردند، بعد با هم فلسفه می بافتند تا ببینند که :خدا را میتوانند قبول کنند یا خیر. نتیجه هم معلوم بود: خدا در پشت در عقل باقی می ماند، و اجازه ورود نداشت. زیرا خداوند را نمی شد لمس کرد و یا دید. این است که کلیه امپراتوری های این گونه، فقط چند روزی بوده اند. حتی نامگذاری امپراتوری بر انان اشتباه بوده، زیرا فقط یک شهر را در اختیار داشته اند. و بقیه را بربر یا وحشی می دانستند. اصطلاح تمدن هم به همین معنی است: زیرا از مدنیت یعنی شهر  (سیتی) درست شده است. لذا اطلاق تمدن به ایران یا اسلام، تحقیر جهانشمولی آن است. و به همین خاطر دشمنان ایران، آن را ایرانشهر می خوانند. تئوری ایرانشهری، باید جای خود را به جهان شهری یا حتی فرا جهان شهری بدهد. عظمت ایران را نباید فقط: در شیراز و تخت جمشید خلاصه کرد. و یا حتی به همدان، بابل و ایلام. زیرا تنها یکی از این شهرها، برابر آتن و روم است. ایران بزرگ، امپراتوری با اجازه بوده: امپراتوری یکتا و یکتا پرست. فراگیر و جهانشمول. با انقلاب اسلامی، از جهانشمولی هم بالاتر رفته: و فرا زمینی گشته است. امروز حضور ایران در فضا، این نوید را می دهد که: امپراتوری فضایی بی اجازه هم، منقرض شود و به تاریخ بپیوندد. زیرا ماهواره های ایران، همگی تازه و نوهستند. و مامور پاکسازی فضا از زباله های فضایی. قمر های مصنوعی! یا ماهواره های مخابراتی که :روزی برای خود امپراتور بودند، امروز تاریخ مصرفشان تمام شده( اکسپایر شده ). و به زباله های فضایی تبدیل گردیده اند. و باعث بیماریهای فراوانی از قبیل: ازدیاد سرطان در روی زمین گشته اند. و سلامت کره زمین را تهدید می کنند. حتی ماهواره های تبلیغاتی هم، به سرنوشت پایانی خود رسیده اند. که نمونه آن تعطیلی شبکه من و تو هست. زیرا به دلیل فرسودگی، هزینه های زیادی را به اسپانسرها تحمیل می کنند. علاوه بر اینکه هیچ پیامی ندارند. تا مدتی از سکس برای بقای خود استفاده می کردند، که حضور عنتری مانند مصیبت! نشان داد که به ته قضیه رسیده اند. اما بر سر ویرانه آنها، امپراتوری با عظمت و با اجازه از خداوند تشکیل شد. علف های هرز تبدیل به شیر گوسفند! و برای بزرگ شدن این امپراتوری، مصرف شدند. گرچه این امپراتوری از اول بزرگ بود. زیرا همیشه با خدا بود. و از خدا اجازه می گرفت. واز درب اصلی وارد حیطه قدرت می شد. نه مانند دیگر امپراتوری ها، که دزدانه و با عنف از پنجره ها، وارد می شدند تا صاحبخانه را بیرون کنند.ابتدای صبح تاریخ! جمشید جم بود که با یک سکو(پلتفرم) بنام جام جم، برجهان حکومت می کرد. یعنی قدرت مطلق بود. و هیچ گردنکشی،  نای نفس کشیدن نداشت.شاید اولین گردنکشان همان رومی ها بودند! که تخت جمشید را هم به اتش کشیدند. اما رفتند!و به تاریخ پیوستند. ولی ایران ماند. و تا به امروز قد کشید. رومیهای جدید هم نتوانستند باقی بمانند. امروز آمریکا از دست یمنی ها! و عراقی ها، در امان نیست. و هرچه اعلام می کند: ما نبال درگیری با ایران نیستیم، فایده ندارد. انگشت کوچکه ایران! دائما آنها را قلقلک می دهد. و همین بس است که بگوییم: ایران امروز کشف شده همان ایران دیروز است. دوباره باید بخوانیم: بخوان، دوباره بخوان! بخوان بنام گل سرخ ، در صحاری شب، که باغ‌ها همه بیدار و بارور گردند! بهار آمده، از سیم خاردار گذشته. حریق شعله گوگردی بنفشه چه زیباست!(شفیعی کدکنی) بخوان بنام امپراتوری با اجازه، که از مرزهای زمینی فراتر رفته! و درآاسمانها 22بهمن را جشن می گیرند.

,والفجر و لیال عشر

اصل مطلب را بگویید
دهه فجر راز بزرگی را برملا کرد: و آن گفتمان فراجهانی شیعه بود. اما مسئولین از درک آن عاجز، زبانشان کوتاه! و یا تحت تاثیر القائات دشمنان، آن را تکذیب می کنند! راز دهه فجر: گشودن آسمان ها به روی انسان زمین گیر شده بود. انسانی که با ابزار مصنوعی، می خواست از این زمین بگریزد! اما نمی توانست. کره ماه برایش مثل: پنیر بود که فقط باید خورده می شد، و قابل سکونت نبود. کره خورشید، سوزان و پر آتش بود که حتی: با چشم غیر مسلح نیز نمی توانست: به آن نگاه کند! حسرت پرواز او برای گرفتن ستاره درمشت! فقط به ارتفاع 15هزار پایی :محدود شده بود. دست و بالش بسته بود. پرهای او قیچی شده بود. و دانش راه انحرافی برگزیده. او صاحب خانه را نادیده گرفته، و می خواست با دزدی، از پنجره حارج شود. در های علم را پشت گوش انداخته بود: و به دنبال درب مادی علم می گشت. همه چیز بود: ولی هیچ چیز نبود. عاقبت این آرزو ها منفجر شد: فجر انقلاب اسلامی را ایجاد کرد. فجر انقلاب اسلامی نتیجه آرزوهای فروخفته بشریت، در میان زندان هایی از آهن بود. آدم هاییکه در هواپیمای آهنی می نشستند، و یا در تانکهای چیفتن، خود را زندانی می کردند تا: راهی برای آزادی و آبادی پیدا کنند. از انفجار جمعیت ترسیده بودند! و دست به کشتار های وسیع می زدند. گویا می اندیشیدند: دنیا بزودی تمام می شود. و آنها گرسنه خواهند ماند. واپسین امید های بشری، برای رفتن به کره مریخ! یخ زده بود. زیرا کره مریخ نه جایی برای زندگی کردن، بلکه جایی برای یخ زدن! و زیبایی هالب گونه بر: دور سیاره شدن. باید خود را برای منجمد شدن آماده می کرد. تا شاید چند سال دیگر، ذوب شود و زندگی بیشتری را تجربه کند. کهکشان راه شیری، برایش ترسناک بود. زیرا که مادر هرکول، در هنگام شیردادن فرزندش، پا به فرار گذاشته بود. سیاهچاله ها دهن گشوده بودند. تا زمین را ببلعند. و شهاب ها بر سر انسان ها، باریدن گرفه بود! قیامتی بود و رستاخیزی! و بشری که هرچه دست و پا می زد، چیزی دستگیرش نمی شد. ایام الله دهه فجر آئینه ای شد و: خورشید اسلام در ان تابید، و بر مردم منعکس شد. و دیدند همه:! که خورشید نه سوزان، که گرمابخش و نیرو بخش و حیات بخش است. اگر جهنم هست، برای خودش است! اما برای ما نور تولید می کند. اگر مریخ! یخ زده بود، یخ هایش آب شد و بوی زندگی از ان به مشام رسید: کره ماه، که به وسیله پیامبر اسلام، دونیمه شده بود در شیارهای خود، زندگی را جوانه زد. و :هوا و فضا! بجای زباله دانی ماهوارک ها! اکنون  پیام های محیط زیست را مخابره می کنند. چون: ایران پا به فضا گذاشته بود. دیگر هیچ چیز هولناک نبود: حتی مرگ، شیرین ترین رویای انسانها شده بود. شهادت در راه خدا، معنی خود را تفسیر کرده بود: زندگی در جهانی بزرگتر و آباد تر: و پرواز بدون هیچ ترسی، به تمامی اقطار جهان . شهدا چنان قهقهه مستانه میزنند و(عند ربهم یرزقون) هستند که همه را به خود می خوانند. آنها نه تنها به کره مریخ که: در جوار رحمت الهی رفت و آمد می کنند. (طی الارض) برایشان تمرین بالندگی است. امروز هوش مصنوعی هم: دچار سرگیجه شده است: می خواهد برعلیه انسان بشورد! اما نمی تواند. جنگ ستارگان به دوستی ستارگان تبدیل شده. و همه در راه توسعه و رشد همگام شده اند. دیگر کسی از بی اطلاعی رنج نمی برد. هیچ سوالی در ذهن هیچ کسی نیست. همه کس همه چیز می دانند. دیگر استعماری وجود ندارد: که اسنان ها را تحقیر کند. و خود را هوش برتر بداند. امروز هوش ایرانی، همه را مبهوت کرده، تا دیگر به هوش مصنوعی نیازی نباشد. دشمن که نقاب هوش مصنوعی زده بود: تا دنیا را به دست نابود گرها! بسپارد، در یک طوفان الاقصی، برای همیشه زمین گیر شد. آنچنان که ترجیح می دهند: در اسارت فلسطینی ها باشند. و برای اعدام! از اسارت آزاد نشوند. نفس گرم گردان های قسام، در روح سرد هوش مصنوعی دمیده.  حالا، همه جهان بعثت پیامبر را جشن می گیرند. کسی نیست که قران را آتش بزند. و یا برنابودی اسلام شادی کند.

اقرا باسم ربک الذی خلق

پیامبر فرا جهانی

 دشمنان پیامبر، سعی دارند پیامبر اسلام را، در عربستان دفن کنند! در حالیکه پیامبر اسلام نه تنها جهانی، بلکه فرا جهانی هست. زیرا پیامبر اسلام، حتی  قبل از تولد حضرت آدم بوده است. و برای تمام اسمانی ها اشنا هست. وقتی ایشان به دنیا آمد، آسمان نورباران بود. و در زمین هم بینی ابرقدرت زمان، به خاک مالیده شد.  کنگره کاخ امپراتوری ساسانی (تیسفون) ترک برداشت. دریای ساوه خشک شد، و آتشکده زرتشتی ها خاموش گشت. پیامبر اسلام در یک شب از مکه به بیت المقدس رفت! از انجا با سرعت نور، به اسمانها سری زد و برگشت. در حالیکه زمان برایش صفر شده بود. بنا بر این رحمت للعالمین است. اگر فقط برای دنیا بود، می فرمود عالم! ولی فرمود عالمین. یعنی همه جهان ها. در بسیاری از روایات آمده که: معصومین در اسمان ها، معروفتر از زمین هستند. یک روز شیطان مجسم شد و گفت: من حضرت علی ع را دوست دارم! گفتد چرا؟ گفت: وقتی خدا را عبادت می کردم، یک روز نور بسیار زیادی، بسرعت از بالای سر ما گذشت. پرسیدم این نور چیست گفتند: نور حضرت علی ع است. لذا فراجهانی به این معنی است. در مکان و زمان جاری است. یعنی همه زمان ها و همه مکان ها پیامبر اسلام را می شناسند. (هوش مصنوعی هم به دنبال راز این کار است)بهت بحیرا از مهر نبوت، در کودکی پیامبر اتفاق افتاد. ولی شق القمر در زمانی اتفاق افتاد که: مردم معجزه خواستند. لذا با این دید همه کسانی که به پیامبر اهانت می کنند، یا او را محدود می دانند، کاملا در اشتباه هستند. محدود کنندگان پیامبر بر چند دسته هستند: دسته اول که می گویند: او دیوانه، شاعر یا ساحر است. که قران جوب آنها را داده: (ماهو بشاعر و مجنون!) دسته دوم گفتند: او سواد ندارد بنابر این: از سلمان فارسی اقتباس می کند. یعنی الکی از خانه بیرون می رود: و برمی گردد و می گوید: به من وحی شده!  یزید شعر معروف خود را می خواند که: نه وحی درکار بوده و نه پیامبری! اما خداوند جواب آنها را هم داده: او یک عجمی است، ولی قران عربی فصیح. دسته سوم کسانی هستند که امروزه ادعا می کنند: او مربوط به 14قرن پیش است. و: مسائل روز تغییر کرده است. یا می گویند: فقط مربوط به عربها هست. که هر دو اینها اشتباه است. زیرا پیامبر قبل از رحلت، حضرت علی ع را جانشین: خود معرفی کرد. و بعد هم فرزندان او به امامت رسیدند: تا 250سال. چون مردم به فهم و بلوغ رسیده بودند، امام غایب شد تا در انتهای تاریخ ظهور کند. و در این فاصله، نواب و نمایندگان حکومت را به دست گرفته اند. اکنون وظیفه تمام مردم دنیا هست: از ابتدا تا انتها! که پیامبر را بشناسند. و به حرفهای او عمل کنند. و اگر کسی بگوید من نمی دانستم، از او پذیرفته نیست. امروز، این مطالب را به 22زبان تالیف می کنم تا به گوش همه برسد. و اگر جاهایی هست که نمی رسد. وظیفه شما است. گرچه وظیفه خود مردم هم هست. اما ابتدا خداوند از علما تعهد گرفته. است. اما مردم هم تک تک مسئولند: که مانند سلمان فارسی جستجو کنند. وی سیصد سال عمر داشت! و همه آن را در سفر و تحقیق بود. وی زمان پارتیان  و افراد قبل از ساسانیان را، تجربه کرده بود. وی شاهد بود که ساسانیان همه کتب ماقبل خود را سوزاندند. او شاهد بود که پادشاهان ساسانی، برای مقابله با اسلام، زرتشتیان را به دربار دعوت کردند. و از انها خواستند مانع نفوذ اسلام شوند. وی می دید که حتی انها در مقابل اذان مسلمانها! برای خود موی گوش شدند. یعنی موهای خود را تا بناگوش تاب می دادند. وعربها به ان مجوس می گفتند. اما همه را رها کرد و به مدینه رفت. و نزد پیامبر اسلام عرضه کرد. و آنقدر مقرب شد که پیامبر فرمود: (سلمان منا اهل البیت). و همشهری های او را مسلمان نامید! بنا براین بعثت پیامبر نه بوسیله سلمان، بلکه در غار حرا اتفاق افتاد. جبرائیل او را مجبور به خواندن کرد(چیپ کامپیوتری زیر پوستش کار گذاشت!)(اقرا و ربک الاکرم): بخوان پیامبر. و او خواند. برهمه خواند. و تولد قران را اعلام کرد. و جشن تولد قران هم همان روز مبعث است.

فذکر هم بایام الله

روز فراجهانی 22بهمن
دشمن سعی دارد: جشن 22بهمن را هرچه محدود تر و کمتر نشان دهد! دوستان نادان هم، به او کمک می کنند تا فقط: در چهار چوب ایران جشن گرفته شود. برخی ها پارا فراتر گذاشته: به تهران نگاه می کنند. یکی هم مانند بی بی سی، فقط جاهای خالی خیابان های تهران را نشان می دهند! می گویند یک نفر  چلو کبابی تاسیس کرد، ولی هیچ مشتری نداشت! ماهها گذشت و عاقبت از یک فرد پر تجربه، علت را جویا شد! او گفت: شرح فعالیت روزانه ات را بگو! وی گفت: تا ظهر کار می کنیم، ظهر برای نماز و نهار 2ساعت تعطیل می کنیم! حالا وضع دشمنان 22بهمن، همین است: درست موقع ظهر 22 بهمن، همه دوربین ها را خاموش می کنند: و می گویند چیزی ندیدیم. اما واقعیت تغییر نمی کند. امام خمینی این روز را یوم الله نام گذاری کرد: یعنی روزی که نه تنها توسط انسانها، بلکه از سوی آسمانها هم، گرامی داشته می شود. در قران هم آمده:( فذکر هم به ایام الله) یعنی روز های خدایی را یاد آوری کنید: روز های خدا، روز هاییست که مردم را به یاد خدا می اندازد. چون فراموشی ذاتی بشر است. کلمه انسان از نسیان و فراموشی می اید. انسان ها فراموش می کنند که: خداوند دنیا را در شش روز خلق کرد. لذا نوروز را بوجود آورد، تا مردم همه ساله تولد زمین را جشن بگیرند. از این رو نوروز 6روز است. اما جشن تولد ماه! به آنها اضافه شده و 12روز گردید. هر ماه نیز جشن گرفته می شود. البته به فرموده امام صادق ع : مردم پارس آن را ادامه دادند، ولی اعراب آن را ضایع کردند. شبهای چله، یاد آور طولانی ترین شب سال است. در ان شب انسانها با بیداری و: شاهنامه خوانی و قران و حافظ، یاد خدا را گرامی می دارند. و نعمت های او را پاس می دارند. روز نجات مردم مصر از دست فرعونیان، ایام الله است. که مصریها آن را فراموش می کنند، ولی فرعون را (اهرام ثلاثه)فراموش نمی کنند. برخی از ایرانی ها نیز، 22بهمن را فراموش می کنند، ولی طاغوت را دائم یاد آوری می کنند. از این رو باید دانست که 22بهمن، در آسمانها هم جشن گرفته می شود. لذا در روی زمین ، همه مردم دنیا، در روستا و شهر و: با هر دین و ایین، با هر نژادی باید آن را جشن بگیرند. زیرا به فرموده امام خمینی 22بهمن: ایینه ای است که خورشید اسلام، بوسیله آن برما تابید. و نباید قربانی مطامع افراد سودجو و: انحصار طلب قرار بگیرد. وآن را فقط به فجر آفرینان تبریک بگویند. سازمان تبلیغات اسلامی یا شورای هماهنگی تبلیغات، به همین دلیل کلمه ایران را با خود حمل نمی کنند. زیرا اسلام برای همه مردم جهان است. هر نوزادی که متولد می شود، بایدد در گوش راست او اذان، و درگوش چپ او اقامه بگویند. هر فردی به سن بلوغ رسید، باید نماز بخواند و زکات بدهد. این دستور الهی است. دستور یک ایرانی، یا اهالی نجف یا مکه و مدینه نیست که: آن را محدود به جغرافیا کنیم. همه مردم دنیا را خداوند از: یک پدر و مادر خلق کرده و نباید: آنها در خطر گمراهی بمانند، و به اتش جهنم بسوزند. مقصر آنهایی هستند که محدود کننده هستند.(و قفوا هم انهم مسئولون) محدود کنندگان هستند که: از اسامی چون مسیحی و یهودی و زرتشتی و بودایی و مایا،استفاده می کنند. و الا خداوند همه را عبد خطاب می کند. و ناس می گوید. چرا که یکسان هستند و: چیپ! وجودی انها یکی است. فطرت، عقل و غریزه انسانی، دستگاه هدایت گر خودکاری است که در: وجود همه انسانها کار گذاشته شده است. فقط انسان ها باید اراده کنند: آن را روشن کنند! انبیا وظیفه کلید زدن را دارند. و کلید همه زده شده، اما محدود گران، آن را خاموش می کنند. لذا ای همه انسان های جهان، بیدار شوید به خدا ایمان بیاورید! و در راهپیمایی 22بهمن در محله ها و شهر ها شرکت کنید. با توجه به توان خود، این موضوع را به 22زبان! ترجمه کردیم، ولی شما باید ان را به تمام: زبانهای محلی و شهری و روستایی ترجمه کنید. و به همه آحاد مردم برسانید. دوربین های خداوند، آنها را ضبط می کند. ملائکه آن را بازبینی و مشاهده می کنند. و خداوند خوشحال می شود.